X
تبلیغات
اطلس سبز

فتوسنتز و عملکرد غلات

چون کربن جزء اصلی ماده خشک گیاه است . پس منطقی است که افزایش سرعت اسیمیلاسیون دی اکسید کربن باعث افزایش عملکرد شود. از حدود سالهای 1960 سرعت اسیمیلاسیون Co2 نقطه شروعی برای توجیه بهبود عملکرد گیاهان زراعی بوده است.و درک اینکه چرا افزایش سرعت فتوسنتز برگ ممکن است عملکرد را افزایش ندهد اساس درک فیزیولوژی در رابطه با رشد و نمو آن ها می باشد.

تمام مواد فتوسنتزی تولید شده به سمت عملکرد اقتصادی یعنی دانه هدایت نمی شود . بخشی به ریشه ها ، برگ ها ، ساقه ها و وظایف حیاتی گیاه مصرف می شود . لذا اندازه گیری سرعت فتوسنتز یک برگ از یک گیاه منفرد نمی تواند نشان دهنده کل سرعت فتوسنتز آن گیاه با جمعیت گیاهی باشد.

زلیچ دریافت که اندازه گیری فتوسنتز گمراه کننده است . و دریافت که عملکرد گیاه زراعی رابطه نزدیکی با اسیمیلاسیون فتوسنتزی خالص Co2 دارد که در طول فصل محاسبه شده باشد . و خمچنین آزمایشات ، بر روی غنی سازی Co2 حاکی از آن است که افزایش فتوسنتز خالص عملکرد را افزایش می دهد.

جنبه های فیزیولوژیکی غلات :

فتوستز فرایندی است که طی آن انرژی نورانی خورشید به انرژی شیمیایی تبدیل می شود. که مهمترین پدیده بیولوژیکی روی کره زمین است که منبع انرژی اولیه بشر است. پس فتوسنتز اساس رشد و عملکرد تمام گیا هان زراعی می باشد.

فتوسنتز فقط در گیا هان سازگار از نظر ژنتیکی رخ می دهد.و گاهی متغیر های محیطی نیز ممکن است اثرات محیطی را بپوشاند. از نقطه نظر اصلاح نباتات تلاش برای افزایش عملکرد دانه بدون توجه به مقدارمواد فتوسنتزی قابل دسترس ، به طور کلی شکست خورده است.

مقاله ای با عنوان زراعت غلات شامل موضوعاتی چون (جنبه های فیزیولوژیکی غلات- فتوسنتز و عملکرد غلات- گیاهان C3 و C4- اختلافات گیاهان C3 و C4- نمو گیاه و فتو سنتز- روابط مخزن – منبع- برنج- تیپ های برنج- خصوصیات خاک برنج های غرقابی و شناور- کود های بیولوژیکی- نکات قابل توجه در عملیات برنج- مقایسه سیستم های کشت برنج)

 اندامک کلروپلاست

مقدمه

کلروپلاست معمولا از میتوکندری بزرگتر است و شباهت زیادی به میتوکندری دارد و جایگاه فرآیند فتوسنتز می‌باشد. کلروپلاستها جز گروهی از اندامکها هستند که این اندامکها پلاستید نام دارند. پلاستیدها در کلیه سلولهای گیاهی یافت می‌شوند و شامل اتیوپلاست ، کلروپلاست ، کروموپلاست ، آمیلوپلاست و الایوپلاست هستند.

وجه مشترک تمام پلاستیدها این است که تمام آنها از اندامک کوچک اولیه‌ای به نام پروپلاستید ایجاد می‌شوند. پروپلاستید که پیش ساز کلیه پلاستیدها است. بسته به بافت گیاه و پیامهای محیطی به انواع گوناگون پلاستها تمایز پیدا می‌کند. کلروپلاست تنها پلاستیدی است که کلروفیل دارد و عمل فتوسنتز را انجام می‌دهد.

تاریخچه

کلروپلاستها به دلیل رنگ داشتن رنگ سبز از اولین اندامکهایی هستند که در یاخته‌های گیاهی نظر پژوهشگران را به خود جلب کرده‌اند. ووشر در سال 1803 رده بندی جلبکهای رشته‌ای آب شیرین را بر بنای شکل ذرات سبز موجود در آنها قرار داد و آنها را به کونفروهای مارپیچی ، ستاره‌ای و لوله‌ای تقسیم کرد. در جلبکها کلروپلاستها ساختمان ساده‌تری دارند و اغلب آنهارا کروماتوفور می‌نامند. در گیاهان پیشرفته و عده‌ای از جلبکهای سرخ و قهوه‌ای کلروپلاستها کروی ، بیضوی و یا اغلب عدسی شکل هستند.

 اندازه کلروپلاست

کلروپلاستها اندازه بسیار متفاوتی دارند. طول آنها از حدود 2 تا بیش از 30 میکرون می‌رسد. در گیاهان پیشرفته طول کلروپلاستها 3 تا 10 میکرومتر ، عرض آنها 1 تا 3 و ضخامتشان 1 تا 2 میکرومتر است. اندازه کلروپلاست به ویژگیهای وراثتی ، سن یاخته و دیگر ویژگیهای فیزیولوژیکی یاخته وابسته است. یاخته‌های پلی پلوئید کلروپلاستهای درشت‌تری از یاخته‌های دیپلوئید دارند.

رنگ کلروپلاست

کلروپلاستها به دلیل داشتن کلروفیل اغلب سبز رنگ هستند اما در برخی شرایط فیزیولوژیکی یا بر حسب نوع یاخته و میزان نسبی رنگیزه‌های غیر کلروفیلی ممکن است به رنگهای دیگری دیده شوند. در جلبکهای قهوه‌ای و قرمز ، رنگ سبز کلروفیل بوسیله سایر رنگیزه‌ها پوشیده شده است.

تعداد و محل کلروپلاست

تعداد کلروپلاست بر حسب نوع یاخته ، گونه گیاهی و سن یاخته تغییر می‌کند. تعداد کلروپلاستها در هر میلیمتر مربع برگ کرچک به حدود 400 هزار می‌رسد و یک درخت ممکن است تا 1012 عدد کلروپلاست داشته باشد. کلروپلاستها در یاخته‌های جلبکها و گیاهان مختلف در بخشهای مختلف یاخته قرار می‌گیرند. بطور معمول در بخشهای کناری یاخته که امکان دریافت نور بیشتر است فراوانی بیشتری دارند.

در ساختمان کلروپلاستها سه بخش اصلی شامل پوشش پلاستی ، ماده زمینه‌ای یا استروما و ساختمانهای غشایی درونی قابل تشخیص است.

 پوشش پلاستی

غشای خارجی

غشای خارجی کلروپلاست ضخامت متوسط حدود 60 آنگستروم دارد و از نوع غشاهای زیستی واحد است. این غشا صاف است، ریبوزوم ندارد و سد بین سیتوزول و درون پلاست است.

اتاق خارجی

اطاق خارجی یا فضای بین دو غشا وسعت متوسط حدود 100 تا 200 آنگستروم دارد و از مایعی دارای آب ، ترکیبات مختلف آلی ، مقدار کمی نمکهای کانی و یونهای حاصل از آنها پر شده است.

غشای داخلی

 این غشا ویژگیهای عمومی شبیه غشای خارجی دارد. ضخامت متوسط آن حدود 60 آنگستروم است. گرچه غشای داخلی می‌تواند چین خوردگیهایی را به درون پلاست داشته باشد. اما نظریه کنونی بر این است که سیستمهای غشایی درونی کلروپلاست اساسا مستقل از غشای داخلی است.

اتاق داخلی

ماده زمینه‌ای یا استروما اطاق داخلی کلروپلاست را پر کرده است. در استروما اجزای قابل رویت با میکروسکوپ الکترونی مانند سیستم غشاهای درونی ، مولکولهای DNA مشابه با پروکاریوتها ، ریبوزومهای از نوع 70s به حالت منفرد یا پلی‌زوم. در استروما اغلب ذرات نشاسته نیز وجود دارد. استروما دارای آنزیمهای مختلف از جمله آنزیمهای واکنشهای مرحله تاریکی فتوسنتز و آنزیمهای لازم برای بیوسنتز پروتئینهاست.

سیستم غشایی درون کلروپلاست

در استرومای کلروپلاستها ساختمانهای غشایی زیادی وجود دارند که مقدار آنها و نوع آرایششان به حسب نوع گیاه و ویژگیهای فیزیولوژیکی یاخته‌ها متفاوت است. این ساختمانها تیلاکوئید نام دارند. این غشاها با سازمان یافتگی بسیار ویژه خود جایگاه انجام واکنشهای مرحله نوری فتوسنتز هستند.در روی این غشاها رنگیزه‌های نوری یافت می‌شود.

 کلروپلاست جایگاه فتوسنتز

فتوسنتز فرایندی است که در گیاهان سبز برای تولید مواد غذایی بکار می‌رود که با استفاده از دی‌اکسید کربن و نور خورشید انجام می‌شود. فتوسنتز شامل دو سری واکنش وابسته به نور و غیر وابسته به نور است. واکنشهای غیر وابسته به نور یا واکنشهای تاریکی در استرومای کلروپلاست صورت می‌گیرد و طی آن انرژی شیمیایی لازم برای انجام واکنشهای مرحله نوری تامین می‌شود. این مرحله در بیشتر گیاهان در شب انجام می‌شود. در واکنشهای مرحله نوری با استفاده از دی‌اکسید کربن و نور خورشید انواع مختلف کربوهیدراتها ساخته می‌شود.

ژنوم کلروپلاست

کلروپلاست مانند میتوکندری DNA دارد و در آن همانند سازی ، رونویسی و پروتئین سازی مستقل از هسته صورت می‌گیرد. این فرایندها در بستره کلروپلاست انجام می‌گیرد. به نظر می‌رسد DNA کلروپلاستها مانند DNA میتوکندریها به غشای داخلی کلروپلاست چسبیده‌اند. اندازه ژنوم کلروپلاست در تمام گیاهان مشابه است. DNA کلروپلاستها ملکولهایی حلقوی هستند. ژنوم کلروپلاست 120 ژن دارد و محصولات شناخته شده آنها شامل RNA‌های ریبوزومی ، tRNAها ، برخی زیر واحدهای RNA پلی‌مراز ، برخی از پروتئینهای ریبوزومی و تعدادی از آنزیمهایی است که در فتوسنتز نقش دارند.

کلروپلاست‌زایی

کلروپلاست از تمایز پلاست اولیه و اتیوپلاست بوجود می‌آید. کلروپلاست مثل میتوکندری طی چرخه سلول بزرگ می‌شود و تقسیم دوتایی پیدا می‌کند. صفاتی که توسط DNA کلروپلاست تعیین می‌شوند، مانند وجود رنگدانه‌های عمل کننده در فتوسنتز در 3/2 گیاهای عالی از وراثت سیتوپلاسمی تبعیت می‌کنند و توارث اکثرا دو والدی می‌باشد. به عنوان مثال از آمیزش گیاه نر و ماده‌ای که یکی کلروپلاست سالم و دیگری کلروپلاست معیوب دارد، گیاهانی حاصل می‌شوند که برگهای آنها دارای لکه‌های سبز و سفید هستند، لکه‌های سبز مربوط به کلروپلاست سالم است، در حالی که لکه‌های سفید مربوط به کلروپلاست معیوب هستند.

القای پلاست اولیه توسط نور و مراحل تمایز آن به کلروپلاست بالغ

1.       پلاست اولیه در سلولی که به تاریکی عادت دارد فقط غشای خارجی و داخلی دارد.

2.    در اثر مجاورت با نور ، کلروفیل ، فسفو لیپیدها ، بستره کلروپلاست و پروتئینهای تیلاکوئیدی ساخته می‌شوند و وزیکولهای کوچک از غشای داخلی جوانه می‌زنند.

3.       با بزرگ شدن پلاستها ، بعضی از وزیکولهای گرد ادغام می‌شوند و وزیکولهای پهن تیلاکوئیدی را تشکیل می‌دهند.

4.       در مراحل آخر تمایز کلروپلاست ، بعضی از وزیکولهای تیلاکوئیدی روی هم انباشته می‌شوند و گرانا (جمع گرانوم) را بوجود می‌آورند.

تکامل پلاستها از موجودات ابتدایی

از موجودات ابتدایی یا باکتریهای فتوسنتز کننده تکامل ساختارهای پلاستی در سه جهت انجام گرفته است.

  • گسترش سطح نسبت به حجم که بخصوص برای کسب انرژی نورانی مناسب است.
  • گزینش انواع مختلفی از رنگیزه‌های پذیرنده نور ، تشکیل گیرنده‌های نوری بسیار مختلف را امکان پذیر می‌سازد.
  • تخصصی شدن اعمالی که منجر به تغییر ترکیب و ساختمان پلاست شده و موجب تولید انواع مختلف پلاستهای عمل کننده شده است که می‌توانند به یکدیگر تبدیل شوند.

فیزیولوژی دانشی است که وظیفه‌اش بررسی عملکرد (Function) موجودات زنده است. ماهیت بررسی در این علم ، وظیفه و کارکرد اندامهاست. نام قدیمی فیزیولوژی وظایف‌الاعضا بوده است. فیزیولوژی گیاهی ، مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای رشد و نمو ، متابولیزم و تولید مثل گیاهان است.

دید کلی

کشف قوانینی که بر تغذیه گیاه و رشد و نمو آن حکومت می‌کند، شناخت توانایی واقعی سلولها در انجام فعالیتهای بیولوژیک و همچنین ارائه روشهایی که ظهور یکی از توانائیهای سلولی را امکان‌پذیر می‌سازد، هدف اساسی فیزیولوژی گیاهی محسوب می‌شود. همانطور که مسیر روشن بسیاری از اکتشافات نظری ، منشا پیشرفتهایی در یکی از شاخه‌های تجربی علوم است، نتایج حاصل از مطالعاتی که در همه شئون علمی بالاخص در فیزیولوژی گیاهی صورت گرفته، باعث توسعه و پیشرفت واقعی کشاورزی شده و آن را از صورت ابتدایی خود در نخستین روزهای ظهور انسان به صورت کاملا پیشرفته امروزی ، مبدل ساخته است.

از طرف دیگر ، ترقیات سریع فیزیولوژی گیاهی نیز خود مدیون ترقیات علوم دیگری مانند فیزیک و شیمی است، زیرا عملا کلیه اعمال متابولیزم سلولها بر اساس قوانینی تفسیر می‌شوند که در مورد عالم بیجان شناخته شده‌اند. شک نیست که علم فیزیولوژی گیاهی ، علمی است تجربی و همه کوششهایی که در این زمینه صورت می‌گیرند، به شناسایی بیش از پیش ماده زنده منجر می‌شوند. به علاوه فیزیولوژی گیاهی ، علم پایه مستقلی است که دارای مفاهیم خاصی بوده،

 موضوعات مطرح شده در فیزیولوژی گیاهی

فیزیولوژی گیاهی را می‌توان مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای چرخه‌ای متحرک رشد ، متابولیزم و تولید مثل دانست. مباحث زیادی در فیزیولوژی گیاهی بحث می‌شود و در هیچ علمی ، نحوه پیشرفت واضح‌تر از زمینه فیزیولوژی گیاهی نیست. از مباحثی که در فیزیولوژی گیاهی بحث می‌شود، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

تغذیه و جذب در گیاهان

انجام صحیح فرایندهای متابولیزمی مستلزم وجود عناصری است که باید به صورت اکسید شده یا احیا شده ، معدنی و یا آلی جذب سلولها شده، احتیاجات آنها را از نظر ماده و انرژی تامین کنند. مقدار و نوع این احتیاجات تابعی از شدت و نوع واکنشهای متابولیزمی بوده و به همین مناسبت هر موجودی از نظر قدرت سنتز و طریقه تحصیل انرژی با موجود دیگر متفاوت است.

موجودات زنده را از نظر قدرت سنتز و همانند سازی به دو دسته اتوتروف و هتروتروف تقسیم می کنند. موجودات اتوتروف موجوداتی را گویند که از ترکیبات ساده‌ای نظیر دی‌اکسید کربن و ترکیبات معدنی مختلف مانند نیتروژن معدنی ، می‌توانند کلیه احتیاجات خود را برطرف سازند که گیاهان در این گروه قرار می‌گیرند.

 

احتیاجات گیاهان نسبت به انرژی

سلولهای گیاهی انرژی موجود در مواد تشکیل دهنده خود را به صور مختلف زیر از دست می‌دهند.

  • به صورت انرژی حرارتی که در بعضی موارد مانند گل آذین گل شیپوری کاملا آشکار است.
  • به صورت انرژی نورانی مانند فلورسانس کلروفیل
  • به صورت انرژی مکانیکی مانند سیکلوز در سیتوپلاسم
  • به صورت انرژی الکتریکی که نتیجه آن برقراری اختلاف پتانسیل بین اعضای مختلف گیاهان است.

احتیاجات گیاهان نسبت به مواد

میزان این احتیاجات در نمونه‌های مختلف گیاهی ، متفاوت است. رفع احتیاجات یک گیاه بالغ در درجه اول به منظور جبران موادی است که این گیاه در طول حیات از دست می‌دهد. در درجه دوم ، رشد و نمو یک گیاه احتیاجات احتمالی دیگری بوجود می‌آورد. کلیه این احتیاجات بوسیله منابع طبیعی مختلفی تامین می‌شوند که عبارتند از: خاک ، هوا ، آب و محیطهای آلی.

بطور کلی در بخش تغذیه و جذب مباحث مختلفی بحث می‌شود: احتیاجات گیاهان ، نقش عمومی و اختصاصی عناصر و علائم کمبودهای آنها ، محلولهای غذایی و کودهای شیمیایی ، تغذیه نیتروژن معدنی و آلی ، چرخه متابولیزمی نیتروژن ، گوگرد و فسفر ، رابطه آب و خاک ، گردش مواد در گیاه ، جذب مواد معدنی ، مکانیزم جذب مواد و ... .

فتوسنتز

زندگی در روی کره زمین به انرژی حاصل از خورشید وابسته است. فتوسنتز از نظر لغوی به معنی تولید با استفاده از نور خورشید است. در فتوسنتز ، انرژی خورشیدی برای اکسید کردن آب ، آزاد شدن اکسیژن و نیز احیا کردن به ترکیبات آلی و در نهایت قند بکار می‌رود. فتوسنتز شامل دو دسته از واکنشهاست: واکنشهای نوری و واکنشهای تاریکی.

بطور کلی در بخش فتوسنتز مباحث مختلفی بحث می شود:

مفاهیم کلی در مورد فتوسنتز ، عملکرد کوانتومی نور ، ساختمان دستگاه فتوسنتزی ، ساختار تیلاکوئیدها در کلروپلاست ، گیرنده‌های نوری ، فتوسیستم‌های I و II ، مکانیزم انتقال الکترون و پروتون در کلروپلاستها ، ژنوم کلروپلاست ، چرخه احیای فتوسنتزی ، تنفس نوری ، چرخه احیای فتوسنتزی ، چرخه احیای کربن در گیاهان CAM(کراسولاسه) ، سنتز نشاسته و ساکارز در گیاهان و ... .

تنفس

تنفس فرایندی است که انرژی ذخیره شده در مواد انرژی‌زا مانند کربوهیدراتها را به شیوه‌ای کنترل شده ، آزاد می‌کند. در طی تنفس انرژی آزاد ، رها شده و به شکل ATP در می‌آید که این شکل از انرژی می‌تواند به سهولت برای نگهداری و رشد گیاه مورد استفاده قرار گیرد.

مباحثی که در مورد تنفس در فیزیولوژی گیاهی ، بحث می‌شود، به صورت زیر است:

تنفس هوازی و بی‌هوازی ، ساختمان میتوکندری‌ها ، گلیکولیز و چرخه کربس ، زنجیره انتقال الکترون در میتوکندری ، مسیر پنتوز فسفات و ... .

رشد و نمو گیاهی

رشد و نمو اساسا از پدیده‌های مهم در طی انتوژنی گیاه است. رشد و نمو تحت تاثیر عوامل متعدد محیطی و ژنتیکی قرار دارد. البته عامل مهم تعیین کننده الگوهای رشد و نمو ، عمدتا پایگاه ژنتیکی دارد. رشد عبارت است تغییرات کمی و افزایش غیر قابل برگشت در ابعاد یک موجود یا یک اندام. به مجموعه تغییراتی که ماهیت کیفی دارند، به اضافه تغییرات کمی (رشد) ، نمو اطلاق می‌شود.

مباحثی که در رشد و نمو گیاهی بحث می‌شود، به صورت زیر است. سینتیک رشد ، تروپیسمها یا گرایشها در گیاهان ، جنبشهای گیاهان ، تنظیم کننده‌ها یا هورمونهای رشد در گیاه مانند اکسین ، جیبرلین و ... ، مکانیزم تشکیل گل و فتوپریودیسم ، فیتوکرومها و دیگر پذیرنده‌های نوری و ... .

 

ارتباط فیزیولوژی گیاهی با سایر علوم

فیزیولوژی گیاهی با بسیاری از علوم ، ارتباط دارد. مانند بیوشیمی ، بیوفیزیک و بیولوژی مولکولی. البته فیزیولوژیستها مکررا از نتایج تحقیقات بیوشیمیستها و متخصصان بیوفیزیک و بیولوژی مولکولی استفاده می‌کنند و متقابلا دانشمندان رشته‌های دیگر نیز از نتایج آزمایشات فیزیولوژی گیاهی ، بهره‌مند می‌شوند.

در حقیقت این رشته‌های مرتبط ، با هم یک مجموعه ایجاد می‌کنند و مرزهای تعریف شده عمدتا مصنوعی هستند. بنابراین آشنایی با مبانی بیوفیزیک ، بیوشیمی و بیولوژی مولکولی ، غیرقابل تفکیک با فیزیولوژی گیاهی هستند.

 

 چگونگی تمایز فیزیولوژی گیاهی از رشته‌های نزدیک

چگونه فیزیولوژی گیاهی از رشته‌های نزدیک به خود مانند بیوشیمی ، بیوفیزیک و ... متمایز می‌شود؟ مثال فتوسنتز را به عنوان مثال کلاسیک در نظر بگیرید. بیوشیمیستها آنزیمها را خالص سازی کرده و خصوصیات آنها را در لوله آزمایش مطالعه می‌کنند. متخصصان بیوفیزیک ، غشاها را جداسازی نموده و خصوصیات اسپکتروسکوپی آنها را در لوله آزمایش ، بررسی می‌کنند.

دانشمندان بیولوژی مولکولی ، ژنهای کد کننده پروتئین‌های فتوسنتزی را شناسایی کرده و تنظیم آنها را در طول نمو ، مطالعه می‌کنند. در عوض متخصص فیزیولوژی گیاهی ، فتوسنتز را در عمل ، در سطوح مختلف ارگانی ، از جمله کلروپلاست ، سلول ، برگ و گل گیاه مطالعه می‌کند. صاحبنظران فیزیولوژی گیاهی ، راههای برخورد متقابل اجزا با یکدیگر برای انجام فرایندها و اعمال حیاتی را مورد مطالعه قرار می‌دهند.

 چشم انداز

طی دهه گذشته ، علوم زیستی پیشرفت چشمگیر و غیر قابل انتظاری داشته‌اند و در هیچ جا ، این نحوه پیشرفت ، بیشتر از زمینه فیزیولوژی گیاهی نیست. اکتشافاتی نیز ، قفل جادویی انتقال در غشاها را باز کردند. روشهای استخراج DNA ، ابزار جدیدی را برای فهم چگونگی تنظیم بروز و نمو ژن بوسیله نور و هومورنها فراهم کردند.

تجزیه پروتئین‌های کلیدی و کمپلکس‌های رنگیزه ، پروتئین‌هایی مانند روبیسکو (Rubisco) و مرکز واکنش فتوسنتزی با استفاده از کریستالوگرافی اشعه ایکس ، اولین طلیعه فهم مکانیزمهای مولکولی تثبیت کربن و واکنشهای نوری در فتوسنتز را فراهم کرد. جنبه های فیزیولوژیکی غلات :

فتوستز فرایندی است که طی آن انرژی نورانی خورشید به انرژی شیمیایی تبدیل می شود. که مهمترین پدیده بیولوژیکی روی کره زمین است که منبع انرژی اولیه بشر است. پس فتوسنتز اساس رشد و عملکرد تمام گیا هان زراعی می باشد.

فتوسنتز فقط در گیا هان سازگار از نظر ژنتیکی رخ می دهد.و گاهی متغیر های محیطی نیز ممکن است اثرات محیطی را بپوشاند. از نقطه نظر اصلاح نباتات تلاش برای افزایش عملکرد دانه بدون توجه به مقدارمواد فتوسنتزی قابل دسترس ، به طور کلی شکست خورده است.

فرایند فتوسنتز :

مکان فتوسنتز کلروپلاست ها می باشد.کلروپلاستها ، اجسام رنگدانه داری (کلروفیل) در ستوپلاسم سلولهای برگ و دیگر بافت های سبز می باشند. اختلافات ژنتیکی و محیطی مقادیر نسبی رنگدانه کلروفیل را تغییر داده و برگهایی را تولید می کنند که رنگ سبز تیره تا زرد دارند.

علاوه بر کلروپلاست Co2 , H2o وانرژی نورانی خورشید نیز لازم است تا گلوکز تولید شود. گلوکز به برگها و یا به دانه ها رفته و تغییر شکل می دهد.

کارایی فتو سنتز :

کارایی فتوسنتز در حدود 1% است.یعنی از کل تشعشعات ورودی به یک مزرعه فقط 1% به انرژی شیمیایی تبدیل می شود. رسیدن به کارایی بالا در فتوسنتز امکان پذیر است ولی در شرایط مزرعه بیش از 6% انتظار نمی رود.حد بالای کارایی تا 20% به صورت فرضی محاسبه شده است.

 

 فتوسنتز و عملکرد غلات :

چون کربن جزء اصلی ماده خشک گیاه است . پس منطقی است که افزایش سرعت اسیمیلاسیون دی اکسید کربن باعث افزایش عملکرد شود. از حدود سالهای 1960 سرعت اسیمیلاسیون Co2 نقطه شروعی برای توجیه بهبود عملکرد گیاهان زراعی بوده است.و درک اینکه چرا افزایش سرعت فتوسنتز برگ ممکن است عملکرد را افزایش ندهد اساس درک فیزیولوژی در رابطه با رشد و نمو آن ها می باشد.

تمام مواد فتوسنتزی تولید شده به سمت عملکرد اقتصادی یعنی دانه هدایت نمی شود . بخشی به ریشه ها ، برگ ها ، ساقه ها و وظایف حیاتی گیاه مصرف می شود . لذا اندازه گیری سرعت فتوسنتز یک برگ از یک گیاه منفرد نمی تواند نشان دهنده کل سرعت فتوسنتز آن گیاه با جمعیت گیاهی باشد.

زلیچ دریافت که اندازه گیری فتوسنتز گمراه کننده است . و دریافت که عملکرد گیاه زراعی رابطه نزدیکی با اسیمیلاسیون فتوسنتزی خالص Co2 دارد که در طول فصل محاسبه شده باشد . و خمچنین آزمایشات ، بر روی غنی سازی Co2 حاکی از آن است که افزایش فتوسنتز خالص عملکرد را افزایش می دهد.

اختلاف در کارایی فتوسنتز :

برخی گونه های گیاهی زراعی سرعت فت.سنتزی متفاوتی را نشان می دهند . بعنوان مثال سورگوم و ذرت ظرفیت بهره برداری انرژی نورانی خورشید را با سرعت تقریبا 50 تا 66 % بیشتر از توتون دارند . که بخش عمده ای از این اختلاف را می توان با اختلافات در تنفس توضیح داد.

گیاهان C3 و C4 :

زمانی که اولین محصول فتوسنتزی در گیاه ،یک ترکیب 3 کربنه (C3) باشد از مسیر کالوین – بنسون و اگر 4 کربنه (C4) باشد از طریق هچ – اسلک است .که برای اصلاع گیاهان C4 به کار برده می شود. و انحراف از نوع فتوسنتز C4 را متابولیسم اسید کراسولاسه یا CAM می نامند که با مناطق خشک سازگاری دارد.

گیاهان C4 (ذرت ، س.رگوم ، ارزن) در شرایط گرم و نور زیاد کارایی بیشتری از گیاهان C3 (غلات) دارند . در مجموع کارایی آنها (C4) حدود 40 % است.

تمام گیاهان به انرژی نیاز دارند و این انرژی از طریق تنفس به دست می آید . 2 نوع تنفس وجود دارد :

1- مستقل از نور : قند و کربو هیدرات تولید شده در فتوسنتز را به CO2 و H2O تبدیل می کند. از نظر زراعی تنفس نشان دهنده تلفات است و باید به حداقل برسد که درست نیست زیرا تنفس لازم است تا انرژی برای رشد و بقای گیاه فراهم شود . و تنفس بیش از نیاز برای تولید عملکرد زاید است . پس اهمیت سرعت اسیمیلاسیون خالص بیش از سرعت فتوسنتز و تنفس است.

2 – تنفسی که در حضور نور و در گیاهان C3 مشاهده می شود و ظاهرا در گیاهان C4 وجود ندارد.

اختلافات گیاهان C3 و C4 :

1 – گیاهان C4 نسبت به C3 به نورهای با شدت بالا واکنش نشان می دهند.(2 برابر گیاهان C3)

2 – گیاهان C4 با کارایی بیشتری از CO2 استفاده می کنند و در شدت نور ثابت و نسبتا زیاد قادرند CO2 اطراف را به ppm 10 – 0 کاهش دهند. که این نقطه جبران است . در حالی که در C3 برابر ppm 150 -50 co2 است . نقطه جبرانی پایین نشان دهنده کارایی زیاد فتوسنتز است .

3- گیاهان C4 سرعت اسیمیلاسیون خالص بالاتری از C3 دارند که به خاطر عدم وجود تنفس نوری است .

4 – درجه حرارت بر روی C4 تاثیر مطلوب ، و بر روی گیاهان C3 تاثیر نا مطلوبی دارد . تا دمای 0 تا 35 درجه سانتیگراد سرعت تنفس به ازای هر 10 درجه سانتیگراد افزایش حدود 2 تا 4 برابر افزایش می یابد. بسیاری از گیاهان C3 در محدوده دمایی 25 تا 35 درجه سانتیگراد تولیدی ندارند ولی گیاهان C4 افزایش نولید دارند.

5 – در گیاهان C4 کارایی مصرف آب بیش از گیاهان C3 است . میانگین ماده خشک تولید شده برای هر 1000 گرم آب مصرفی ، 29/3 گرم برای C4 و 54/1 گرم برای C3 می باشد.

6 – سرعت انتقال با سرعت فتوسنتز همبستگی دلرد زیرا انتقال آهسته می تواند عملکرد را محدود کند . در برگهای گیاهان C4 انتقال 2 برابرسریعتر از برگهای C3 است.

7 – حداکثر رشد گیاهان C4 بیشتر از گیاهان C3 است (به جز چند استثناء). وقتی طول فصل رشد متوسط در نظر گرفته می شود سرعت رشد C3 برابر 13 گرم در متر مربع در روز بوده و برای گیاهان C4 برابر 22 گرم در متر مربع در روز می باشد. با محصور کردن گیاهان C3 و C4 در ظرف در بسته دارای نور اختلاف در تنفس نوری را می توان نشان داد . چون C4 نقطه جبرانی پایین تری از گیاهان C3 دارند زمانی که گیاهان C4 از CO2 مصرف می کنند گیاهان C3 از بین می روند.

نمو گیاه و فتو سنتز :

آندوسپرم بذر غلات زمانی تا مین کننده غذا است که بذر شروع به جوانه زنی و کلئوپتیل خارج و اولین برگ شروع به فتوسنتز نمایید. در شرایط گرم و مرطوب طی 4 تا 5 روز ، و در شرایط سرد و خنک تا 2 هفته طول می کشد. البته عمق کاشت و وجود سله در فواصل بین بذر کاری و سبز شدن نیز تاثیر دارد. بعد از سبز شدن و رشد سریع سطح فتوسنتزی کود را به صورت نواری در 2 طرف بذر و کمی پایین تر قرار می دهند.

اگربذر در تماس مستقیم با کود قرار بگیرد ، ممکن است سبب ضایعات اسمزی شود . مرحله رشد رویشی (جوانه زنی – گلدهی) ، که طی آن میانگره ها و تعداد پنجه ها ، تعداد و اندازه سلول ها ، طول میانگره ها تحت تاثیر طول مدت مرحله رویشی که خود نیز تحت تاثیر درجه حرارت و طول روز است .افزایش قطر ساقه ها از طریق بزرگ شدن سلول ها زمانی رخ می دهد که ساختمان های ضروری شکل گرفته اند.

مرحله رسیدگی از زمان تلقیح گل تا بلوغ بذر می باشد.این مرحله برای توسعه دانه بحرانی است و مصرف آب ، سطح برگ برای جذب موثر نور خورشید ، یا اضافه کردن مواد غذایی ممکن است فتوسنتز را برای توسعه دانه افزایش دهد ،بدون آنکه رشد رویشی را تحریک کند.

عملکرد وزن خشک نهایی دانه حاصل سرعت پر شدن دانه و طول مدت پر شدن دانه می باشد. و زمانی که در وزن خشک دانه افزایشی صورت نمی گیرد محصول به بلوغ فیزیولوژیکی خود رسیده است . که با نمونه برداری از دانه و خوشه می توان توقف افزایش وزن خشک و مرحله برداشت را تعیین نمود.

روابط مخزنمنبع :

برای تولید موفقیت آمیز غلات باید به بذر کاری در زمان مناسب و ظرفیت فتوسنتزی مناسب برای تولید دانه توجه شود.

در جو، منبع و مخزن به نظر نمی رسد که هیچ کدام محدودیتی برای عملکرد دانه داشته باشند و اثرات متقابل فید بک ها نشان می دهد که سرعت فتوسنتز ممکن است برای نیاز دانه تعدیل شود. در غلات اندازه مخزن به تعداد دانه در سنبلچه و حجم دانه و وزن آن بستگی دارد . مطالعه ای در گندم و برنج نشان می دهد که ظرفیت ذخیره ممکن است محدودیت اصلی برای عملکرد دانه باشد.

 

تنفس در گیاهان

 تنفس یعنی واکنشهای شیمیایی اساسی که منجر به شکسته شدن مولکولهای مواد آلی و رها شدن انرژی می‌شود. انرژی آزاد شده هدف فعالیتهای حیاتی مانند جنبشهای سیتوپلاسمی می‌گردد.

 دید کلی

گیاهان و سایر جانداران موقعی می‌توانند به زندگی ادامه دهند که قدرت تجزیه مولکولهای پیچیده مواد آلی (غذا) و استفاده از انرژی اندوخته شده در آنها را دارا باشند. عمل اکسیداسیون مواد آلی که منتهی به آزاد شدن انرژی می‌شود، مستلزم جذب اکسیژن از راه منافذ روی برگ ، ساقه و ریشه گیاه است. بنابراین تظاهرات خارجی تنفس عبارت است از: جذب و دفع یعنی مبادلات گازی بین گیاه و محیط.

در برابر فتوسنتز که به ساخته شدن مواد آلی منتهی می‌شود، تنفس قرار دارد که طی آن مولکولهای حاصل از عمل فتوسنتز شکسته شده و انرژی حاصل از آنها صرف فعالیتهای حیاتی مانند ساختن برخی مواد ، جذب و شناسایی مواد محلول ، جنبشهای سیتوپلاسمی و جنبش اندامهای گیاهی ، بوجود آمدن پتانسیل الکتریکی و بطور کلی رشد و نمو می‌شود. در فرایند کاتابولیزم (Catabolism) سه فرایند جداگانه بحث می‌شود: تنفس (Respiration) ، تخمیر (Fermentation) و تنفس نوری (Photorespiration) که مورد آخر مخصوص گیاهان است.

تنفس

ما می‌توانیم آنچه که در سلولهای جانوری و گیاهی به هنگام تنفس اتفاق می‌افتد، تحت فرمول کلی زیر نشان دهیم:

تنفس در سلولهایی صورت می‌گیرد که در شرایط هوازی قرار بگیرند. در جریان تنفس 3 گروه مواد مورد استفاده قرار می‌گیرند: کربوهیدراتها ، پروتئین‌ها و چربی‌ها. تنفس عمدتا در میتوکندری‌ها صورت می‌گیرد که شامل سه مرحله است:

 مرحله اول تنفس در سیتوپلاسم سلولها صورت می‌گیرد. این مرحله گلیکولیز نامیده می‌شود که طی آن قند 6 کربنی مانند گلوکز شکسته شده و به دو مولکول 3 کربنی بنام اسید پیروویک تبدیل می‌شود.

  • مرحله دوم واکنشها در ماتریکس میتوکندری اتفاق می‌افتد که با حضور اسید پیروویک است. این واکنشها به صورت چرخه‌ای انجام می‌شوند که چرخه کربس نامیده می‌شود، در هر چرخه یک مولکول اسید پیروویک به 3 مولکول تبدیل شده و انرژی حاصل از شکسته شدن آن در ناقلهای انرژی مانند و ، ذخیره می‌شود.
  • مرحله سوم واکنشهای تنفس در غشای میتوکندری انجام می‌شود که دارای سیستم ناقل الکترون است. بدین ترتیب که در اول زنجیره ناقلهای انرژی ، الکترون از دست داده و گیرنده نهایی این الکترونها ، اکسیژن ( ) است که در این فرایند انرژی به صورت ATP (آدنوزین تری فسفات) در می‌آید که انرژی قابل استفاده برای تمام اعمال سلولی است.

تبادل گازها در بخشهای مختلف گیاه

در گیاهان اندامهای ویژه‌ای جهت رساندن اکسیژن به سلولها و انتقال دی‌اکسید کربن حاصل از تنفس آنها به خارج وجود ندارد. تبادل گازها از راه روزنه‌ها و عدسک‌ها ، انجام می‌شود. در بین سلولهای تشکیل دهنده اندامهای گیاه وجود حفرات کوچک و بزرگ و اتاقکهای زیر روزنه‌ای و سلولهای کروی با حفرات فراوان در زیر عدسک‌ها موجب می‌شوند که تبادلات گازی در گیاه به سهولت انجام شود. گازهای حاصل از فرایند فتوسنتز و تنفس برحسب قوانین انتشار گازها در گیاه بین اندامهای گیاه و محیط خارج مبادله می‌گردد.

در ریشه‌ها نیز عمل تنفس با استفاده از هوای موجود بین ذرات خاک انجام می‌شود و چنانچه برای مدت طولانی فضاهای موجود بین ذرات خاک از آب پر شود، بسیاری از گیاهان دچار خفگی ریشه شده و آثار آن پس از مدتی در بخش هوایی ظاهر می‌شود. از جمله این آثار بی رنگ شدن شاخه و برگهای نورسته ، ریزش اندامهای تولید مثلی و توقف در رشد گیاه است. در عده‌ای از گیاهان مردابی انشعاباتی از ریشه به خارج از آب در آمده تشکیل اندامهای تنفسی به نام شش ریشه‌ها را می‌دهند که برای تبادل هوا کمک موثری به شمار می‌آیند.

شدت تنفس

تنفس به عنوان یک پدیده فیزیولوژیکی با تغییرات عواملی که آن را کنترل می‌کنند، تغییر می‌کند و دارای شدت است. می‌توان شدت آن را به صورتهای مختلف تعریف کرد. یکی از تعریفها به صورت زیر است:

مقدار اکسیژن جذب شده و یا دی‌اکسید کربن ( ) دفع شده را در واحد زمان شدت تنفس گویند. امروزه از دستگاههای فیزیکی مانند آنالیز مادون قرمز برای اندازه گیری شدت تنفس استفاده می‌گردد. این دستگاه ، دستگاهی است که می‌تواند مقدار را اندازه بگیرد، زیرا که مولکولهای اشعه مادون قرمز را جذب می‌کنند، بنابراین با انجام تنفس ، مقدار در هوای خروجی افزایش می‌یابد و دستگاه جذب بیشتری را نشان می‌دهد.


شدت تنفس در گیاهان و در یک گیاه بر حسب اندامهای مختلف ، متفاوت است، ولی در هر حال در مقایسه با تنفس جانوران ، تنفس در گیاهان بسیار ضعیف است. در اندامهای در حال رشد و جوان و در دانه‌های در حال رویش ، میزان تنفس بالاست. همچنین در گلهای در حال باز شدن و بویژه در اندامهای تولید مثلی ، تنفس شدیدتر است.

اثر عوامل درونی و برونی در تنفس

فیزیولوژیستها در پاسخ به اینکه آیا میزان تنفس گیاه در تاریکی و در روشنایی نسبت به هم متفاوت است یا خیر ، آزمایشهای متعددی انجام داده‌اند، تا اینکه اخیرا مشخص شده که در بعضی از گیاهان ، روشنایی محرک افزایش تنفس است. به این پدیده ، تنفس نوری گفته می‌شود.

  • فرایند تنفس به شدت ، تحت تاثیر دمای محیط است، زیرا که در مراحل مختلف تجزیه قند ، آنزیمهایی دست‌اندرکارند و واکنشهای شیمیایی متعددی انجام می‌شود که همگی تحت تاثیر دمای محیط قرار دارند.
  • افزایش اکسیژن محیط موجب افزایش شدت تنفس است.
  • شدت تنفس بر حسب سن و نوع اندامهای مختلف گیاه ، متفاوت است.
  • افزایش رطوبت بویژه در دانه‌ها ، عامل بسیار مهمی در افزایش تنفس و در افزایش فعالیتهای گیاه است.

کسر تنفسی

اگر گازهای تنفسی گیاه را بطور دقیق بررسی کنیم، می‌بینیم که معمولا حجم دی‌اکسید کربن دفع شده از گیاه برابر حجم اکسیژن جذب شده نیست. نسبت بین این دو را کسر تنفسی می‌نامند. این کسر برحسب مراحل مختلف رویش و گل دادن گیاه متفاوت بوده و تا حدودی نوع ماده‌ای که در واکنشهای تنفسی تجزیه می‌شود را مشخص می‌سازد. در صورت تجزیه هیدراتهای کربن این کسر برابر یک می‌شود. در تجزیه مواد لیپیدی و پروتئینی و اسید مالیک به ترتیب در دو مورد اول کمتر از یک و در مورد آخر بیشتر از یک خواهد بود.

تنفس مقاوم به سیانید

می‌توان تنفس را بوسیله بعضی از مواد شیمیایی مختل کرد. این مواد شیمیایی به دو گروه تقسیم می‌شوند:

  • سموم تنفسی مانند یون سیانید و آزید . افزون بر این مونوکسید کربن موجب مسمومیت تنفسی می‌شود. برای اینکه این ترکیبات مانع انتقال الکترون به اکسیژن می‌شوند و در نتیجه ATP ساخته نمی‌شود.
  • گروه دوم مواد که در زنجیره انتقال الکترون در غشای میتوکندری تاثیر می‌گذارند، مانند دی نیترو فنل که در این مورد هم ATP ساخته نمی‌شود.


تعدادی از ارگانیزمها مانند قارچها و جلبکها و بعضی از گیاهان وقتی تحت تاثیر یون سیانید قرار می‌گیرند، بلافاصله از بین می‌روند، ولی تعدادی از گیاهان نسبت به یون سیانید مقاوم هستند. برای اینکه این گیاهان دارای یک مسیر فرعی انتقال الکترون هستند که الکترون می‌تواند از این مسیر به اکسیژن منتقل شود.

منتها در این مسیر ATP ساخته نمی‌شود و انرژی آزاد شده در تنفس به صورت گرما تلف می‌شود و این گونه در مقابل سیانید مقاومت می‌کنند. در بعضی گیاهان مطالعاتی صورت گرفته که نتیجه این بوده است که هنگام گرده افشانی این سیستم فرعی در گلها فعال است (بدون تاثیر سیانید)، مانند خانواده گل شیپوری که تحت تاثیر این تنفس ، ترکیبات معطر پراکنده می‌شود که این ترکیبها موجب جلب توجه حشرات گرده افشان می‌گردد.


آیا تنفس موجب کاهش عملکرد می‌شود؟

تنفس می‌تواند مقدار قابل توجهی از کربن تثبیت شده روزانه توسط فتوسنتز را مصرف نماید و این مقدار بجز تلفات ناشی از تنفس نوری است. تغییرات متابولیزم گیاه تا چه حد عملکرد محصولات زراعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ تنفس شامل دو بخش است: تنفس رشد که شامل عمل آوری کربن احیا شده به منظور تامین رشد گیاه جدید است و تنفس نگهداری که جزئی از تنفس لازم برای حفظ سلولهای بالغ در وضعیت حیاتی است. این فرایند بیش از 50 درصد کل جریان تنفسی را به خود اختصاص می‌دهد.

در راس تمام اینها ، مسیر چاره مقاوم به سیانید وجود دارد که مقادیر قابل توجهی از کربن احیا شده سلول را مصرف کرده و ظاهرا هیچ محصولی تولید نمی‌کند. برآوردهایی که از این مسیر در ریشه‌های گندم بدست آمده، نشانگر تلفاتی معادل 6 درصد عملکرد دانه نهایی از این طریق است. گرچه توان بالقوه افزایش عملکرد از طریق کاهش مقدار تنفس وجود دارد، لکن پیش از اعمال چنین تغییراتی ، درک بهتر جایگاهها و مکانیزمهای کنترل کننده تنفس لازم به نظر می‌رسد.

 

 

کلروفیلها رنگیزه‌های سبز و فعال فتوسنتزی موجود در کلروپلاست هستند که به انواع متنوع a ، b ، c ، d و e تقسیم بندی شده‌اند.

 مقدمه

رنگ سبز گیاهان ، رنگ برخی از جلبکها و باکتریها (قهوه‌ای ، قرمز و بنفش) به نوع واکنشهای فتوسنتزی آنها وابسته است. رنگدانه‌های مسئول این رنگها در این موجودات عامل اصلی جذب انرژی نور خورشیدند. مهمترین این رنگدانه‌ها در فتوسنتز سبزینه (کلرفیل) موجود در گیاهان سبز است. کلروفیل در واقع پورفیرینهای منیزیم است که ساختارشان با پورفیرینهای آهن‌دار تفاوت دارد. این ساختار شامل دو بخش است: یک بخش سر که همان پورفیرین منیزیم‌دار است و یک بخش دم که از زنجیره هیدروکربنی آب‌گریز ساخته شده است. این زنجیره فیتول نیز نامیده می‌شود.

در گیاهان ، انواع مختلف کلروفیل وجود دارد که بر حسب ساختارشان به نام کلروفیلهای a ، b ، c و غیره نامگذاری شده‌اند. در گیاهان عالی معمولا دو نوع کلروفیل a و b وجود دارد که ساختار مشابهی دارند و تفاوتشان در گروه R آنهاست. اگر R یک گروه متیل (CH3) باشد، کلروفیل از نوع a و اگر عامل فرمیل (CHO) باشد کلروفیل از نوع b است هر دو کلروفیل a و b نور مرئی را در طول موج مشخصی بین 700 - 400 نانومتر جذب می‌کنند.

انواع کلروفیل در گیاهان

تمام گیاهان فتوسنتز کننده دارای کلروفیل a هستند ولی وجود کلروفیلهای کمکی (فرعی) مثل b ، c و d بستگی به نوع گیاه دارد. مثلا در گیاهان عالی معمولا کلروفیل b دیده می‌شود. در حالی که در جلبکهای سبز- آبی و قهوه‌ای و سرخ این کلروفیل وجود ندارد. رنگیزه‌های کلروفیل موجود در باکتریهای فتوسنتز کننده را باکتریو کلروفیل می‌نامند و دو نوع a و b از آن یافت می‌شود.

نسبت انواع کلروفیلها در گیاهان

در بیشتر گیاهان نسبت کلروفیل a به کلروفیل b بر حسب شدت نور که بر گیاه می‌تابد تغییر می‌کند. مثلا میانگین این نسبت در گیاهان آلپی (گیاهان گروههای آلپ) که در معرض نور شدید هستند حدود 5/5 است در صورتی که در گیاهان سایه پسند و گریزان از نور این نسبت 3/2 است.

طیف جذبی کلروفیلها

اگر نور تک رنگی به طول موجهای مختلف حاصل از منشوری را روی برگ سبزی بتابانیم و شدت فتوسنتز را در طول موجهای مختلف اندازه بگیریم، معلوم می‌شود که تاثیر نور آبی (با طول موجی نزدیک به 420 نانومتر) و نور سرخ (با طول موجی نزدیک به 680 - 670 نانومتر) به حد بیشینه بوده و تاثیر نور سبز با ( طول موجی حدود 600 - 500 نانومتر) به حد کمینه است. این طیف کنشی در رابطه با طول موج در مورد کلروفیل که رنگیزه عمده کلروپلاست در گیاهان است ظاهرا با خواص جذبی یا ، به عبارت بهتر طیف جذبی نور ارتباط دارد.

زیرا کلروفیل وقتی از برگ استخراج می‌شود دقیقا همان طول موجهایی را که به بیشترین وجه در فتوسنتز موثرند به مقدار زیاد جذب می‌کند. از مقایسه طیف جذبی رنگیزه‌های کلروفیل با طیف کنشی آن معلوم می‌شود که کلروفیلهای a و b و کارتنوئیدها در جذب نور برای فتوسنتز دخالت دارند. بعضی از این رنگیزه‌ها تنها نقش گیرنده انرژی نوری را ایفا می‌کنند و بطور غیر مستقیم با انتقال انرژی خود به رنگیزه‌های اصلی که مستقیما در تبدیل انرژی نوری به انرژی شیمیایی عمل می‌کنند نقش کمکی دارند.

 طیف کنشی

طیف کنشی عبارتست از دامنه عمل رنگیزه مسئول واکنش نور شیمیایی که با اندازه‌گیری سرعت واکنش نور شیمیایی و در طول موجهای متفاوت و رسم منحنی آن بدست می‌آید.

طیف جذبی

طیف جذبی عبارت است از میزان یا دامنه جذب نور با طول موجهای مختلف توسط رنگیزه.

رابطه بین طیف جذبی کلروفیلها با ترکیب شیمیایی آنها

محلول خالص کلروفیل a آبی مایل به سبز و محلول کلروفیل b سبز متمایل به زرد است. طیف جذبی کلروفیل a با b تفاوت دارد و بر حسب نوع پروتئینی که با آنها ترکیب شده است تغییر می‌کند. طیف جذبی باکتریو کلروفیل نیز دارای دو نقطه بیشینه جذب یکی از ناحیه نور آبی و دیگری در فرو سرخ است که اوج جذبی اخیر بر حسب نوع پروتئینی که به آن متصل است بین 800 تا 890 نانومتر تغییر می‌کند.

ساختار شیمیایی کلروفیل

ساختار شیمیایی کلروفیل به این ترتیب است که در مرکز مولکول کلروفیل یک اتم منیزیم قرار دارد که به چهار شبکه کربنی موسوم به چهار حلقه پیرولی متصل است و قسمت حلقوی (پورفیرین) مولکول یا سر آن را تشکیل می‌دهد. در محل کربن شماره 7 این هسته پورفیرینی یک زنجیره بلند کربنی به نام زنجیر فیتولی اتصال دارد که قسمت دم مولکول را می‌سازد هسته چهار پیرولی یا سر مولکول کلروفیل قطب آب دوست و زنجیر فیتولی یا دم کلروفیل قطب آب گریز (یا چربی دوست) آن را تشکیل می‌دهد و به همین جهت کلروفیل و مولکولهای نظیر آن را ترکیبات دوپسند می‌نامند.

 

 تفات ساختاری کلروفیل a با کلروفیل b

تفاوت ساختاری کلروفیل a با کلروفیل b در سومین کربن آنهاست. در کلروفیل a یک گروه متیل (CH3) به کربن شماره 3 متصل است در حالی که در کلروفیل b یک گروه آلدئیدی (O=HC) به این کربن چسبیده است.

جایگاه کلروفیلها

کلروفیلها و کارتنوئیدها تقریبا همیشه در قسمت تیغه‌ای (لاملی) کلروپلاست وجود دارند. زیرا تیغه‌ها که نیمی از آنها پروتئین و نیمی دیگر لیپید است محل مناسبی جهت اتصال مولکولهای دوپسند کلروفیل است. دم چربی دوست کلروفیل جذب بخش لیپیدی شده و سر آبدوست آن با بخش پروتئینی تیغه‌ها پیوندهای ضعیف تشکیل می‌دهد و همین امر موجب می‌شود که مولکولهای کلروفیل با نظمی خاص در داخل لاملها به ردیف درآیند.

 

+ نوشته شده توسط الهام مرادي در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 و ساعت 11:5 |

غده‌كارها (سيب‌زميني كارها)Potato planters

 مقدمه:

غده كار ماشيني است كه مي‌تواند غده‌هاي سالم يا تكه‌اي جوانه دار را توزيع و شمارش كرده و آنها را در روي رديف با فواصل معين و در عمق مطلوبي از خاك قرار دهد و سپس روي آنرا خاك داده و خاك را فشرده نمايد.

حجم مخزن اين ماشينها معمولاً بزرگتر از رديفكاريهاي معمولي است. اين ماشين دو يا چند رديفه است كه نوع دو رديفه آن متداولتر مي‌باشد.

براي كاشت سيب‌زميني با اين نوع ماشين شرايط لازم است كه قبلاً بايد مورد توجه قرار داده شود تا عمل كاشت به طور صحيح انجام گيرد. اين شرايط عبارتند از:

1- غده‌ها بدون آنكه آسيبي به جوانه آنها برسد در داخل شياري كه باز شده قرار داده مي‌شوند.

2- غده‌ها بايد با فواصل اصل معين روي خط قرار گيرند.

3- فاصله خطوط كاشت منظم و معين باشد.

4- عمق شيار مناسب باشد و پس از قرار گرفتن غده بلافاصله روي آن پوشيده شود.

 طبقه‌بندي سيب‌زميني كارها:

غده‌كارها از نظر نحوه اتصال به تراكتور به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

1- سوار شونده

2- كششي

همچنين غده‌كارها را از نظر تعداد رديفهاي كاشت نيز تقسيم بندي مي‌كنند:

سيب‌زميني كارها از نظر نوع موزع (مقسم) نيز طبقه‌بندي مي‌شوند كه عبارتند از:

1- موزع چرخنده افقي (حفره‌اي)

2- موزع سوزني يا جنگك‌دار بلندكن

3- موزع فنجاني يا زنجيري پياله‌دار

ماشينهاي سيب‌زميني كار (غده‌كار) از نظر نحوه كار به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

1- سيب‌زميني كارهاي نيمه اتوماتيك (نيمه خودكار)

2- سيب‌زميني كارهاي تمام اتوماتيك (خودكار)

 سيب‌زميني‌كارهاي نيمه اتوماتيك:

اين ماشين براي كاشت سيب‌زميني در مساحت كم به كار مي‌رود. اين ماشين نياز به يك كارگر براي هر رديف دارد. كارگر روي دستگاه در جاي مخصوص نشسته و سيب‌زميني‌ها را از مخزن برداشته و دانه دانه در حفره‌هاي مخصوص موزع قرار مي‌دهند. اين عمل كاملاً خسته كننده مي‌باشد زيرا كارگر بايد با دقت زياد در هر حفره موزه يك غده قرار دهد تا كشت يكنواخت شود.

 ساختمان ماشينهاي غده كار نيمه اتوماتيك:

1- مالبند: مالبند معمولاً از دو قطعه فلز تشكيل شده است كه با شاسي تشكيل يك مثلث را مي‌دهند. گاهي ممكن است به جاي دو قطعه يك ميله فلزي وجود داشته باشد. انتهاي مالبند به شكلي ساخته شده كه داراي دو تا سه سوراخ مي‌باشد و از داخل آن ميله محكمي مي‌گذرد. براي اتصال ماشين به تراكتور پين مزبور را بيرون آورده و يكي از سوراخهاي مالبند را مقابل سوراخ قلاب تراكتور قرار مي‌دهيم و پين را در جاي خود مي‌گذاريم.

طرز اتصال قطعه به ميليه مالبند بدين ترتيب است كه به انتهاي ميله مالبند يك صفحه فلزي ضخيم متصل شده است و اين صفحه در امتداد يك خط عمومي داراي تعدادي سوراخ مي‌باشد. چنانچه اتصال در بالاي صفحه قرار گيرد مالبند ماشين به زمين نزديك مي‌شود و چنانچه اتصال در قسمت پايين صفحه قرار گيرد فاصله مالبند تا زمين بيشتر خواهد شد. تنظيم اين قسمت بستگي به موقعيت ماشين و نيز به ارتفاع قلاب تراكتور تا سطح زمين دارد.

بعضي از مالبندها به اتصال سه نقطه بوده و بوسيله دستگاه هيدروليك تراكتور بلند مي‌شوند.

2- شاسي: بر حسب انواع ماشين‌ها داراي اشكال مختلف مي‌باشد ولي معمولاً از چند قطعه فلز محكم كه به شكل يك مستطيل است تشكيل شده، شاسي ممكن است داراي قطعات اضافي براي اتصال براي قسمتهاي مختلف مي‌باشد.

3- چرخهاي حامل: اكثر اين ماشينها داراي چرخهاي فلزي مي‌باشند. اين چرخها در محيط خود داراي دندانه‌هايي مي‌باشند كه حركت قسمتهاي مختلف دستگاه از اين قسمت گرفته مي‌شود و دندانه‌هايي در محيط چرخ به منظور جلوگيري از سر خوردن نصب شده است. سيب‌زمين‌كارهايي كه داراي چرخ لاستيكي و بادي مي‌باشند چرخ آنها بزرگتر و عريض‌تر از چرخهاي فلزي مي‌باشند. اين چرخها معمولاً داراي يك پين برشي ايمني مي‌باشند تا در صورتيكه مكانيزم موزع گير كند، پين برشي بريده و انتقال نيرو به موزع قطع گردد و از صدمه ديدن آن جلوگيري به عمل مي‌آيد.

4- صندلي‌ها: تعداد صندلي‌ها بستگي به تعداد رديفهاي كاشت داشته و معمولاً براي هر رديف يك صندلي در نظر مي‌گيرند. در بعضي از ماشينهايي كه سرعت حركت زياد مي‌باشد براي هر رديف دو صندلي وجود دارد. در اين صورت هر دو كارگر متصدي يك رديف مي‌باشند و اين دو كارگر متناوباً غده‌هاي سيب‌زميني را از مخزن برداشته و بداخل چرخ دنده افقي مي‌اندازد. صندلي شكل ساده‌اي داشته و به شاسي ماشين متصل مي‌شود. گاهي صندلي‌ها داراي فنر مي‌باشند. در اين صورت كارگر راحت‌تر خواهد بود. ارتفاع صندلي تا سطح زمين بستگي به مكانسيم مقسم (موزع) و طرز قرار گرفتن صندوق بذر دارد.

5- مخزن غده: به شكل هرم و يا مخروط ناقص مي‌باشد و از فلزات محكم و مقاوم به زنگ ساخته شده است و در بعضي از دستگاهها از چوب ساخته شده‌اند.

6- مقسم: وظيفه هر موزع عبارت است از دريافت سيب‌زميني از دست كارگر و قرار دادن آن در شياري كه توسط شياربازكن ايجاد شده است. مقسم در سيب زميني كارهاي نيمه اتوماتيك معمولاً از نوع افقي بوده كه اين نوع موزع داراي يك صفحه چند حفره‌اي مي‌باشد كه مي‌تواند حول محوري بر روي يك صفحه ديگر چرخش نمايد.

صفحه زيري داراي سوراخي است كه در زير آن لوله سقوط قرار دارد. سيب‌زميني‌هايي كه توسط يك يا دو نفر كارگر داخل حفره‌هاي صفحه چرخنده قرار داده مي‌شوند پس از رسيدن به سوراخ صفحه زيري رها شده و وارد لوله سقوط مي‌‌گردند و به شيار ايجاد در داخل خاك مي‌افتد. تنظيم فاصله غده‌ها در روي خطوط كاشت با تغيير سرعت گردش صفحه چرخنده حفره‌دار تنظيم مي‌گردد.

7- لوله‌هاي سقوط: به ازاء هر رديف كاشت يك لوله سقوط وجود دارد. اين لوله‌ها داراي قطر بيشتري  نسبت به بذر كارها بوده و غده‌هاي سيب‌زميني مي‌توانند به راحتي از آن عبور كنند.

8- شيار بازكن: در قسمت جلوي لوله سقوط قرار دارد و معمولاً از دو صفحه فلزي محكم كه در قسمت جلو به هم متصل مي‌شوند و تشكيل يك زاويه را مي‌دهند ساخته شده است.

9- وسايل خاك دهنده يا پوشاننده: اكثر ماشينهاي كاشت سيب زميني در قسمت عقب و در پشت شياربازكن داراي دو ديسك مي‌باشند. اين دو ديسك مقابل هم واقع شده قسمت تقعر (گودي) آنها مقابل مي‌باشند و هر ديسك با جهت حركت زاويه‌اي در حدود 15 تا 20 درجه تشكيل مي‌دهد به طوري كه فاصله دو لبه جلوي ديسكها بيشتر از فاصله دو لبه عقب مي‌باشد. پس از قرار گرفتن غده درون شيار روي آنرا پوشانيده و به صورت جوي پشته روي سيب‌زميني‌ها را مرزكشي مي‌كنند.

10- خط كش يا ماركر: ماشينهايي كه داراي پشته درست‌كن مي‌باشند و در زمين مسطح مي‌توانند كار كنند داراي خط كش مي‌باشند ولي آنهايي كه فقط در زمين‌هاي پشته‌بندي شده كار مي‌كنند فاقد خط كش مي‌باشند.

 سيب‌زميني كارهاي تمام اتوماتيك (خودكار):

بيشتر ماشينهاي سيب‌زميني كار خودكار بوده و روي اتصال سه نقطه سوار مي‌باشند. موزع آنها حركت خود را از چرخ گرد ماشين (غده كار) مي‌گيرد و شيوه كار آنها بدين ترتيب است كه غده‌ها به صورت خودكار داخل حفره‌ها مي‌شوند.

اين ماشينها شبيه ماشينهاي نيمه خودكار بوده و فرق عمده آنها در ساختمان و طرز مقسم‌ها مي‌باشد. بنابراين قطعات اين ماشينها يعني مالبند، شاسي، چرخهاي حامل، مخزن غده، لوله‌هاي سقوط، شيار بازكن و وسايل خاك دهنده و خط كش همان است كه در ماشينهاي نيمه خودكار شرح داده شده و در اينجا فقط به شرح موزع (مقسم) ماشينهاي خودكار مي‌پردازيم.

 موزع ماشينهاي سيب‌زميني كار تمام اتوماتيك:

در اين سيب‌زميني كارها معمولاً 2 نوع مقسم موجود مي‌باشد:

1- موزع سوزني يا جنگك‌دار بلندكن:

اين موزع داراي يك چرخ گردنده عمومي است كه دور آن از 3 تا 12 عدد جنگك‌ بلندكن متصل شده است. چرخ گردنده در داخل محفظه سيب‌زميني كه پر از سيب‌زميني است مي‌چرخد. سيب‌زميني‌ها از مخزن بذر به داخل اين محفظه مي‌ريزد. نوكهاي تيز هر چنگك بلندكن به داخل يك قطعه سيب‌زميني نفوذ كرده و آنرا بر روي محيط چرخ بلندكن حمل مي‌كند و بالا مي‌برد. با چرخيدن چرخ هر چنگك سيب‌زميني خود را به جلوي كارنده برده و در حالي كه پايين مي‌رود از روي يك بادامك عبود مي‌كند. انگشتي‌هايي كه تحت فشار فنر قرار گرفته‌اند باز مي‌شوند و قطعه سيب زميني را با فشار از نوك تيز چنگك بلندكن جدا مي‌كند. سپس قطعه سيب‌زميني از طريق لوله سقوط به داخل شيار ايجاد شده مي‌افتد و روي آن بوسيله بشقابهاي پوشاننده با خاك پوشانده مي‌شود. فاصله غده‌ها روي خطوط كاشت با تغيير سرعت گردش چنگك بلندكن تنظيم مي‌شود.

2- موزع فنجاني يا زنجيري پياله‌دار:

اين نوع مقسم شامل دو چرخ متحرك كه يكي در بالا و يكي در پايين نزديك زمين قرار دارد مي‌باشد. اطراف اين دو چرخ تسمه يا زنجيري وجود دارد كه با حركت چرخها به گردش در مي‌آيد.

در روي تسمه پياله يا فنجان يا قاشقك‌هايي به فواصل مساوي نصب شده‌اند. هنگي كه تسمه مي‌گردد قاشقكها از مقابل بذر رد شده و به داخل آنها يك عدد غده مي‌افتد. در حين گردش تسمه غده بالا آمده و در نقطه انتهايي سرازير مي‌شوند. غده از داخل قاشقك خارج شده و به پشت قاشقك جلويي مي‌افتد. اطراف اين دستگاه (يعني چرخ و تسمه و قاشقك) قابي وجود دارد كه از خارج شدن غده‌ها از روي قاشقكها جلوگيري مي‌كند. اين قاب در قسمت پايين قرار دارد. هنگامي كه غده‌ها به سطح زمين نزديك مي‌شوند به داخل شيار رها مي‌گردند.

بعضي از اين قسمتها داراي وسايلي به نام اصلاح كننده مي‌باشند و از دو چرخ و يك تسمه كه روي اين تسمه صفحات عمومي به فواصل مساوي نصب شده‌اند تشكيل گرديده، مابين هر دو صفحه يك غده سيب زميني قرار مي‌گيرد و چنانچه در يكي از قاشقكها هنگام عبوراز مقابل قيف غده‌اي قرار نگرفته باشد را تامين مي‌كند.

 تنظيمات ماشينهاي كاشت سيب زميني:

1- تنظيم عمق كاشت: عمل تنظيم عمق كاشت به دو عامل بستگي دارد يكي عمق شيارها و ديگري ارتفاع پشته‌ها. عمق شيارها بوسيله شياربازكنها قابل تنظيم است و ارتفاع پشته‌ها نيز بوسيله ديسكهاي خاك دهنده قابل كنترل و تنظيم مي‌باشد. لذا با بالا و پايين بستن شيار بازكنها و خاك دهنده‌ها مي‌توان عمق مطلوب را به دست آورد.

2- تنظيم فاصله رديفها: براي تنظيم فاصله رديفها كافي است كليه قسمتهاي مربوط به يك خط كاشت كه شامل لوله سقوط، مقسم (موزع)، شيار بازكن و خاك ريز مي‌باشد را در روي شاسي به چپ يا راست حركت داده و آنها را در جاي خود مناسب بوسيله پيچهاي مربوطه ثابت كنيم. معمولترين فاصله 610-910 ميليمتر است.

3- تنظيم فاصله غده‌ها روي خطوط كاشت: حركت مقسم‌ها از حركت چرخهاي حامل بوسيله چرخ دنده و زنجير گرفته مي‌شود كه بوسيله آنها مي‌توان سرعت مقسم‌ها را نسبت به سرعت چرهاي حامل تغيير داد و اين سرعت را مي‌بايست طوري تنظيم كنيم كه فاصله غده‌ها روي خطوط كاشت به صورت مطلوب حاصل گردد.

   نشاء كارها (Transplanters)

 مقدمه:

نشاكارها ماشينهايي هستند كه بوسيله آن مي‌توان گياهاني را كه تازه از خزانه بيرون آورده‌ايم در زمين اصلي كشت كنيم. گياهاني نظير گوجه فرنگي، توتون، برنج، بادمجان، كلم، كاهو، فلفل و بسياري از انواع ديگر سبزيجات بدين طريق كشت مي‌شوند. بسياري از درختان كه به منظور تجاري كاشته مي‌شوند نيز اكثراٌ با نشاء تكثير و توليد مي‌شوند. گر چه نشاءكاري كاملاً مكانيزه نشده است ولي ماشينهاي نشاء كاري موجود مي‌باشند كه مي‌توانند بمقدار خيلي زياد بازدهي كارگر را افزايش دهد.

يك نظام نشاءكاري معمولاً داراي اجزاي زير است:

1- كاشت بذر داخل بستر و يا گلخانه

2- خارج كردن نشاء از بستر همراه يا بدون خاك

3- قرار گيري نشاء در داخل جعبه يا مخزن مخصوص نشاء كار

4- تغذيه نشاءها به بخش كاشت نشاء كار بطور تكي يا چند تايي

5- ايجاد شيار يا حفره براي قرارگيري نشاء در داخل آن

6- فشرده كردن خاك اطراف ريشه نشاء كاشته شده

يك روش مناسب كه در حال توسعه مي‌باشد كاشت بذر در داخل گلدانهاي كاغذي بطور تكي و در گلخانه يا گرمخانه و سپس استفاده از اين گلدانها در ماشين نشاء كار براي كاشت نشاء در محل اصلي خود مي‌باشد. پس از رويش جوانه و رسيدن زمان انتقال اين مجموعه در محل مخصوص خود بر روي نشاء كار قرار داده مي‌شود و سپس مكانيزم مخصوص نشاءگير بطور تكي هر گلدان حاوي يك نشاء را از بدنه اصلي جدا و بداخل شيار مخصوص كاشت برده و در آنجا قرار مي‌دهد. مسلماً مكانيزم نگهداري مجموعه گلدانها و نشاء بايستي طوري باشد كه هر بار تنها اجازه دهد يك عدد گلدان توسط نشاء گير گرفته شده و با فاصله مشخص در داخل محل كاشت قرار داده شود. در پشت مجاري خروج نشاء و يا گلدان معمولاً يك جفت چرخ فشار دهنده همانند چرخهاي فشار رديفكار (بشقابهاي دوبله با محور مورب) كار هل دادن خاك و فشرده كردن آنرا اطراف نشاء تازه كاشته شده انجام مي‌دهد. گلدانهاي كاغذي تجزيه پذير بوده و از مواد آلي ساخته شده‌اند بنابراين پس از قرار گرفتن در خاك تجزيه شده و تنها نشاء كاشته شده باقي مي‌ماند. اين نشاء كار براي كاشت نشاء در داخل زمين خشك مي‌باشد. براي كاشت نشاء مثلاَ برنج در داخل گل آب اگر چه كليات مكانيكي دستگاه مانند اين نوع دستگاهها مي‌باشد ولي بدلايل شرايط خاص نشاء كاري در زمينهاي غرقاب مجموعه ماشين نشاء كار بايستي داراي طرح واجزاء خاص كار در اين شرايط باشد. كه ممكن است كاملاً به شرايط خشكه كاري متفاوت باشد.

تعداد رديفهاي نشاء كارها از يك تا چهار رديف و گاهي نيز بيشتر مي‌باشند و معمولاً رباي هر رديف در نوع نيمه خودكار از يك تا دو نفر كارگر براي قرار دادن نشاء در داخل دستگاه مورد نياز مي‌باشد. ماشينهاي كاشت نشاء در موقع كاشت نبايد به نشاء آسيبي برسانند.

نشاء‌ها بايد به طور عمودي و در عمق معيني از خاك قرار گيرند و قسمتهاي ريشه گياه كاشته شده بايد تحت فشار قرار گيرد تا توسط خاك احاطه شود.

نشاء كارها به دو دسته نيمه خودكار و خودكار تقسيم‌بندي مي‌شوند و از نظر موزع به دو دسته لاستيكي و چنگكي يا چنگالي تقسيم مي‌شوند.

 موزع چنگالي يا چنگكي (سوزني):

اين نوع بيشتر در برنج به كار مي‌رود. اين نوع موزع با چنگالهاي خود يك يا چند نشاء را از صندوق نشاء مربوط به خود دريافت كرده و مي‌كارد. يك نفر نشاء را در صندوق نشاء كار قرار مي‌دهد.

 موزع نوع لاستيكي:

از دو صفحه مدور لاستيكي تشكيل شده و حول محوري كه از آن مركز مي‌گذرد دوران دارند. دو صفحه نسبت به هم زاويه داشته و همين امر باعث باز و بسته شدن لبه دو صفحه در حين چرخش آنها مي‌شود. كارگر نشاء را از قسمت ريشه برداشته و ساقه و برگ آنرا بين دو صفحه لاستيكي قرار مي‌دهد. نشاء بوسيله اين صفحات تا نزديك زمين حمل و در آنجا دو صفحه از هم دور شده، نشاء آزاد مي‌شود. نشاء آزاد شده در شيار حاصل از كار شيارباز كن قرار گرفته و بوسيله دو چرخ فشاري كه نسبت به هم مورب هستند با خاك احاطه مي‌شود.

اعمال نشاء كارها مشابه همان كارهايي است كه ساير كارنده‌ها انجام مي‌دهند. اين كارها عبارتند از:

1- باز كردن شيار

2- توزيع نشاء

3- قرار دادن نشاء در خاك

4- پوشاندن نشاء

5- فشردن خاك اطراف نشاء

 اجزاء يا ساختمان نشاء كارها

1- شياربازكن

2- جعبه نشاء

3- نگهدارنده نشاء

4- واحدهاي كارنده

5- راهنماي فشار دهنده

6- شيرآب

7- چرخهاي فشار دهنده

 توضيحات:

شياربازكن: كه معمولاً از نوع كفكشي (خنجري) مي‌باشد. عمق كاشت بوسيله تغيير عمق شيار تنظيم مي‌گردد. هر چه كفشك بيشتر در خاك فرو رود عمق كاشت بيشتر مي‌شود. ميزان نفوذ كفشك در خاك بوسيله اهرمي تنظيم مي‌گردد. سپري در بالاي شيار بازكن قرار گرفته كه مانع بالا آمدن خاك از شياربازكن مي‌گردد. اين سپر لبه‌هاي شيار باز شده را كمي فشار را كمي فشار مي‌دهد تا از ريزش خاك آنها به داخل شيار ايجاد شده جلوگيري گردد.

جعبه نشاء: جعبه‌اي است كه نشاءها را در آن قرار مي‌دهند و كارگر نشاء‌ها را دانه‌دانه از جعبه برداشته و داخل دستگاه نشاء‌گير قرار مي‌دهد.

نگهدارنده نشاء (نشاء‌گير يا موزع نوع لاستيكي): برو روي يك زنجير نقاله تعدادي گيره قرار گرفته است. نشاء توسط كارگر در داخل گيره‌ها گذاشته مي‌شود. پس از كمي تغيير مكان دهانه اين گيره توسط ضامني فشار داده شده و بسته مي‌شود. وقتي اين گيره نزديك سطح زمين و به داخل شيار ايجاد شده رسيد ضامن آزاد شده و گيره به كمك فنرهايي كه دارد باز مي‌شود و نشاء در داخل خاك قرار مي‌گيرد. داخل گيره‌ها از لاستيكهاي نرمي پوشيده شده كه مانع آسيب ديدن گياه در اثر فشار لبه‌هاي گيره مي‌گردد.

دستگاه آبرساني (شيرآب): براي اينكه نشاء در داخل خاك به خوبي مستقر شود بايستي مقداري آب پاي آن پاشيده شود اين كار توسط دستگاه آب رساني همزمان با قرار گرفتن نشاء در خاك انجام مي‌گيرد. اين دستگاه داراي يك مخزن آب است كه روي تراكتور يا نشاء كار قرار دارد و ضمامني دارد كه باعث باز شدن سوپاپ و پاشيده شدن آن در محل ريشه نشاء مي‌گردد.

چرخهاي فشار دهنده(چرخ پرس): پس از مستقر شدن نشاء و پاشيده شدن آب در اطراف ريشه آن دو چرخ به طور مورب نسبت به هم قرار گرفته‌اند پاي نشاء خاك ريخته و آنرا فشار مي‌دهند تا خاك كاملاً به ريشه‌ها چسبيده و گياه به خوبي در خاك مستقر گردد و نقش ديگر اين چرخها به عنوان مكانيزم محرك واحد كارنده، نگهدارنده و زنجير نقاله عمل مي‌كند (يعني حركت مقسم و قسمتهاي محرك از آن گرفته مي‌شود) 

 

+ نوشته شده توسط الهام مرادي در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 و ساعت 10:55 |

بیماریهای مهم کلزا

  گسترش روزافزون سطح زیر کشت کلزا در کشور و کمبود اطلاعات مورد نیاز  در زمینه‌های مختلف تولید این گیاه روغنی مهم، بالاخص در زمینه مسائل گیاهپزشکی ما را بر آن داشت تا با جمع آوری اطلاعات از منابع علمی خارجی و نتایج تحقیقات انجام گرفته در داخل کشور، تحقیق حاضر را تهیه و در اختیار دوستان و علاقمندان قرار ده.

متاسفانه بدلیل تازگی زراعت کلزا در کشور تحقیقات کافی در زمینه بیماریهای این گیاه در ایران صورت نگرفته است و بخش عمده مطالب بر اساس یافته‌های تحقیقاتی سایر کشورها بویژه هندوستان، کانادا و کشورهای اروپایی می‌باشد.

از بیماریهای مهم کلزا می‌توان اشاره‌ای داشت به : پوسیدگی اسکلروتینیائی (Sclerotinia rot)، ساق سیاه یا شانکر ساقه (Blackeg or stem Canker)، سوختگی آلترناریائی (Alternaria Blight)، سفیدک کرکی (Downy Mildew) ، زنگ سفید (White Rust)، سفیدک پودری
 (Powdery Mildew) و بیماری ریشه گرزی (Club Root) اشاره کرد که در این تحقیق به بحث در مورد دو بیماری پوسیدگی اسکلروتینیائی (Sclerotinia rot) و سفیدک پودری
 (Powdery Mildew) می‌پردازیم.


 

پوسیدگی اسکلروتینیائی (Sclerotinia rot)

 1- مناطق انتشار و اهمیت بیماری:

یکی از بیماریهای رایج و مهم کلزا و سایر گیاهان پهن برگ در مناطق معتدل دنیا بیماری پوسیدگی اسکلروتینیائی ساقه می‌باشد. اولین گزارش از این بیماری در کلزا و خردل مربوط به کشور هند می‌باشد. سپس بارها به صورت شدید از کشورهای دانمارک، فلاند، برزیل، چین، هند، کانادا، سوئد، آلمان، فرانسه، انگلستان و ایتالیا گزارش شده است.

در حال حاضر این بیماری در اکثر مناطق کشت کلزا دیده می‌شود. معهذا خسارت زیاد تنها در مناطق مرطوب ساحلی و دره‌هایی که رطوبت نسبی هوا زیاد است، مشاهده می‌شود.

میزان خسارت وارده در یک منطقه از سالی به سال دیگر و از مزرعه‌ای به مزرعه دیگر بسیار متفاوت است و بستگی به درصد بوته‌های آلوده و مرحله رشد گیاه در زمان آلودگی دارد.

در صورتی که آلودگی گیاه در اوایل گلدهی تولید دانه بسیار کاهش می‌یابد، برعکس در صورتی که آلودگی در اواخر گلدهی اتفاق بیافتد کاهش محصول چشمگیر نخواهد بود. در آلودگیهای شدید کاهش محصول تا 30 درصد و گاه بیشتر نیز گزارش شده است.

نحوه خسارت به صورت کاهش وزن هزاردانه و پیش رس شدن غلافها می‌باشد. علاوه بر این مخلوط شدن سختینه‌ها با بذر بهنگام خرمنکوبی، باعث کم شدن ارزش تجاری آن می‌گردد.

در ایران وجود بیماری روی کلزا در استانهای شمال کشور گزارش شده است و میزان درصد آلودگی در مزارع بعد از برداشت برنج در قسمتهای جنوبی قائمشهر به میزان 5-3 درصد و در مزارع کیاکلا 50-40 درصد برآورد شده است.

 2- علائم بیماری

با توجه به علائمی که در میزبان ایجاد می‌شود، این بیماری بنامهای مختلف از قبیل بلایت سفید، پوسیدگی سفید، بلایت ساقه، شکستگی ساقه، شانکر ساقه یا شانکر کلزا نامیده شده است.

معمولاً در شرایط طبیعی بیشتر آلودگی ساقه مشاهده می‌شود، گر چه تمام اندامهای هوائی گیاه ممکن است مورد حمله قرار گیرند علائم روی ساقه به صورت لکه‌های کشیده آبسوخته ظاهر می‌شوند که بعداً میسلیوم پنبه مانند قارچ روی آنها را می‌پوشاند.

وقتی این لکه‌ها دور تا دور ساقه را احاطه کند، قسمتهای بالاتر از لکه پژمرده شده و می‌میرند. گاهی آلودگی محدود به ناحیه کوچکی در مغز ساقه می‌گردد، که در نتیجه بجای اینکه باعث مرگ سریع گردد، باعث قدری کوتولگی و زودرسی گیاه می‌شود. این بوته‌ها در مزرعه به دلیل زودرسی براحی قابل شناسایی هستند. ساقه آلوده ممکن است شکاف بردارد، در این صورت تعداد زیادی سختینه‌های کروی، سفید خاکستری تا سیاه در مغز ساقه ظاهر می‌گردد.

در مرحله رسیدن گیاه خمیده می‌گردد و غلافها به سطح خاک نزدیک می‌شوند. این چنین گیاهان گر چه فاقد آلودگی در ساقه یا اندامهای هوائی هستند اما غلافهای آنها می‌پوسند و قارچ به صورت متراکم روی آنها رشد می‌کند و سختینه‌ها در روی آنها در نزدیک سطح خاک به وجود می‌آیند. ظاهر شدن بیماری در مراحل اولیه رشد گیاه که منجر به مرگ گیاه می‌گردد نیز گزارش شده است.

 3- عامل بیماری:

هیف اصلی قارچ به قطر 9 تا 18 میکرومتر است و قطر انشعابات آنها کمتر از هیف اصلی می‌باشد. هیف رویشی چند هسته‌ای با 8 کروموزوم هاپلوئید می‌بادش. سرعت رشد میسلیوم هوائی روی محیط کشت جامد سریع است و تولید میسلیوم هوائی متوسط تا زیاد می‌کند. سختینه‌ها سیاه، کروی یا نیمه کروی هستند و اندازه آنها 3 تا 10 میلی‌متر است.

سختینه‌ها به صورت انتهائی تشکیل شده و روی محیط کشت ایجاد یک یا دو یا چند حلقه متحدالمرکز می‌کنند. سختینه‌های قارچ را می‌توان براحتی از محیط کشت جدا نمود. قارچ فاقد مرحله کنیدیائی مشخصاً واقعی است، هر چند که تشکیل میکروکنیدی در محیط کشت گزارش شده است.

سختیه بالغ دارای پوستینه خارجی رنگی و قسمت درونی متشکل از بافت گونه پرورانشیم (prosenchyma) محاط در ماده ژلاتینی است. جوانه‌زنی سختینه به صورت میسلیوژنیک یا کارپوژنیک صورت می‌گیرد. به موقع جوانه زنی سختینه، آپوتسیومهای پایه‌دار تشکیل می‌شود. یک تا چند آپوتسیوم ممکن است از یک سختینه منفرد بوجود آید.

 4- نحوه آلودگی:

این قارچ حداقل به مدت 3 سال می‌تواند در خاک زنده بماند. همزمان با گلدهی گیاه از سختینه‌هایی که در چند سانتی‌متری سطح خاک قرار دارند آپوتسیمهای چند میلیمتری به رنگ قهوه‌ای روشن و پیاله‌ای شکل به وجود می‌آید که آسکوسپورها در آنها تشکیل شده است و آزاد می‌شوند. مطالعه میکروسکوپ آلودگی نشان داده است که آسکوسپورها منبع اصلی آلودگی اولیه می‌باشند. این اسپورها نخست روی گلبرگهای پژمرده جوانه زده و آنها را آلوده می‌سازند. گلبرگهای آلوده سپس روی برگها یا محل اتصال برگها به شاخه و انشعاب شاخه‌ها می‌افتند و موجب آلودگی آنها می‌شوند و بدنبال آنها آلودگی به شاخه‌ها و ساقه اصلی سرایت کرده و گسترش پیدا می‌کند. برعکس آسکوسپورهایی که مستقیماً روی برگها می‌افتند، جوانه نمی‌زنند. تشکیل آپوتسیومها و آلودگی در درجه حرارتهای 15-10 درجه سانتی گراد و رطوبت متناوب افزایش می‌یابد و برعکس در صورت خشکی متوقف می‌گردد در صورت بارندگی مداوم اسپورها از سطح گیاه شسته شده و از بین می‌روند.

گاه اتفاق می‌افتد در اثر تماس بوته‌های آلوده با بوته‌های سالم آلودگی به صورت لکه‌ای در مزرعه به وجود می‌آید. میسلیوم موجود در خاک یا خارج شده از سختینه‌ها به دلیل توانایی ضعیف رقابتی به عنوان منبع اولیه آلودگی از اهمیت کمتری برخوردار است.

آسکوسپورها می‌توانند در صورت وجود لایه نازک آب در سطح گیاه در مدت کمتر از 24 ساعت در دمای بین 30-5 درجه سانتی گراد جوانه بزنند. دمای بهینه بین 5 تا 10 درجه سانتیگراد می‌بادش. بعد از جوانه زنی آسکوسپور، لوله تندش بوجود می‌آید و رحنه اولیه به بافت میزبان به طور مستقیم از طریق فشار مکانیکی به کوتیکول صورت می‌گیرد. همچنین لوله تندش ممکن است از طریق زخمها یا بافت صدمه دیده،‌ وارد گیاه شود. بعد از ورود قارچ به داخل گیاه هیف به صورت درون سلولی یا بین سلولی منشعب می‌شود و در بافت گیاه مستقر می‌گردد. گزارشاتی نیز وجود دارد که دیواره سلولی قبلاً توسط آنزیمهای قارچ سس گشته و سلولها کمی دورتر از هیفهای حمله کننده می‌میرند.

آنزمیهای پکتولیتیک عامل از هم پاشیدن بافت و به طور مستقیم تخریب غشاء سلولی و در نتیجه مرگ سلولها هستند.

 5- عوامل موثر در توسعه و همه گیر شدن بیماری:

همه گیر شدن بیماری در مناطق خنک و مرطوب با مرحله حساس گیاه، به خصوص مرحله گلدهی و آزاد شدن مدام آسکوسپورها به وقوع می‌پیوندد. مزارعی که در آنها کلزا به مدت 2 سال مداوم کشت شده است در مقایسه با مزارعی که فقط یکسال کلزا کشت شده جوانه‌ زنی سختینه‌ها را بیشتر تحریک می‌کند. آسکوسپورهای تولید شده در سطح خاک به همراه جریان هوا تا ارتفاع 147 سانتی متری بالای سطح خاک حمل می‌شوند. آنها همچنین در فاصله افقی تا 150 متری از منبع انتشار پیدا می‌شوند. این امر بیانگر این است که آسکوسپورها هوازاد بوده و در فواصل کافی حمل شده و بیماری را از مزرعه‌ای به مزرعه دیگر انتشار می‌دهند. آسکوسپورها روی دانه‌های گرده کلزا محکم می‌چسبند. زنبور عسل گرده‌ها را حمل می‌کند و گزارش شده است که گرده‌ها در شانه‌های کندوی عسل حامل آسکوسپورها یافت می‌شوند.

مصرف کودهای ازته باعث افزایش وقوع بیماری می‌گردند. با این وجود مقادیر بیش از حد ازت در گیاه حساسیت به عامل بیماری را کاهش می‌دهد.

 6- کنترل بیماری:

الف: مقاومت میزبان:

طیف وسیعی میزبانی و عدم وجود یک میزبان خاص، موجب می‌گردد که دستیابی به ارقام قاوم موفقیت آمیز نباشد. با این وجود اختلاف در حالت رشد عمومی و خصوصیات مرفولوژیکی گیاه ممکن است در تحمل گیاه به بیماری مهم باشد.

در یک بررسی که توسط چن و همکاران صورت گرفت تعداد 1809 ژرم پلاسم از جنس براسیکا B.napus, B.juncea, B.nigra, B.camoestris, B.carinata از لحاظ مقاومت در مقابل S.sclerotiotum ارزیابی گردید و مشخص شد که ژنهای مقاومت (تحمل) روی کروموزمهای C و B قرار دارند.

ب کنترل شیمیایی:

طبق گزارشات موجود مصرف قارچکشهایی مانند کوئین توزن، فنتین استات و سیانامید کلسیم در جلوگیری از توسعه مرحله آپوتسیومی قارچ موثرند. تاثیر سیانامید کلسیم در شرایط مزرعه بین 40 تا 90 درصد در آلمان تایید شده است.

اضافه کردن مخلوط بنومیل و تیرام به خاک علیه S.sclerotiorum باعث تاخیر تجزیه بنومیل گشته و مدت اثر آن را افزایش می‌دهد. مصرف توام این دو قارچکش باعث کاهش جوانه زنی سختینه، کاهش تولید آپوتسیوم و تاخیر در خارج شدن آپوتسیومها از خاک می‌گردد.

علاوه بر این افزودن تیرام به بنومیل باعث می‌گردد که مقدار بنومیل مورد نیاز 50٪ کاهش یابد بدون اینکه از تاثیر آن کم شود.

آلودگی در بذر به عنوان عامل اولیه آلودگی به صورت سختینه‌های زنده، خطر قرنطینه‌ای بالقوه در صادرات بذر است.

تاثیر رونیلان نیز در مراحل مختلف رشد کلزا روی S.sclerotiorum نشان داده که مصرف یک یا چند بار رونیلان در فاصله بین سبز مزرعه و گلدهی، بیماری را کنترل نمی‌کند اما مصرف یکبار در مرحله گلدهی آلودگی ساقه و شاخه‌های جانبی را کنترل کرده و باعث افزایش محصول می‌گردد.

یکی از موارد لازم برای مبارزه به موقع عامل بیماری تشخیص به موقع و سریع و دقیق شروع آلودگی می‌باشد. تا کنون روشهای زیادی در این مورد صورت گرفته است از جمله ردیابی قارچ در گلبرگهای کلزا به روش DAS-ELISA که توسط جاماکس و اسپایر با موفقت عمل شده است.

ج- کنترل زراعی:

از آنجا که بیماری از طریق سختینه‌ها منتقل می‌گردد و بقایای گیاهی تشکیل سختینه‌ها را تحریک می‌کند،‌ جمع آوری و سوزانیدن تمام قسمتهای آلوده در محل برای از بین بردن سختینه‌ها پیشنهاد می‌شود. در هنگان کشت بایستی از بذر تمیز و عاری از سختینه‌ها استفاده شود. نظر به هوازاد بودن آلودگی توسط آسکوسپورها به نظر میرسد برقراری تناوب در کنترل بیماری تاثیر زیادی نداشته باشد.

با وجود این شخم زدن و تناوب زراعی با میزبانهای غیر حساس و در صورت امکان غرقاب کردن خاک جمعی سختینه ها را در خاک به حداقل می‌رساند و می‌‌تواند در کنترل بیماری ناشی از عامل اولیه آلودگی خاکزاد قارچ موثر باشد. تاخیر در کشت ممکن است در بعضی مناطق برای کاستن مدت همزمانی بین حساسیت فنولوژیکی گیاه و حداکثر بودن آسکوسپورها مفید باشد.

د- کنترل بیولوژیکی

تو اعلام کرد که قارچ Gliocladium virens سختینه‌ها و میسلیوم قارچ S.sclerotiorum را به خوبی پارازیته کرده و مانع جوانه زنی سختینه می‌گردد.

بولاند و انگلیس قارچهای آنتاگونیست علیه S.sclerotiorum را از گلبرگهای لوبیا و کلزا جدا کرده و اظهار کردند که گونه‌های Alternaria sp. و Cladosporium sp. جزء میکوفلور غالب بوده و اغلب آنها قادر به کاهش جوانه زنی آسکوسپور پاتوژن یا رشد میسلیوم آن در شرایط آزمایشگاه بودند. آنها همچنین قارچهای متعددی را در شرایط آزمایشگاه و مزرعه مورد آزمایش قرار دادند و اعلام کردند که تنها یک جدایه Drechslera sp. و Epicoccum purpurascens بیماری را به قمدار قابل قبول کاهش می‌دهند. همچنین مصرف مخلوط A. alternate  و بنومیل (به مقدار 1/1 کیلوگرم در هکتار) نیز به خوبی قادر به کنترل بیماری بودند.

  سفیدک پودری (Powdery Mildew)

 1- مناطق انتشار:

وجود این بیماری تا کنون از کشورهای فرانسه، آلمان، هند، پاکستان، ژاپن، سوئد، ترکسیه، انگلستان و آمریکا گزارش شده است. در ایران این بیماری روی کلزا از مزارع میانبند مازندران گزارش شده است.

 2- اهمیت اقتصادی بیماری:

بنا به تجربیات عمومی این بیماری خسارت زیادی به خردل و کلزا وارد نمی‌سازد، مگر در مواردی بکه به صورت همه گیری درآمده و تمام برگها و غلافها پوشیده از اندامهای قارچ گردد. در بعضی از نواحی هند بیماری با شدت زیاد ظاهر شده و منجر به خسارت قابل توجه می‌گردد. با در نظر گرفتن اختلاف شدید ظهور بیماری از سالی به سال دیگر به نظر می‌رسد خسارت بستگی مستقیم به شدت بیماری و مرحله‌ای از رشد گیاه دارد که بیماری ظاهری می‌گردد.

 3- علائم بیماری:

علائم بیماری به صورت لکه‌های آردی سفید کثیف، به شکل گرد در هر دو طرف برگهای پائینی گیاه آلوده ظاهر می‌گردد. تحت شرایط محیطی مساعد (دمای نسبتاً بالا) اندازه لکه‌های آردی افزایش یافته و به هم متصل شده و تمام ساقه و برگها را می‌پوشاند. بوته‌هایی که شدیداً آلوده شده‌اند از لحاظ رشد ضعیف مانده و غلافهای کمی تولید می‌کنند. در غلافهای سبز در مراحل اولیه آلودگی لکه‌های سفید دیده می‌شود. این گونه غلافها بعدها کاملاً توسط توده سفید میسیلیوم و کنیدیهای قارچ پوشیده می‌شوند. اندازه غلافهایی که شدیداً آلوده هستند کوچک مانده و در قاعده دارای تعداد کمی دانه بوده و نوک آنها پیچیده و فاقد دانه است. در شرایط مساعد و با گذشت زمان کلیستوتسیومهای قارچ در هر دو طرف برگها، ساقه و غلافهای آلوده تشکیل می‌گردند و به صورت اجسام کوچک پراکنده و متمرکز سیاهرنگ ظاهر می‌شوند.

 4- عامل بیماری:

عامل بیماری Erysiphe cruciferarum Opiz ex.junell می‌باشد. میسیلیوم قارچ برون‌زی (اکتوفیت) است. رخنه قارچ محدود به سلولهای اپیدرم می‌شوند و در آنها چنگک تشکیل می‌گردد. قسمت باقیمانده قارچ در سطح گیاه رشد می‌کند. کنیدیوفورها روی هیفهای سطح گیاه بوجود می‌آیند. کنیدیوفورها دارای دیواره عرضی هستند و کنیدیها به صورت منفرد تولید می‌شوند.

کنیدیها به شکل بیضوی یا استوانه‌ای هستند. کنیدیها پس از بلوغ سریعاً از کنیدیوفورها جدا شده و توسط باد منتش می‌گردند. حداکثر جوانه زنی کنیدیها در 40٪ رطوبت نسبی صورت می‌گیرد. بالای 60٪ و کمتر از 30٪ رطوبت نسبی،‌جوانه زنی اتفاق نمی‌افتد.

 5- عوامل موثر در بیماری:

این بیماری تحت شرایط نسبتاً خشک تقویت می‌شود. تشکیل کلیستوتسیومها در اثر تناوب، دمای پائین و معتدل، تغذیه ناکافی میزبان، رطوبت نسبی پائین، خشکی خاک و بالا رفتن سن گیاه افزایش می‌یابد. گزارشاتی نیز موجود است که شدت بیماری در مزارع آبی بیشتر است. بعد از شروع بارندگیها برگهای سالم جدید بوجود می‌آیند و جایگزین برگهای آلوده قبلی می‌گردند که در نتیجه منجر به بهبودی گیاه می‌شود.

6- کنترل:

در صورتی که بیماری شدید باشد از طریق پخش گوگرد یا پاشش قارچکشهای گوگردی و تابل می‌توان مبارزه کرد. مصرف سه بار کاراتان با فاصله 10 روز نتیجه خوبی ببار می‌آورد. انتخاب تاریخ کاشت مناسب نیز در کنترل بیماری موثر است. مقاومت محدودی در B.chinensis, B.alba, B.campestris var.brown sarson, B.alboglara دیده می‌شود. طبق نظر جانسون طیفی از سطوح مختلف مقاومت در کلزا در مقابل این بیماری وجود ارد ولی مصونیت کامل مشاهده نمی‌شود. مطالعات جدید نشان می‌دهد که حتی بخشهای مختلف یک برگ در مقابل قارچ عامل بمیاری واکنش مختلف نشان می‌دهد. 

 منابع مورد استفاده:

1-  رعیت پناه، سیاوش، مجیدیه قاسمی، شاهرخ، افشاری آزاد، همایون، 1378 – بیماری قارچی مهم کلزا. گزارشات پژوهشی موسسه تحقیقات آفات و بیماریهای گیاهی

2- Abawi, G. S., and Grogan, R. G. 1979. Epidemiology of diseases caused by Sclerotinia species. Phytopathology 69(8):899-904

+ نوشته شده توسط الهام مرادي در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 و ساعت 10:50 |

اثر آبياري تكميلي بر زراعتهاي ديم

مقدمه:

در يك ويژه نامه ترويجي آب و امنيت غذائي (وزارت جهاد كشاورزي، 1381) به نقل ازگزارش صندوق جمعيت ملل متحد آمده است كه طي 70 سال گذشته جمعيت جهان 3 برابر و مصرف آب در جهان 6 برابر شده است. ساليانه به جمعيت جهان 75 ميليون نفر افزوده مي شود و پيش بيني مي شود كه جمعيت كشورهاي توسعه نيافته و كم توسعه يافته طي 50 سال آتي نيز از رشدي 300 درصدي فراتر رود. پيش بيني هاي خوش بينانه تا سال 2050 ميلادي جمعيت جهان را7.9 ميليارد نفر برآورد نموده اند، اين در حالي است كه  برخي پيشگوئي ها خبر از جمعيت 10.9 ميليار نفري در جهان دارند. نظريه اي بينابين اين رقم را 9.3ميليارد نفر برآوردمي كند. همان منبع اضافه مي نمايد كه در سال 1381 جمعيت ايران نيز از مرز 70 ميليون فراتر رفت. با در نظر گرفتن اينكه متوسط بارش ساليانه در ايران چيزي حدود يك سوم ميزان جهاني آن است (مهدوي 1378)؛ مي توان گفت مبحث آب توجه ويژه اي را مي طلبد. (قابل ذکر است که همين مقدار ناچيز بارندگی نيز از توزيع مکانی يکسانی برخوردار نميباشد بطوريکه در 28 درصد از سطح کشور مقدار بارش متوسط سالانه کمتر از 100 ميلی متر بوده واين مقدار در96 درصد از سطح کشور از 200 ميلی مترنيز کمترمي باشد). اقليم فراخشک در 15 استان کشور ، در 7 استان و در 10 استان اقليم غالب است، بنابراين مسئله بالا بودن تبخير و تعرق نيز محدوديتي مضاعف محسوب مي شود با آنکه کشور ايران حدود 1.1 درصد از خشکي هاي جهان را به خود اختصاص داده است صرفا 0.34 درصد  از آبهاي جهان را در اختيار دارد. مسئله ريزشي فصلي اين بارش و پارکندگي نامنظم آن هم خود مبحث جداگانه اي است.

 

عامل

ايران

جهان

بارندگي

242

860

تبخير و تعرق پتانسيل

900

1132

تبخير و تعرق واقعي

180

485


آمارمطالعات وزارت نيرو ميانگين حجم بارندگی در ايران را سالانه 400 ميليارد متر مکعب برآورد نموده است که از اين ميزان 310 ميليارد متر مکعب درسطح 870 هزار کيلومتر مربع

 

از حوزه هاي آبخيز کوهستاني و90 ميليار متر مکعب در سطح 778کيلومتر مربع مناطق دشتي مي باشد. در مناطق کوهستاني در اثر تبخير و تعرق  بطور متوسط هرساله 200 ميليارد متر مکعب ودر مناطق دشتی 84 ميليارد متر مکعب آب از دسترس خارج مي شودکه جمعا 71 درصد از حجم بارش را شامل مي شود. از حجم باقيمانده نيز 59 ميليارد متر مکعب مناطق کوهستاني و 2 ميليارد متر مکعب در مناطق دشتي نفوذ مي نمايد. حجم آب باقيمانده نيز 51 ميليارد متر مکعب در مناطق کوهستاني و 4 در مناطق دشتي به شکل رواناب ظاهر مي شود.حجم آبهاي زير زميني کشور در حدود 35 ميليار متر مکعب برآورد گرديده است که حدود 30 ميليارد مترمکعب آن مربوط به مخازن آبرفتي و حدود 5 ميليارد متر مکعب برآود شده است. با فرض قابليت بهربرداري از 60 درصد اين مخازن امکان تا حدود 80 ميليارد متر مکعب وجود خواهد داشت. بخش کشاورزي با اختصاص 88.88 درصد، آب شرب با اختصاص 6.67 درصد  و بخش صنعت با 4.45 درصد مهمترين مصارف  آب در ايران مي باشند.

 

 

چند واژه فارسی-انگلیسی آبیاری  

از کتاب آبیاری بارانی-ملوین کی-ترجم  محمد حسینی ابریشمی و دکتر امین علیزاده

این واژه ها توسط  وب لاگ مرکز تخصصی مقالات  کشاورزی بنام کشاورز تنها گرد آوری شده :

آب بند(هوابند)           Seal

آبپاش                      Sprinker

آبیاری                      Irrigation 

آبیاری بارانی            Sprinker irrigation

آبیاری سطحی           Surface flooding  

آبپاشهای چرخشی    Rotary spinkers

فصل آبیاری               Irrigation season

شیلنگ                     Hose

راندمان کارایی        Efficiency

لوله                         Pipe

فشار                       Pressure

مکش                       Suction

پمپ(تلمبه)               Pump

هواگیری                   Priming 

شیر یکطرفه              Reflux vavle

شیر قطع کن             Shut-off valve

شیر فلکه                 Valve

دبی                        Discharge

دبی متر(دبی سنج)   Discharge(flow)metter

در اين راستا طرحها و پروژههايي كه اجرا شده به شرح ذيل ميباشد:

 

بررسي اثر مقادير مختلف آبياري تکميلي و نيتروژن بر عملکرد دانه و اجزاي آن در گندم ديم

به منظور بررسي اثر مقادير مختلف آبياري تکميلي و نيتروژن بر عملکرد دانه و اجزاي آن در گندم ديم رقم سبلان، آزمايشي از سال زراعي 79-1378 در ايستگاه تحقيقات کشاورزي ديم مراغه به مدت سه سال در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي و به صورت اسپليت پلات به سه تکرار انجام گرديد. مقادير مختلف آبياري به عنوان عامل اصلي و سطوح مختلف نيتروژن به عنوان فاکتور فرعي در نظر گرفته شد. عملکرد دانه، کاه و کلش، عملکرد بيولوژيکي، شاخص برداشت، ارتفاع بوته، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه اندازه گيري و برآورد گرديد. نتايج سه سال تحقيق نشان داد که عملکرد دانه با تمام صفات همبستگي مثبت و معني دار دارد (P?0.01). اثر آبياري روي تمام صفات مورد مطالعه معني دار و نيتروژن به جز بر روي تعداد دانه در سنبله روي بقيه صفات اثر معني داري داشت (P?0.01). تيمار 33 درصد آبياري تکميلي کامل با کاربرد 95 ميلي متر آب آبياري، افزايش عملکردي به ميزان 1.663 تن در هکتار نسبت به شرايط ديم داشت که همراه با 60 کيلوگرم در هکتار نيتروژن خالص داراي کارآيي مصرف آب بيشتري نسبت به بقيه سطوح آبياري بود، به نحوي که به ازاي هر ميلي متر آب مصرفي 30 کيلوگرم، دانه توليد شد. با افزايش ميزان نيتروژن از 60 کيلوگرم در هکتار به سطوح بالاتر، تفاوت معني داري در عملکرد دانه، کاه و کلش، عملکرد بيولوژيکي، شاخص برداشت، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه مشاهده نشد. لذا براي گندم ديم حداقل مصرف آب (با تاکيد بر آبياري به موقع زمان کاشت که منجر به سبز کامل پاييزه شود) توام با 60 کيلوگرم در هکتار نيتروژن خالص وضعيت مطلوب به شمار مي رود.

بررسي عملكرد گندم ديم رقم سبلان تحت آبياري تكميلي:

در اين تحقيق به منظور بررسي اثر آبياري تكميلي برروي عملكرد گندم ديم در استان كردستان، آزمايشي طي سالهاي 77-1374 در ايستگاه تحقيقات كشاورزي ديم قاملو بصورت بلوكهاي كامل تصادفي با پنج تيمار شامل I0 (شرايط ديم)،I1 (يك مرتبه آبياري به ميزان50 ميلي‌متر در مرحله شيري شدن)،2 I (دو مرتبه آبياري شامل50 ميلي متر در مرحله خوشه رفتن و50 ميلي متر در مرحله شيري شدن)، I3 (سه مرتبه آبياري شامل50 ميلي‌متر در مرحله خوشه رفتن،50 ميلي متر در مرحله شيري شدن و50 ميلي‌متر در مرحله خميري شدن)، I4 (يك مرتبه آبياري به ميزان50 ميلي‌متر بعد از كشت) و هر تيمار در چهار تكرار بر روي گندم ديم رقم سبلان اجرا گرديد. نتايج آزمايش نشان داد كه، تاثير تمام تيمارهاي آبياري تكميلي بر عملكرد دانه، كاه و وزن هزاردانه در سطح 1% معني‌دار است، بطوريكه افزايش عملكرد دانه در تيمارهاي I1 , I2 , I3 , I4 در مقايسه با تيمار شاهد (بدون آبياري تكميلي) بترتيب 154، 60، 39 و 19درصد و افزايش وزن هزاردانه تيمارهاي فوق در مقايسه با تيمار شاهد بترتيب 28، 25، 21 و 9درصد بود. اطلاعات هواشناسي محل اجراي طرح، تنوع مقادير بارندگي در سالهاي مختلف را نشان داد. بطور نسبي در سال اول بارندگي پائيزه كم و بارندگي بهاره مناسب، در سال دوم بارندگي پائيزه

 

و بهاره هر دو كم و در سال سوم بارندگي پائيزه و بهاره هر دو مناسب بود. تفاوت در مقادير بارندگي ساليانه، تيمارهاي آبياري تكميلي را تحت الشعاع قرار داده و بسته به كمبود بارندگي در هر فصل و جبران آن توسط تيمارهاي آبياري، عملكرد ها متنوع بودند. با اين وجود، افزايش قابل ملاحظه عملكرد دانه و وزن هزاردانه در تيمار I4، برتري تيمار آبياري تكميلي پائيزه را نسبت به ساير تيمارها نشان داد. با توجه به اينكه در اغلب سالها، باران هاي پاييزه در استان به تاخيرافتاده و گندم در مراحل رشد پاييزه با سرما مواجه مي‌گردد ، لذا كشت و آبياري زودهنگام در پاييز، علاوه بر اينكه مقاومت گياه را در مقابل سرما افزايش مي‌دهد، امكان استفاده بهينه گياه از باران‌هاي پاييزه و بهاره را نيز بيشتر فراهم مي‌نمايد. بنابراين تحت شرايط آب و هوائي و خاك محل اجراي طرح در صورت تامين آب، آبياري به ميزان 50 ميلي‌متر در دهه اول مهرماه براي گندم ديم رقم سبلان به‌عنوان حداقل ميزان آبياري تكميلي كه بالاترين عملكرد را به دنبال دارد، توصيه مي‌گردد.

 

بهبود بازده مصرف آب در زراعت ديم :

كشت ديم اشاره به آن مناطقي از كشاورزي دارد كه متوسط نياز آبي گياهان زراعي از طريق باران تامين شود بطوريكه پتانسيل عملكرد گياهان زراعي تا كمتر از 40 درصد پتانسيل كامل آنها در شرايط عدم كمبود آب محدود گردد. بر اين اساس ، 25 درصد توليد غله در دنيا در شرايط ديم صورت مي گيرد. برخي روش ها به افزايش عرضه آب به گياه زراعي از طريق بهبود بازده ذخيره آب در دوره هاي آيش ، كاهش روان آب در طول رشد گياه زراعي ، يا افزايش حجم گسترش ريشه جهت آب بيشتر كمك مي كنند. بهر حال اغلب توليد محصول در اين مناطق در واقع بعلل تراكم نامطلوب بوته ها ، حاصلخيزي پائين خاك ، حمله بيماريهاي گياهي ، زمان كاشت نامناسب ، آب ماندگي و رقابت علف هاي هرز و غيره محدود مي باشد. با اين وجود ، كمبود آب مهمترين محدود كننده توليد در شرايط ديم مي باشد.

در كشور هاي در حال توسعه ، در مناطق ديم كاري فقر زياد و هم چنين ضعف شديد خاك زراعي در اثر چراي بي رويه دام ها ، و فرسايش مشاهده مي شود. بعلت غالبيت كشت ديم و تلفيق فعاليت هاي كشاورزي و دامداري در مناطق معتدل و هم چنين نيمه گرمسيري استراليا ، زراعت ديم هميشه مزيت نسبي خوبي را در تحقيق داشته است. بهر حال تحقيق روي عوامل اصلي موثر بر پايداري توليد ديم در كشورهاي در حال توسعه نظير تنزل ساختاري و فرسايش خاك ، اسيدي شدن خاك ، شوري در مناطق خشك ، تنوع محدود گياهان زراعي و مقاومت به علفكش ها در حال انجام و مطالعه مي باشد.

راهكارهاي كليدي:

ايجاد ارقام مقاوم به تنش هاي خشكي را مي توان با ساير رهيافت ها مانند بهبود حاصلخيزي خاك ، استقرار بهتر بوته ها و كنترل خوب علف هاي هرز توأم نمود.

در شرايط زراعت ديم ، زمان كاشت به موقع و مديريت حاصلخيزي خاك اهميت بيشتري دارند. حفظ حاصلخيزي خاك مي تواند پايداري توليد را بهبود ببخشد.

حفظ پوشش مواد گياهي روي سطح خاك كه اغلب به عنوان شخم حفاظتي شناخته مي شود، بهترين نمونه از فن آوري كاهش جريان آب باران روي سطح زمين مي باشد.

و با اين روش آب بيشتري براي گياهان زراعي تامين مي شود و فرسايش آبي خاك زراعي كاهش مي يابد.

كاربرد روش خاك ورزي حفاظتي چند مانع دارد و اين موانع شامل نياز به سرمايه گذاري ، تامين ماشين آلات جديد خاك ورزي و بذر كاري و كاربرد علفكش ها جهت كنترل علف هاي هرز براي حفظ بقاياي گياهان زراعي و علوفه اي مي باشد. اغلب نسبت به كاهش خاك ورزي مقاومت فرهنگي وجود دارد. بهر حال ، فوايد آن بقدري زياد مي باشد كه انجام تحقيقات دريافتن روش هايي پيرامون رفع اين موانع از اولويت زيادي برخوردار ست.

خسارت وارده به سيستم ريشه گياهان زراعي در اثر حمله نماتدها و بيماريهاي خاكزي در اراضي مناطق خشك مخصوصا" در شرايط تك كشتي مستمر غلات شديد مي باشد.

راهكار مهم ديگر جهت كاهش خسارت اين عوامل زيان آور به سيستم ريشه كشت گياهان زراعي غير ميزبان مانند خردل يا كلزا مي باشد. اين تغيير سيستم كشت كه پذيرش آن براي كشاورزان مشكل بود در استراليا جنوبي بسيار موفقيت آميز بوده است. و انجام تحقيق مشابه جهت يافتن تناوب زراعي مناسب در كشورهاي در حال توسعه بسيار خوب است.

در كشورهاي در حال توسعه ، دام ها معمولا" بخشي از سيستم هاي كشاورزي ديم هستند و دام ها به مدت چند هفته از گياهان زراعي ، ضايعات گياهان زراعي ، كاه و كلش گياهان زراعي ، آيش هاي پر علف و مرتع حاشيه مزارع مجاور تغذيه مي كنند. لي فارمينگ ( همانند استراليا ) وجود ندارد و تعداد كمي مرتع براي اين منظور وجود دارد.

دام ها هميشه در آغل بسر مي برند. كود حيواني آنها براي چرخه عناصر غذايي خاك مهم است. اما بجز در مزارع نزديك به آغل ها ، اين كود حيواني كافي و كار آمد نيست. در مناطق خشك از دام ها در آمد قابل توجهي بدست مي آيد و مي توان در تحقيقات يافتن گياهان علوفه اي لگومينوزه را جهت كشت ديم در اراضي خشك گنجاند. در شرايط كمبود عمومي آب براي اجراي كشت مخلوط گياهان يكساله و درختان گاهي آزادي عمل وجود دارد و گاهي آزادي عمل وجود ندارد.

جمع آوري روان آب ها در مكان هاي محدود جهت آبياري اراضي خشك در بسياري از كشور هاي در حال توسعه مهم مي باشد. هر چند رهيافت آبياري تكميلي مي تواند راندمان مصرف آب در گياهان دانه اي را افزايش دهد، اما براي استفاده از آب گران بندرت توجيه اقتصادي وجود دارد. بطور بديهي با كشت گياهان زراعي با ارزش نظير توليد محصولات باغباني خارج ازفصل در آمد بهتري بدست خواهد آمد.

 

به گزيني مديريت تك آبياري در زراعت گندم ديم توكلي عليرضا* موسسه تحقیقات کشاورزی دیم، مراغه از عوامل طبيعي اثر گذار بر زراعت ديم، تغييرات بارندگي سال به سال، تغييرات مقدار و نحوه پراكنش نزولات جوي، تاخير در وقوع اولين بارندگي موثر در پاييز و همزمان افت درجه حرارت، فقدان بارندگي يا كافي نبودن بارندگي موثر در بهار (به ويژه از ارديبهشت ماه) و... است. اين موارد سبب مي شود برنامه ريزي و مديريت زراعي دچار اختلال گردد.اين تحقيق براي مقابله، پيشگيري و مهار بسياري از پيامدهاي تنش زاي طبيعي، در طول دو سال زراعي 77-76 (سال متعارف از نقطه نظر بارندگي) و سال زراعي 78-77 (سالي با شرايط خشكسالي) بر چهار رقم

گندم ديم با مديريت تك آبياري (فقط یکبار آبیاری به میزان 50 میلیمتر در زمان کاشت و یکبار آبیاری به میزان 50 میلیمتر در زمان گلدهی) و مقایسه با شرایط دیم انجام گردید و کارایی مدیریت تک و آبیاری و به گزيني آن كه هدف عمده اين پژوهش بود، بررسي گرديدمديريت تك آبياري در زمان كاشت، بدليل مهار بسياري از شرايط نامساعد جوي، ايجاد سبز پاييزه و گذراندن بخشي از مراحل رشد و ايجاد توان بهره گيري مطلوب‌تر از بارشهاي بهاري و درجه حرارت براي تسريع در رشد و توانايي گياه در تحمل، گذر از خشكي اواخر دوره رشد سبب شد طي دو سال، بالاترين ميزان علمكرد را به همراه داشته باشد به نحوي كه عملكرد در سال اول 1000 و در سال دوم 550 كيلوگرم در هكتار نسبت به شرايط ديم برتري داشته است. نتايج نشان داد علي رغم تفاوت هايي كه در ميزان بارندگي دو سال دوره تحقيق (به ترتيب 351 ميليمتر و 202 ميليمتر) وجود داشت، نتايج به دست آمده كاملا همسو بوده است.از ميان ارقام نيز، رقم آذر 2 و كراس سبلان در هر دو سال مطلوب‌ترين ارقام بوده است كه با تك آبياري در زمان كاشت نسبت به شرايط ديم، بيش از 1000 كيلوگرم در هكتار افزايش عملكرد داشته است (عملكردي بيش از 2.5 تن در هكتار). رقم آذر 2، به دليل عملكرد مطلوب و افزايش عملكردي كه تحت هر دو وضعيت مديريت تك آبياري (زمان كاشت و يا گلدهي) داشته است، در مقايسه با ساير ارقام مطلوب تر است و مي توان آن را توصيه نمود.

اثر آبياري تكميلي بر صفات مهم زراعي سه رقم آفتابگردان در زراعت ديم
مظاهري لقب حجت اله,نوري فرخ,زارع ابيانه حميد,وفايي محمدحسن
كاشت گياه آفتابگردان به منظور توليد روغن در مناطق معتدل مرطوب از بازده بالايي برخوردار است. همچنين امكان كشت آن در مناطق تحت تنش رطوبتي نيز وجود دارد. وسعت اراضي حاشيه رودخانه اي در اراضي ديم با شرايط توپوگرافي خاص، آبياري تكميلي را جهت رفع تنش هاي رطوبتي طلب مي كند. به منظور گزينش بهترين رقم و مناسب ترين زمان آبياري تكميلي، آزمايشي به صورت فاكتوريل با دو عامل آبياري (در سه سطح، شاهد يعني بدون آبياري، يكبار آبياري تكميلي در زمان گلدهي، و يكبار آبياري تكميلي در زمان دانه بندي) و عامل ارقام (در سه سطح، آرما ويرسكي، آرماويرس و ركورد) در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي در 4 تكرار در منطقه قروه اجرا گرديد. نتايج تجزيه واريانس تاثير معني داري آبياري تكميلي را بر روي كليه صفات مورد مطالعه نشان داد (p<0.01) ارقام از لحاظ صفات قطر دانه و وزن هزار دانه به ترتيب در سطح 5% و 1% اختلاف معني داري داشتند. بين ارقام از لحاظ بقيه صفات مورد بررسي تفاوت معني داري مشاهده نشد. اثر متقابل رقم و زمان آبياري فقط از لحاظ صفات قطر دانه و وزن هزار دانه به ترتيب در سطح آماري 1% و 5% معني دار بود. مقايسه ميانگين صفات، با آزمون دانكن در دو سطح 1% و 5% انجام شد. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه دو رقم آرماويرس و ركورد به ترتيب بيشترين عملكرد دانه با يكبار آبياري در مرحله گلدهي را به خود اختصاص دادند.

 

 

+ نوشته شده توسط الهام مرادي در شنبه پانزدهم آبان 1389 و ساعت 11:46 |

12-1- تثبيت همزيستي ازت

از خصوصيات ويژه تيره بقولات، توان همزيستي آنها با ريزوبيومهاي تثبيت كننده ازت هوا مي باشد. اين همزيستي علاوه بر تأمين ازت مورد نياز گياه، ازت خاك را نيز افزايش داده و زراعت بعدي مي تواند از آن استفاده نمايد.

تشكيل گره هاي تثبيت كننده ازت بر روي ريشه گياهان تيره لگومينوز بستگي به شرايط مناسب خاك زراعيي دارد. گره ها در صورتي كه نژاد خاص و مناسب باكتري آن گونه گياهي در خاك موجود باشد، ايجاد مي شوند. لذا خاك هائي كه فاقد باكتري هستند لازم است قبل از كشت بذور به باكتري آغشته شوند.

باكتري گروه Rhizobium trifoli بر روي ريشه شبدرها فعاليت داشته و مي توانند ايجاد گره1 كنند.

گياهان لگومي كه با باكتري نژاد خاص خودشان آغشته شده اند نسبت به لگومهائي كه بر روي ريشه انها باكتري وجود ندارد، رشد بهتر و قويتري داشته و برگهاي تيره تري دارند. (30) ريشه فعال بقولات ماده اي ترشح مي كنند، اين ماده رشد و تكثير باكتري گره زا را در محيط اطراف ريشه تحريك و تشديد مي كند و باكتريها نيز ماده اي به نام 3-ايندول استيك اسيد و يا آلفا ايندول استيك اسيد ساخته و ترشح مي كنند. (منبع 3-ايندول استيك اسيد، تريپتو فاني است كه ريشه بقولات ترشح كرده اند) اين ماده اسيدي باعث خميدگي ريشه هاي موئين بقولات شده و اگر باكتري گره زا متعلق به آن گونه گياهي باشد، وارد قسمت خميده ريشه موئين شده و خود را به ريشه هاي پارانشيمي پوست ريشه رسانده و باعث تكثير سلولهاي پارانشيمي و برآمدگي آن قسمت از ريشه مي شود، كه به اين برآمدگي گره ريشه مي گويند.

تلقيح با باكتري، در ريشه گياهان يك ساله در دو، سه هفته اول رشد آنها كه تعداد ريشه هاي جوان و فعال زياد است، صورت مي گيرد.

تلقيح ريشه شبدر مدتي قبل از آنكه گرهها قابل مشاهده  باشند، انجام گرفته است و معمولاً با ظهور اولين گره ها، تعداد باكتري در محيط اطراف ريشه فوق العاده زياد مي شود. (16) گره گياهان يك ساله در زمان گلدهي از بين مي روند (مي ميرند) و شايد به اين دليل باشد كه در اين مرحله گياه، مواد هيدروكربنه و ازت گره ها را به طرف شاخه و برگ فرستاده و باعث مرگ گره ها مي شوند.

ريزوبيوم ها هنگامي به گياه حمله مي كنند كه نسبت كربن به ازت آن نسبتاً بالا باشد و اگر گياه دچار كمبود ازت شده باشد، حمله باكتري به گياه صورت نمي گيرد و شايد علت تأثير مفيد مصرف ميزان كم كود ازته در ابتداي رويش بقولات از اين امر ناشي شده است.‌(16)

اما با افزايش مقدار ازت به صورت كود، تثبيت ازت به طريق همزيستي كاهش پيدا مي كند. (وبر1 1966)

اسيدي بودن خاك يكي از عوامل مهمي است كه وجود ريزوبيوم ها را در خاك محدود مي كند. هنگامي كه گونه R,trifoli  به خاك هاي اسيدي اضافه شوند پس از مدت كوتاهي تعداد باكتري ها كاهش مي يابد و گره اي ايجاد نشده و تثبيت ازت صورت نمي گيرد.(116)

فسفر و گوگرد براي ساخت پروتئين در گياهان لازم بوده و در تثبيت ازت نيز به همين طريق تأثير دارند. نسوج گياهاني كه دچار كمبود گوگرد و فسفر شده اند داراي درصد زيادي ازت غير پروتئيني مي باشند. بنابراين نسبت ازت به هيدروكربن، به ضرر تثبيت ازت به هم مي خورد و تثبيت ازت كاهش مي يابد.

موليبدن عنصر فعال كننده تثبيت ازت بوده و كمبود آن به شدت ميزان تثبيت ازت را كاهش داده و به 4/1 تثبيت در شرايط عادي مي رساند.

مقدار تثبيت ازت در گياهان لگومينوز تابع عوامل زير مي باشد:

الف- نوع گياه بطور كلي گياهان لگوم دائمي مانند يونجه و شبدرهاي چندساله از انواع يك ساله ازت بيشتري تثبيت مي كنند.

ب- نوع باكتري- تلقيح كامل، وجود باكتري به ميزان مناسب و وجود نژادهاي مؤثر در تثبيت ازت بيشتر به وسيله گياهان لگوم مؤثر است.

ج- نوع خاك و حاصلخيزي آن- باكتريهاي ريزوبيوم در خاكهاي سبك و شني تهويه دار و زهكشي شده، ازت بيشتري تثبيت مي كنند تا در خاكهاي زهكشي نشده و سنگين و بدون تهويه.

د- اسيديته خاك- تثبيت ازت در بعضي لگومها مانند سويا و لوپن در خاكهاي اسيدي صورت مي گيرد. در حاليكه يونجه و شبدر شيرين براي تثبيت ازت به خاكهاي خنثي يا نسبتاً قليائي نياز دارند.

ه- شرايط آب و هوائي گرما و خشكي شديد و مداوم، بر ميزان تثبيت ازت تأثير سوء دارند. و بارانهاي سنگين كه به مدت طولاني ببارند موجب كاهش تثبيت ازت مي گردد. (30)

شبدر برسيم به دليل همزيستي با باكتريهاي تثبيت كننده ازت هوا  R . trifoli باعث افزايش ازت خاك شده و بعضي از ارقام آن مانند مولتي كات و بيگ بي بيش از 300 پوند در ايكر ازت تثبيت و به خاك اضافه مي نمايند. (63)

13-1- عوامل محدود كننده كشت شبدر برسيم در ايران

در رابطه با گسترش و توسعه سطح زير كشت شبدر برسيم در كشور، مشكلات بسياري وجود دارد كه در اينجا به بحث درباره عمده ترين شان پرداخته تا با بررسي آنها براي رفعشان در كشور اقدام شود و كشت اين گياهمثمر هرچه بيشتر گسترش يابد:

1-  مشكل عمده و عامل اصلي بازدارنده گسترش سطح زير كشت شبدر برسيم در كشور، عدم توليد بذر كافي و با كيفيت مطلوب مي باشد. در حالي كه با استفاده از امكانات بالقوه موجود در كشور مي توان بذر مورد نياز را با كيفيت عالي براي كشت و حتي صدور آن به كشورهاي ديگر توليد نمود.

اما به لحاظ عدم رعايت اصول صحيح زراعي توليد بذر و عدم وجود مديريت منسجم و قوي، بذور كم توليد شده نيز داراي قوه ناميه كم و همراه با بذور علفهاي هرز بوده كه داراي كيفيت نامطلوبي مي باشد و اين امر باعث بروز مشكلاتي در هنگام كشت مي گردد.

در حال حاضر بيشتر بذر مصرفي از خارج وارد شده كه علاوه بر مصرف مبالغ زيادي ارز، ميزان كشت اين گياه وابسته به مقدار بذر وارداتي داشته و در صورت عدم ورود بذر و يا بروز مشكلاتي در مسير واردات آن، موجب كاهش سطح زير كشت اين محصول مهم در كشور مي شود. همانطور كه در سال 1367 شاهد بوديم كه با كاهش ميزان بذر وارداتي، سطح زير كشت شبدر برسيم به شدت تقليل يافت.

لذا بايد براساس نتايج حاصله از تحقيقات و آزمايشهاي مستمر، برنامه اي اصولي جهت توليد بذر در داخل كشور تهيه و با رعايت اصول صحيح زراعي و مديريت قوي، حداكثر ميزان بذر با كيفيت عالي توليد شود.

2-  از عوامل محدود كننده ديگر كشت شبدر برسيم، عدم وجود ماشين آلات مناسب برداشت و به خاطر هزينه سنگين تهيه اين ادوات، اكثر كشاورزان قادر به تهيه آنها نبوده و مازاد توليدشان به انحاء مختلف از بين مي رود. كه ضرر و زيان زياد به زارعين وارد مي كند. لذا بايد برنامه هائي براي توليد و ساخت ماشين آلات مناسب با هزينه كمتر اقدام كرد.

3-  از عوامل ديگري كه توسعه كشت اين گياه را محدود مي كند مشكل نگهداري مازاد علوفه توليد مي باشد. نگهداري و خشك كردن علوفه توليدي هزينه زيادي نياز دارد كه در اين جهت نيز بايد براي دست يابي به روشها و تكنيك هاي كم هزينه تر با بازده بيشتري گام برداشت.

4-  عدم انتقال نتايج حاصله از تحقيقات و آزمايشهائي كه در مراكز تحقيقاتي و دانشگاهي سراسر كشور انجام مي گيرد به زارعين كه عامل اصلي توليد هستند. از گسترش سطح زير كشت و عملكرد آن در واحد سطح كاسته، كه با انتقال روشها و اصول صحيح كشت و كار به كشاورزان و زارعين با بهره گيري از آنها مي توانند علاوه بر افزايش سطح زير كشت و افزايش عملكرد در واحد سطح، در جهت افزايش كيفيت محصول توليدي اقدام نمايند.

5-  عدم رعايت تاريخ كشت مناسب توسط زارعين، با توجه به اينكه تاريخ كشت بر روي كميت و كيفيت علوفه و بذر توليدي تأثير دارد. لذا رعايت تاريخ كشت مناسب در هر منطقه براي رسيدن به حداكثر توليدي ضروري است.

1-2- تأثير فسفر بر روي عملكرد و اجزاء عملكرد شبدر برسيم

فسفر بر اكثر اجزاء عملكرد و مراحل رشد و نمو شبدر برسيم تأثير مثبتي داشته و آنها را افزايش مي دهد. در نتيجه ميزان محصول علوفه و بذر شبدر برسيم را افزايش مي دهند.

 

1-1-2- تأثير فسفر بر محصول بذر شبدر برسيم

بنابر نظر لطيف و مورسي 1(1982)، با مصرف NP، محصول بذر و كاه برسيم افزايش قابل توجهي يافت و با مصرف مقدار كمي N محصول بذر برسيم افزايش يافت. و اين نتايج بوسيله چزپدا (1950) وارتاوبروس (1977)، كانگولي و همكاران(1977) و هفتي و زيدان (1978) تائيد شده است(40 ،58 ،68 ،78 ،121) لطيف و سينها 2،‌ (1983) گزارش كردند كه مصرف 95 كيلوگرم فسفر در هكتار براي توليد بذر برسيم مناسب است.(39)

مصرف كود فسفره به ميزان 138 كيلوگرم P2O5 در هكتار تأثير مثبتي بر عملكرد بذر برسيم دارد. (12)

هازروپاتيل3(1985) گزارش كردند كه محصول بذر برسيم در زير پوشش درختان (سايه) و بدون درخت (بدون سايه) با مصرف فسفر شديداً افزايش يافت. و با مصرف 160 كيلوگرم P2O5 در هكتار حداكثر محصول بذر را به دست آوردند.(75)

رشد و توليد شبدر با ميزان دسترسي آنها به فسفر خاك ك محدود مي شود. در طي چندين تحقيق مشخص شد كه توانائي توليد گونه ها، تحت شرايط فسفر كم تفاوت دارد.(55 ،60 ،63، 65 ،70)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهام مرادي در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 و ساعت 13:11 |

2-4-1- مراحل رشد زايشي

1- گلدهي: شبدر برسيم از جمله گياهاني است كه به طول روز حساس است و براي گل انگيزي به روزها ي بلند نياز دارد. با افزايش طول روز، رشد زايشي گياه آغاز شده و غنچه هاي گل ظاهر مي شوند. گلهاي شبدر برسيم بر روي محور ساقه و يا بر روي دمگل طويلي كه از ساقه منشعب شده قرار دارد.

گل آذين شبدر برسيم مجتمع، مركب و از حدود 50 تا 100 گل تشكيل شده و رنگ گلها سفيد تا كرم است و گل آذين خوشه اي است.

ظهور گلها در شبدر برسيم همزمان نبوده و در يك زمان همه گياهان گل نداده  بلكه گلدهي در يك زمان نسبتاً طولاني رخ مي دهد و به همين لحاظ، در مزرعه در يك زمان، غنچه گلهاي تلقيح شده و كپسولهاي نارس و سبز و كپسولهاي رسيده و قهوه اي آماده برداشت مشاهده مي شود.

2- گره افشاني و تلقيح : شبدر برسيم عموماً خود عقيم است اگرچه ارقام خودبارور آن نيز گزارش شده است.(100،116) لذا از لحاظ گرده افشاني گياهي دگرگشن است. و گلهاي آن براي زنبور عسل بسيار جذاب بوده و باعث جلب آنها مي شود. باد نيز يكي از عوامل مهم در گرده افشاني شبدر برسيم است. (88،59).

پس از تلقيح گلها گلبرگها تغيير رنگ داده و قهوه اي شده و مي ريزند. اما كاسبرگها پايا بوده و رنگ آنها در هنگام تلقيح سبز است كه با رسيدن بذرها قهوه اي رنگ مي شوند.

3- تشكيل بذر : پس از تلقيح گلها، با تركيب گامت هاي نر و ماده، سلول تخم ايجاد مي شود و در صورت مساعد بودن شرايط، رشد كرده و بذر را ايجاد مي كند. در اين زمان برگها به رنگ سبز بوده و پس از اتمام مراحل رشد بذرها، به رنگ زرد مايل به سبز براق هستند كه به تدريج رنگ آنها تيره تر شده و به رنگ قرمز مايل به قهوه اي مي شوند. رنگ بذرها در رابطه با رقم تغيير مي كند.

بذر شبدر برسيم، كوچك و به شكل تخم مرغ و به طول 2-5/1 ميليمتر و وزن هزار دانه آن 8/3-8/2 گرم مي باشد.(36).

مزرعه شبدر هنگامي كه غلاف ها زرد يا قهوه اي شدند آماده برداشت مي شود.(57)

5-1- آب و هواي مناسب كشت شبدر برسيم

شبدر برسيم آب و هواي گرم با زمستان هاي ملايم را ترجيح مي دهد و در حرارت هاي بالا رشد آن متوقف مي شود.

شبدر برسيم محصول منطقه مديترانه اي كه داراي زمستانهاي ملايم و بدون خطر يخبندان است. در مناطق مرطوب با تابستانهاي خنك آن را مي توان به عنوان گياه تابستانه يكساله كشت كرد.(116)

آب و هواي معتدل با رطوبت كافي خاك جهت كشت شبدر برسيم مناسب است و در زمستانهاي سرد همراه با يخبندان و يا در تابستانهاي خيلي گرم رشد خوبي ندارد و در حرارت صفر تا سه درجه سانتيگراد رشد كمي داشته اما در درجه حرارت 25-12 درجه سانتيگراد رشد مطلوبي دارد.

در ايالت فلوريداي آمريكا مشاهده شد كه رشد شبدر برسيم در درجه حرارت 2- تا 3- درجه سانتيگراد بدون آنكه برگهاي گياه صدمه ببينند متوقف شده و گياهان بالغ در درجه حرارت 8- زنده مي مانند اما در مناطقي كه درجه حرارت مكرراً كاهش يافته و به 6- درجه سانتيگراد مي رسد و يا در طول زمستان چندين با ر كاهش مي يابد، نبايد شبدر برسيم را كشت كرد.(83).

بعضي ارقام شبدر برسيم مانند ساكرومونت 1به سرما مقاومتر از ساير ارقام بوده و مي توان آن را در مناطقي كه دما در يك مقطع زماني پائين مي آيد كشت كرد. اگر سرما به شبدر برسيم صدمه نزند، علوفه زمستانه بيشتري نسبت به ساير گلومها توليد كرده، و جهت كشت به عنوان محصول زمستانه در تناوب كوتاه مدت سازگاري دارد.

دماي كمتر از صفر باعث تغيير رنگ برگهاي انتهائي و كاهش رشد شده و يخبندان شديد باعث يخزدگي برگها مي شود. چنانچه قبل از بروز سرماي زمستانه يك چين علوفه برداشته شود، مقاومت گياه به سرما بيشتر شده و سرما بيشتر شده و سرما صدمه چنداني به آن نمي زند. اگرچه برگها يخزده و از بين مي روند اما يخزدگي به ريشه گياه صدمه نزده و با گرم شدن هوا گياه رشد خود را به سرعت آغاز مي كند.

شبدر برسيم بهترين سازگاري را با مناطقي كه ارتفاعشان كمتر از 65 متر از سطح دريا باشد دارد.(64) شبدر برسيم را مي توان به صورت آبي و يا ديم كشت كرد، در كشت ديم اگر پراكنش بارندگي مناسب باشد در فصل زراعي 2 تا 3 چين محصول علوفه توليد كرده و اگر بارندگي كم و پراكنش آن نامناسب باشد، عملكرد كاهش يافته و تنها يك چين محصول توليد مي كند. كشت آبي بستگي به رقم و شرايط اقليمي منطقه و مديريت زراعي ، 4 تا 5 چين محصول توليد مي كند.و به آبياري به خوبي عكس العمل نشان مي دهد.(116).

شبدر برسيم به عنوان يك گياه علوفه اي، در مناطق گرم، سواحل جنوب ايران به خوبي رشد كرده و محصول خوبي توليد مي كند و در خوزستان بيش از 5 چين محصول علوفه توليد مي كند.(29)

از نظر مقاومت به خشكي، شبدر برسيم همانند يونجه است. اما در خاكهاي مرطوب از يونجه و شبدر شيرين مقاومت بيشتري دارد.(83).

شبدر برسيم خشكي زياد را تحمل نكرده و همچنين رشد آن در مناطق خيلي مرطوب با بارندگي زياد دچار اختلال مي شود. شبدر برسيم در مناطقي كه ميزان بارندگيشان 250 ميليمتر باشد رشد و نمو مي كند.(57)

 

6-1- خاكهاي مناسب كشت شبدر برسيم

مناسبترين خاك براي رشد و نمو شبدر برسيم، خاكهاي ليموني سبك و حاصلخيز با بافت متوسط تا سبك مي باشد خاكهاي حاصلخيز عميق، با زهكشي و ظرفيت بالاي نگهداري آب براي افزايش محصول مناسب هستند.

شبدر برسيم اگرچه در خاكها ي مختلف رشد خوبي دارد اما با خاكهاي اسيدي و مرطوب سازش نداشته و خاكهاي سبك با PH كمي قليائي را ترجيح مي دهد.(116).

مواد آلي و هوموسي خاك اثر مثبتي در افزايش محصول شبدر برسيم دارند و خاكهاي سبك به خاطر نفوذ در ريشه در اعماق و گسترش سيستم ريشه در آن اجازه رشد بهتري به گياه داده و با استفاده از شرايط مناسب محيطي عملكرد بالائي خواهد  داشت.

شبدر برسيم به املاح تا حدودي مقاوم بوده و كربنات كلسيم تا 30% تحمل مي كند و با كنترل بر توزيع كلروسديم در بخشهاي مختلف گياه از ورود نمك به گياه تا حدودي جلوگيري مي كند و PH مناسب براي رشد آن 7-6 است.(116،107،21).

7-1- كود و تغذيه شبدر برسيم

اراضي كه در آنها شبدر برسيم كشت مي شود اگر كمبود مواد آلي داشته باشند در حدود 15 تن كود دامي در هكتار، 20 تا 30 روز قبل از كاشت به خاك اضافه مي كنند. افزودن كودهاي باغي يا حيواني به خاك، شرايط را براي فعاليت باكتريهاي همزيست بهبود مي بخشد.(57) در ادامه به ساير موارد و عناصر مؤثر در رشد و نمو شبدر برسيم و افزايش محصول آن نقش دارند مي پردازيم:

1-7-1 ازت

يكي از مهمترين عوامل مؤثر  در رشد گياهان ازت مي باشد و در صورتيكه به حد كافي در دسترس گياهان باشد به رشد و نمو طبيعي خود ادامه مي دهند شبدرها نيز مانند ساير گياهان به ازت احتياج داشته و ازت لازم از طريق تثبيت نيتروژن هوا به وسيله باكتريهاي همزيست كه روي ريشه گياه قرار دارند تأمين مي شود.

وان سكرون1 (1985) و تعدادي از دانشمندان نشان دادند كه كود نيتروژنه بر تشكيل گره ها، بوسيله باكتريهاي همزيست بقولات اثر منفي دارد. با اين حال عده اي عقيده دارند مصرف 20-10 كيلوگرم در هكتار كود ازته، اثر مثبتي بر آغاز رشد گياه دارد. پس از رشد گياه به حد كافي و تشكيل گره ها، ازت تثبيت شده نيازهاي گياه را رفع مي كند.

مصرف زياد كود ازته، فعاليت ميكرو ارگانيسم هاي موجود در گره را تشكيل مي دهد.(30،19).

2-7-1- فسفر

گياهان خانواده بقولات، فسفر و پتاس بيشتري از غلات مصرف كرده و به فسفر و پتاس بيشتري نياز دارند.

فسفر جزء عناصر غذائي اصلي طبقه بندي مي شود، در حاليكه غلظت آن در گياهان خيلي كمتر از ميزان N و K مي باشد، بويژه در شبدر مقدارش خيلي كمتر از كلسيم و در حدود 45% فسفر در گياهان به صورت تركيبات آلي مي باشد.(116)

فسفر خاك بيشتر به صورت فسفات دي هيدروژن ( H2OPO4- ) جذب شده تا فسفات مونوهيدروژن (HPO4-2) چون فسفات دي هيدروژن فرم غالب فسفر در PH هفت است (118). ريشه بقولات بطور قابل ملاحظه اي اسيد فسفريك بيشتري نسبت به تركيبات پتاسيم حل و جذب مي كنند. و در تمام نواحي كشت بقولات گرمسيري، اگر كودهاي فسفره استفاده شوند محصول افزايش يافته و طول دوره رشد گياه كوتاهتر مي شود.

كود فسفره بر رشد و نمو شبدر برسيم اثر مثبت داشته و موجب افزايش طول ساقه، تعداد شاخه هاي جانبي و تعداد غده هاي حاوي باكتري روي ريشه ها شد كه اين خود باعث افزايش تثبيت ازت و در نتيجه افزايش بيشتر محصول مي گردد.

شبدر برسيم قادر است از بقاياي كود فسفره اي كه به وسيله كلوئيدهاي خاك تثبيت شده اند استفاده كند.لذا مقدار كود مورد نياز آن 100-80 كيلوگرم انيدريد فسفريك ( P2O5 ) در هكتار (در حدود 200 كيلوگرم كود سوپر فسفات تريپسل كه حاوي 48% P2O5 است) است.(32،31،16)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهام مرادي در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 و ساعت 13:9 |

1-1 منشاء و تاریخچه

شبدرها دارای سه مرکز تنوع اولیه هستند که شامل آسیای مرکزی و اروپا با حدود 150 تا 160 گونه، آمریکا با 60 تا 65 و آفریقا با 25 تا 35 گونه می باشد. اگرچه مرکزی بطور مشخص بعنوان منشاء آنها شناخته نشده استولی زهری(1972 )1 اظهار کرد که مرکز اولیه شبدرها غرب آمریکا است.و از آنجا به آسیا و سپس به اروپا و آفریقا گسترش یافته است. اما به خاطر تنوع زیاد تعداد کروموزوم و شکل، که در منطقه مدیترانه ای دیده شد این عقیده را ایجاد کرده که ناحیه مدیترانه ای ممکن است مرکز حقیقی، منشاء آنها باشد.(116).

مبداء شبدر برسیم دقیقاً مشخص نیست و به نظر می رسد والدین اولیه آن وحشی بوده  انقراض یافته اند. شبدر برسیم به طور وحشی مشاهده نشده، و ممکن است بومی دره نیل در مصر باشد و در سال 1900 به آمریکا وارد شده است. (91 و 116) .

عده ای از محققین معتقدند که منشاء آن احتمالاً مناطق شرقی دریای مدیترانه، خصوصاً نواحی مصر و آسیای صغیر است. و برخی گزارش کرده اند که مبدا این گیاه سوریه است و برای اولین بار در قرن ششم میلادی کشت و آن در مصر رایج شد و در سال 1904 به هند وارد شده است. (30 و 116).

حدس زده می شود مبدا شبدر برسیم در خاورمیانه (فلسطین و کشورهای همسایه ) باشد. (47).

2-1-1- تاریخچه کشت شبدر برسیم در ایران

برای اولین بار در سال 1342 بذر سبدر برسیم توسط سازمان جنگلهاو راتع ئارد کشور شد و در اراضی پشته استان گیلان کشت شد. (8 و 27).

از اولین فعالیت مرکز تحقیقیات برنج آمل، فکر استفاده از مزارع شالیزار در فاصله بین دو کشت مطرح گردید و سرانجام در سالهای 48-1347 مطالعات و آزمایشهای مربوط به زراعت دوم در آن مرکز آغاز شدوو نتایج نشان داد که از گیاهان علوفه ای شبدر برسیم و از دانه های روغنی کلزا و از گیاهان لیفی کتان بخوبی در آب و هوای مازندران، بعنوان کشت دوم بعد از برنج سازگاری دارند. و بر اساس تحقیقات بعدی، شبدر برسیم، در میان گیاهان فوق به دلیل خصوصیات ویژه اش و اهمیت آن بر سایر گیاهان، انتخاب و به کشاورزان منطقه جهت کشت توصیه گردید. (20).

همزمان با گسترش کشت اولیه این گیاه علوفه ای در سال 1351 به دلیل شیوع کرم ساقه خوار برنج و تأکید بر انجام شخم زمستانه، به عنوان یکی از راهای مبارزه با آفت، ترویج کشت آن به سردی گرائید، تا اینکه در سال 1359 طرح مشترکی بین اداره ترویج کشاورزی مازندران و اداره حفظ نباتات و آزمایشگاه بررسی آفات و بیماریهای گیاهی جهت بررسی اثر کشت شبدر برسیم بر روی کرم ساقه خوار برنج به عمل آمد و بنابر نتایج حاصله، کشت شبدر برسیم بعد از برنج نه تنها باعث ازدیاد جمعیت لار و ساقه خوار برنج نمی شود، بلکه در کاهش جمعیت این آفت نقش عمده ای دارد.

در سال 1362 تحقیقی دیگر در یکی از روستاهای رامسر توسط اداره ترویج مازندران با همکاری اداره خاکشناسی، با عنوان اثر کشت شبدر برسیم بر جمعیت لار و کرم ساقه خوار برنج در مزرعه و علفهای هرز حاشیه، آن انجام گرفت و نتایج حاصله حاکی از این بود که علفهای هرز حاشیه مزارع برنج دارای لارمزمستانگذار بوده که منبع آلودگی برای مزرعه در سال بعد    می باشند (20).

پس از اجرای این طرح، محدودیت کشت شبدر برسیم در ارتباط با آفت ساقه خوار برنج در منطقه مازندران از میان برداشته شد و سطح زیر کشت آن رو به افزایش نهاد(14).

در چند سال اخیر با ورود بذور ارقام مختلف شبدربرسیم از خارج، بیش از هزاران هکتار از شالیزارهای استان های مازندران، گیلان و بخشی هم در خوزستان به منظور تامین علوفه زیر کشت این محصول مهم رفته است و پیش بینی  می شود سطح زیر کشت آن در سال 1372 به 10500 هکتار در کل کشور برسد.(15).

 

2-1- اهمیت و ارزش اقتصادی شبدربرسیم

شبدربرسیم یکی از گونه های مهم علوفه ای است که به خاطر خصوصیات ویژه ای که دارد آن را از دیگر گیاهان علوفه ای متمایز می سازد، ویژگی های مهم این گیاه را می توان به اختصار چنین بیان کرد:

الف- به عنوان کشت دوم، خصوصا در شالیزارهای استانهای شمالی کشور می توان آن را کشت کرد که علاوه بر افزایش درآمد کشاورزان و تولید علوفه، سبب افزایش عملکرد برنج و حفظ خاک و جلوگیری از فرسایش خاک و هدر رفتن آب          می گردد.

به عنوان کشت دوم طی سه چین در هر هکتار 20 تا 30 تن علوفه تر و بطور متوسط 5 تن علوفه خشک تولید می کند.(8)

ب- ریشه این گیاه به دلیل همزیستی با باکتریهای تثبیت کننده ازت در صورت مناسب بودن خاک در یک دوره زراعی در حدود 2/1 ازت مورد نیاز ارقام پر محصول برنج ( آمل 2 و 3 خزر) و یا تمام ازت ارقام کم توقع برنج نظیر طارم و صدری را تامین می نماید(3). و مشخص شده که بعضی ارقام آن مانند مولتی کات و بیگ بی بیش از 300 lb/a ازت در خاک تثبیت و اضافه می نماید.(63)

همچنین بقایای ریشه آن در خاک میزان هوموس خاک را افزایش داده و شرایط فیزیکی، شیمیائی و بیولوژیکی خاک را بهبود می بخشد.

ج- شبدربرسیم گیاه علوفه ای زمستانه است و در مناطقی که در زمستان قابل کشت است معمولا دامها با کمبود علوفه مواجه هستند علوفه خوش خوراک و مقوی تولید می کند.

د- شبدربرسیم را می توان جهت تولید علوفه تازه، علوفه خشک، سیلو و ایجاد چراگاه و کود سبز کشت نمود و تمام حیوانات آن را با اشتها چه بصورت علوفه سبز یا خشک و یا سیلو مصرف می نمایند و بعضی از محققین اعتقاد دارند که کیفیت بالای غذایی این گیاه و خوش طعمی آن در دامها نفخ ایجاد نمی کند. اگرچه تعدادی از محققین ایجاد نفخ بوسیله علوفه تازه آن را گزارش کرده اند.(8 و 116)

ه- یکی از ویژگی های مهم اقتصادی این گیاه هزینه کم کاشت آن می باشد و تنها هزینه قابل توجه آن هزینه تهیه بذر می باشد و در استانهای شمالی کشور معمولا پس از برداشت برنج بدون انجام عملیات زراعی بذر پاشی می کنند و اگر قبل از برداشت برنج به بذر پاشی آن اقدام شود به خاطر استفاده از رطوبت موجود در خاک سریعتر جوانه زده و سبز می شود.

و- بر اساس تحقیقاتی که در منطقه مدیترانه ای انجام شده است، شبدربرسیم با توجه به مسائل کشاورزی و اقتصادی، امکان استفاده دو منظوره، علوفه و بذر آن، مناسبترین گیاه، برای استفاده در تناوبهای زراعی است.(84)

امکان بهره برداری دو منظوره از شبدربرسیم، باعث می شود که در هر مرحله از رشد، زارع بتواند جهت تولید را در رابطه با شرایط اقلیمی و مدیریت به طرف تولید علوفه یا بذر تغییر دهد.

ز- اگر شبدربرسیم هت تولید علوفه کشت شود به علت چین برداریهای متعدد و رشد رویشی زیاد مانع از رشد علفهای هرز شده و تراکم آنها را در مزرعه کم کرده و میزان خسارت و هزینه مبارزه با علف های هرز در کشت بعدی را کاهش می دهد.

ژ- شبدربرسیم از ارزش علوفه ای بسیار بالایی برخوردار است و از لحاظ ارزش غذایی تفاوت چندان زیادی با یونجه ندارد( جدول شماره 1) ، (14 و 13 و 32 )

نوع گیاه

درصد رطوبت

درصد ماده خشک

درصد پروتئین

درصد الیاف خام

یونجه

5/79

5/20

75/19

5/32

شبدربرسیم

78

22

7/15

1/23

  جدول شماره 1- ارزش غذایی شبدربرسیم در مقایسه با یونجه

با توجه به مزایای کشت شبدربرسیم و اهمیت فوق العاده آن، باید در برنامه ریزی های اقتصادی به این محصول با ارزش توجه شود و با افزایش سطح زیر کشت و عملکرد آن در واحد سطح، در جهت بهبود وضعیت اقتصادی کشاورزان گام برداشت.

1-2-1- سطح زیر کشت شبدربرسیم در جهان و ایران

در حال حاضر در حدود 4-3 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی کشور مصر به کشت این گیاه اختصاص یافته و کشت آن در الجزایر، تونس، لیبی، پرتغال، اسپانیا، استرالیا، آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و جنوبی نیز متداول گشته است.(36 )

در اوایل قرن اخیر شبدربرسیم به ایتالیا وارد شده و در حدود 35 هزار هکتار از اراضی مناطق مرکزی و جنوبی این کشور در گردش پاییزه بهاره به کشت آن اختصاص یافته و در حال حاضر صادر کننده عمده شبدربرسیم به ایران می باشد.(1)

در سال 1904 میلادی بذر آن از مصر به هندوستان فرستاده شد و هم اکنون به عنوان یک گیاه علوفه ای در مناطق پنجاب دهلی، زاجستان و اتارپرادش و دیگر مناطق غربی و شمالی هند کشت می شود.(57)

کشت شبدربرسیم چند سالی است که در ایران متداول شده و در سالهای اخیر با ورود بذر آن از خارج هزاران هکتار از شالیزارهای شمال کشور و در سایر نقاط کشور اراضی به کشت این محصول مهم اختصاص یافته است بطوریکه سطح زیر کشت آن از حدود 20000 هکتار در سال 1363 به 75000 هکتار در سال 1369 بالغ گردید و این در حالیست که پیش بینی می شود در سال 1372 سطح زیر کشت آن به بیش از یکصد هزار هکتار برسد.جدول شماره 2 (9و15)

 

2-1-1- روشهای استفاده از شبدربرسیم

از علوفه شبدربرسیم به طرق مختلف بهره برداری می شود:

1-         علوفه تازه- معمولا 5 تا 8 هفته پس از کاشت، شبدربرسیم آماده چین برداری است و عموما" محصول چین اول آن به شدت آلوده به علف های هرز می باشد.(13 و 32)

نخستین چین برداری، در کشت پاییزه از اوایل آذر تا دیماه که ارتفاع بوته ها به 38-25 سانتی متر می رسد انجام می گیرد. در ارقام چند چینه شبدربرسیم، برداشتهای بعدی بستگی به واریته و شرایط اقلیمی منطقه دارد که تقریبا" با فاصله 35-25 روز از یکدیگر انجام می شوند(13، 32، 57، 116).

در قاعده ساقه شبدربرسیم دو جوانه وجود دارد که معمولا کمی قبل از اینکه گیاه آماده برداشت شود تولید شاخه جدید می کنند برای اینکه به این شاخه ها لطمه ای وارد نشود باید قبل از آنکه طول این شاخه ها به 4-2 سانتی متر برسد برداشت صورت گیرد.(13، 32).

ارتفاع برداشت از سطح خاک تابعی از ارتفاع استقرار این جوانه ها از محل یقه گیاه و ارتفاع جوانه ها می باشد و تاخیر در برداشت باعث رشد این جوانه ها شده و در هنکام برداشت صدمه دیده و باعث افت محصول در چین بعدی و کاهش عملکرد بذر می شود(8).

نتایج آزمایش در ایلت آریزونانشان می دهد که گیاه را بایستی قبل از گلدهی، هنگامی که ارتفاع بوته ها 75-65 سانتی متر است برداشت کرد.(64)

تاخیر در برداشت، محصول کلی را کاهش می دهد و مقدار محصول شبدربرسیم با افزایش فاصله چین ها و همچنین ارتفاع برداشت، زیادتر می شود(83)

تعداد برداشت ها در شرایط آبیاری 6-5 بار و در شرایط دیم 2-1 بارمی باشد(32).

میزان ماده خشک، در چین های پنم و ششم بطور مشخص افزایش می یابد.ولی مقدار پروتئین خام تا چین چهارم ثابت مانده و از چین پنجم به بعد کاهش می یابد(116)

بیشترین انرژی حاصله از شبدربرسیم احتمالا به صورت برداشت علوفه سبز آن است(64)

2- علوفه خشک    

شبدربرسیم را چنانچه به خوبی و مطابق اصول صحیح خشک کنند، علوفه خوش خوراک و مغذی برای احشام خواهد بود(30)

بعد از برداشت شبدربرسیم بستگی به شرایط اقلیمی منطقه آن را در برابر آفتاب یا بوسیله دستگاه های علوفه خشک کن، خشک کرده و سپس علوفه خشک را بسته بندی و انبار کرده تا زمان مناسب به مصرف مصرف تعلیف دامها برسانند.(25)

خشک کردن شبدربرسیم به خاطر داشتن رطوبت زیاد مشکل می باشد بعلاوه، در هنگام خشک شدن کامل برگهای آن ریخته و بایستی دقت نمود تا در اثر ریزش برگها، از ارزش غذایی علوفه شبدر کاسته نشود.(36)

3- سیلوکردن

سیلوکردن مناسب ترین روش نگهداری شبدربرسیم می باشد و باعث شده که مواد غذایی آن در حد کامل حفظ شود(116)

در زمان برداشت شبدر اگر رطوبت هوا زیاد باشد و روش مناسبی برای خشک کردن مازاد علوفه نباشد سیلو شبدربرسیم بهترین روش نگهداری و استفاده از آن خواهد بود. شبدربرسیم را می توان به دو طریق سیلو کرد، اول سیلوی صنعتی، که در مقیاس و حجم زیاد انجام می شود و دیگر اینکه در مقیاس کوچک سیلو کرد(4).

4- چرانیدن                        

در صورتیکه از شبدر برای چرا استفاده شود و احتیا به ذخیره علوفه نباشد می توان یک ماه پس از کاشت نسبت به چرای مستقیم اقدام کرد البته باید سعی کرد، چرای اول سبک باشد تا بوته ها از ریشه کنده نشوند(24).

شبدربرسیم را باید موقعی چراند که ارتفاع آن به 38-25 سانتی متر رسیده باشد و چرای مستقیم بایستی به فاصله حداقل یک ماه از یکدیگر به منظور رویش دوباره شبدر انجام گیرد(83).

در هنگام چرا، حیوانات تماس کمتری با هم دارند، بنابراین به طور عمومی بیماری کمتر خواهد بود(120).

چرانیدن نیز همانند علوفه سبز، بیشترین انرژی ذخیره شده را دارد(64).

5- کود سبز                   

از تعداد زیادی از گیاهان به عنوان کود سبز جهت اصلاح و حاصلخیزی خاک استفاده می شود که اغلب آنها از خانواده لگومینوز هستند. از علوفه سبز شبدربرسیم نیز می توان به عنوان کود سبز استفاده کرد ( تجربیات شخصی کلتون 1967)

3-2-1- ارزش غذایی علوفه شبدربرسیم

ارزش غذایی علوفه را می توان از روی مقدار انرژی آن مورد نیاز حیوانات است، تعیین کرد. گروه های اطلی ترکیبات شیمیائی که در گیاهان علوفه ای وجود دارد، در جدول شماره 3 ارائه شده است.

1- آب            

2- ترکیبات ازته ( نیتروژن ) : الف- پروتئینها

 ب - ترکیبات غیر پروتئینی : پپتیدها، اسیدهای آمینه، آمیدها، پورینها،                                                                                                                                                                           

  پیریمیدینها،   نیترات و گلیکوزیدهای سیانوژنتیک

3- هیدراتهای کربن و پکتین: الف- غیر ساختمانی : هگزوزها، الیگوساریدها، فروکتوزان

 ب-  ساختمانی : سلولز، همی سلولز، پکتین

4- لیپیدها : چربیها، مومها، فسفاتیدها، استرولها

5- لیگنین

6- اسیدهای آلی

7- رنگدانه ها ( پیگمانها ) : سبزینه ها ( کلروفیل )، کاروتنوئیدها

8- ویتامینها

9- مواد معدنی

جدول شماره 3- ترکیبات اصلی علوفه(126)

بنظر می رسد کیفیت علوفه شبدربرسیم، در رابطه با شرایط اقلیمی رقم، تاریخ کشت و زمان برداشت متغیر بوده و مقدار مواد قابل استفاده آن بیشتر از حداقل لازم برای دامها می باشد.(71) ارزش علوفه ای شبدربرسیم خیلی نزدیک به یونجه بوده و درصد رطوبت آن بیشتر از یونجه است(7) علوفه تر آن با داشتن 5/3-3% پروتئین کاملا  قابل        مقایسه با یونجه بوده و به علت داشتن مقدار فیبرکم 7/3-5/3% قابلیت هضم بسیار بالایی دارد.

بر طبق بررسی چنیم قابلیت هضم شبدربرسیم زود برداشت شده بیشتر از شبدر دیر برداشت شده است ولی میزان ماده خشک آن نسبت به شبدر دیر برداشت شده کمتر است(جدول شماره 4)

 

پروتئین خام

چربی

مواد سلولزی

مواد آلی بدون ازت

چین اول %

4/14

1/2

32

42

چین دوم %

2/17

4/2

31

40

جدول شماره 4- مقایسه مواد غذایی علوفه چین اول و دوم شبدربرسیم

بین ارقام شبدربرسیم از نظر کیفی تفاوت وجود دارد. بطوریکه علوفه خشک رقم مولتی کات دارای 18 درصد فیبر خام و بیگ بی بوده ( 22% در مقابل 19% ) لذا رقم مولتی کات از نظر کیفی از بیگ بی برتر است.(122)

قطع پیش از موعد شبدر، به صورت علوفه سبز و تازه دارای پروتئین بیشتر و خوش خوراکتر و هضم آن نیز آسانتر و دارای انرژی بیشتری است و حاوی مقدار زیادی مواد معدنی مانند فسفر، کلسیم و پتاسیم جهت استخوان بندی دامها و ویتامینها و مواد افزایش دهنده رشد می باشد.(116) پروتئین خام علوفه برسیم در حدود 28 تا 30 % است که اندکی بیشتر از شبدر قرمز و یونجه می باشد.(71) شبدرهای دارای 40 تا 80 % مواد خشک قابل هضم می باشند که در کیفیت علوفه تازه و خشک و سیلو نقش داشته و در تمام مدت استفاده از آن باعث سلامتی حیوانات و وفور شیر و افزایش وزن گوساله ها شده و درصد آبستنی را بهبود می بخشد.(116)

علوفه لگومها ممکن است در حدود 20% یا بیشتر پروتئین خام داشته باشد در حالیکه سایر علوفه ها نظیر کاه و کلش ممکن است فقط 3 تا 4 % پروتئین خام داشته باشد از طرفی شبدرها یا بطور کلی لگومها دارای ویتامین قابل حل در چربی بیشتری نسبت به کنسانتره هستند و دارای درصد بالای از ویتامین B هستند.(66)

 

3-1- مشخصات گیاه شناسی شبدربرسیم

شبدرها تحت نس Trifolium شناخته می شوند که دارای بیش از 250 گونه متعدد می باشد. از لغت clover معمولا به عنوان نام عمومی آنها استفاده می شود و در حدود 3/1 گونه های جنس شبدر حقیقی چند ساله و بقیه یکساله هستند و در حدود یک سوم از گونه های جنس شبدر خودگشن و بقیه دگرگشن هستند.(116)

شبدربرسیم از تیره بقولات Leguminoseae زیر تیره پروانه آسا Papilionceae طایفه سه برگچه- ای ها Trifoliales جنس Trifolium و از گونه Alexandrinum با نام علمی Trifolium alexandrinum می باشد و نام انگلیسی آن Berssem clover است.

شبدربرسیم یک گیاه علوفه ای یکساله، فصل سرد و غیر نشایی است و تعداد کروموزوم آن برابر 16=n2 می باشد.(87، 116)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهام مرادي در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 و ساعت 13:7 |

تاریخچه و مبدا کلزا              

زراعت كلزا از 3000 سال قبل در هندوستان رواج داشته است و از آنجا به چين و ژاپن راه يافته است. در اروپا استخراج روغن از دانه كلزا و دانه ساير گروههاي متعلق به جنس براسيكا، دست كم از قرن شانزدهم رواج داشته است. اين روغن ابتدا به عنوان روغن چراغ استفاده شد و سپس به عنوان روغن خوراكي مرسوم گرديد. در سال 1936 گونه Brassica compestris  و چند سال بعد Brassica napus  به كانادا وارد شد. توليد تجارتي كلزا در سال 1942 به عنوان منبع تامين كننده روغن روان ساز در جنگ جهاني دوم آغاز گرديد. اما به دليل قحطي و گرسنگي و كمبود منابع روغن خوراكي مقداري از آن به مصرف خوراكي رسيد. امكان استفاده از روغن كلزا جهت مصرف خوراكي در سال 1948 مورد توجه قرار گرفت و منجر به استخراج روغن خوراكي از كلزا در سالهاي 57-1956 گرديد. در سال 1968 اولين رقم كلزا با ميزان اسيد اروسيك پايين در كانادا توليد شد. ارقام ميداس[1] اسپان[2]  و تورچ3 از نخستين رقم هاي اصلاح شده با اسيد اروسيك پايين مي باشند كه در كانادا مورد كشت قرار گرفته اند. بين سال هاي 1975-1972 ميزان اسيد اروسيك روغن ارقام كلزا و شلغم روغني به كمتر از 2 درصد كاهش يافت.در سال 1974 رقم تاور به عنوان اولين رقم دو صفر كلزا كه هم اسيد اروسيك و هم مقدارگلوکوزینولات آن پايين بود معرفي شد. در سال 1981 توليد رقم های كلزا با ميزان گلوکوزینولات بالا تقريباً متوقف شد.مدتي پس از معرفي رقم ها ي دو صفر كلزا، رقمهاي دو صفر شلغم روغني نيز اصلاح و آزاد گرديد.از آن جمله مي توان به رقم كندل  اشاره كرد كه علاوه بر مقدار گلوکوزینولات و اسيد اروسيك،  فيبر كمتري نیز دارد. رقم هاي داراي اين ويژگي به رقم هاي سه صفر شهرت يافته ولي هنوز در سطح وسيع مورد استفاده قرار نگرفته اند. با توليد ارقام جديد و كاهش ميزان مواد مضره در روغن و كنجاله كلزا  سير صعودي توسعه كشت آن شدت گرفت، به طوري كه سرعت رشد توليد آن بعد از معرفي ارقام جديد از كليه دانه هاي روغني بيشتر بوده است. موطن كلزا دقيقاً مشخص نيست، اما به احتمال قوي خا ستگاه آن ناحيه آسيا و اروپا است چون گونه هاي متعلق به شلغم روغني بصورت وحشي از اروپاي غربي تا چين پراكنده است. بنابراين   مي توان پذيرفت كه کلزا داراي دو موطن يكي در افغانستان پاكستان و ديگري در ناحيه مديترانه با شد و همچنين ممكن است يك ناحيه فرعي آن تركيه- ايران باشد از طرفي چون پراكنش اوليه دو گونه تشكيل دهنده كلزا يعني كلم و شلغم روغني در ناحيه خاوري اروپا به هم رسيده و تداخل مي يابند،‌ بعضي بر اين باورند كه گياه كلزا براي اولين بار در اين منطقه از تركيب دو گونه فوق بوجود آمده است

مشخصات گياه شناسي كلزا

 كلزا يك هيبريد آمفي ديپلوئيد طبيعي: روز بلند و با مسير فتو سنتزي ‍‍‍C3مي باشد.كلزا در گونه هاي گيا هي به تيره چليپائيان و گونه براسيكا (Brassica) تعلق دارد در گونه براسيكا انواع گياهان نوع كلم ،مثل كلم غده اي و خردل سياه و غيره نيز وجود دارد ، تنوع گونه ها دراين خانواده به اين علت است كه دربين اين گيا ها ن گرده افشاني خا رجي امكان پذيراست .ضمنا آلودگي بيماري در اين گياهان نيز گاهي يكنواخت مي با شد .مشخصات گياه كلزا Brassica napus L var napus   مي با شد كلزا معمولا در گونه هاي گيا هي به دو صورت پاييزه و بهاره كشت مي شود يكي از مشخصات انواع براسيكا (Brassica ) دارا بودن مواد ثا نوي مثل گلوكزينولات مي با شد كه داراي استرامينواسيد گوگرد دار با سا ختمان زنجير هاي جا نبي مختلف است كلزا به طور طبيعي از دو رگ گيري و اضافه شدن كروموزوم شلغم روغني (Brassica campestris  )و يك كلم وحشي بنام (Brassica oleracea )به دست مي آيد به طوري كه از شلغم روغني 18كروموزوم واز طرف كلم وحشي  20 كروموزوم دريافت كرده است .كلزاي امروزي گياهي است ديپلوئيد با بيش از 38 كروموزوم، دو رگ گيري هاي ديگر آزاد در كلزا در منا طق جنوب غربي اروپا و  مد يترانه ويا سواحل آتلانتيك انجام شده است اين نوع توليد براي اصلاح كلزا در واحد هاي توليد بذر بسيار منا سب است ،دانه هاي كاملا رسيده كلزا قهوه اي تا سياه رنگند،  قوه ي ناميه ي اين گياه بيش از چندين سال ادامه دارد وعلف هاي هرز براي توليد دانه مزاحمت زيادي ايجاد مي كنند


خصوصيات مرفولوژيكي گياه كلزا

ريشه

كلزا داراي ريشه عمودي و بلند است كه تا عمق 80 سانتي متري خاك و حتي بيشتر نفوذ مي كند، همچنين داراي ريشه هاي  جانبي متعددي است كه معمولاً در لايه هاي خاك پراكنده هستند و كمتر به عمق خاك فرو مي روند. عمق نفوذ و گستردگي ريشه نقش بسزايي در مقاومت به خشكي و استفاده بهينه از رطوبت  ذخیره شده در خاك دارد. در خاكهاي رسي و سنگين، عمق نفوذ ريشه كاملاً محدود مي شود. در شرايط آب و هوايي مناسب و زمين مناسب ريشه هاي جانبي رشد كرده وبه شدت منشعب مي شوند .البته نفوذ ريشه در زمين محدود است . در زمينهاي سفت و نيز بدون مواد ارگانيك پوسيده نشده ونيز با رطوبت كم ريشه هاي جانبي خوب ساخته نمي شوند وبه همين دليل ريشه ها يا رشد نكرده و يا ناقص مي مانند. رشد ريشه ي منا سب در زمستان علاوه بر ايجاد مقاومت در برابر سرما بر روي ميزان توليد، اثر دارد . تنها گياهان قوي ،سا لم و با ريشه هاي منا سب مي توانند مواد غذايي را در ديگر قسمتهاي گياه جمع  آوري و ذخيره كنند ،ريشه هاي جانبي مواد غذايي را در خود ذخيره مي كنند و در بهار براي رشد گياه در اختيار آن مي گذارند قطر حداقل ريشه ي كلزا قبل از زمستان بايد 5تا 8 ميليمتر و ريشه ي اصلي نيز به بلندي 20 سانتي متر برسد.


ساقه

 كلزا داراي يك ساقه اصلي است كه از آن شاخه هاي فرعي زيادي منشعب مي شود. با شروع بهار و خاتمه مرحله روزت، ابتدا ساقه اصلي ايجاد و با يك رشد سريع به گل مي نشيند و سپس شاخه هاي فرعي رشد  مي كنند و ميزان شاخه دهي به واريته،‌ محيط و تكنيك هاي زراعي بستگي دارد. تراكم گياه تاثير زيادي روي ميزان شاخه دهي آنها و ارتفاع شاخه هاي فرعي از سطح زمين دارد. در تراكم هاي بالا معمولاً ميزان شاخه هاي فرعي كم و ارتفاع آنها نيز بيشتر است. معمولاً از ساقه  اصلي، شاخه هاي جانبي منشعب مي گردد. شاخه ها از محل اتصال برگ به ساقه اصلي منشعب و به يك گل آذين ختم مي شوند. ساقه اصلي عمودي، ‌سبز رنگ و داراي مقطعي تقريباً مدور مي باشد. ارتفاع در واريته هاي مختلف از 200-50 سانتي متر متغیر است.كلزا در تراكم باز، ساقه هاي افراشته و قوي و نيز انشعابات زيادي توليد مي كند ، .البته اين حالات در رقم هاي مختلف متفاوت است .لازم به يا د آوري است كه در اين مورد آلودگي و بيماري نقش مهمي دارند.

 برگ

برگ هاي كلزا به رنگ سبز مايل به آبي بوده و فا قد تار هستند.كاهش برگ درزمستان كمتر ديده مي شود.در تراكم هاي تنگ برگ هاي كلزا در زمان گلدهي و رسيدن دانه در سايه قرار مي گيرند.به طوري كه وظيفه كربن گيري بر عهده ي ساقه وخورجين ها گذاشته مي شود.برگها معمولا قبل از برداشت خشك شده و مي افتند،البته اين جريان مبناي فيزيولوژيكي دارد كه هنوز شناخته نشده است.ولي معروف است كه هرگاه انديكس خورجين 3 تا 1:4با شد گياه حداكثر محصول را توليد مي كند.برگهاي كلزا در مرحله روزت بيضوي شكل چند قسمتي  و داراي دمبرگ و بصورت مجتمع هستند،. ميزان توليد برگ مستقيماً به طول دوره ما بين آغاز گلدهي تا گلدار شدن كا مل گياه مربوط مي شود. بنابراين زمان كا شت تاثير زيادي بر آن خواهد داشت. ريزش برگ در اثر عوامل مختلف از جمله حمله حشرات مضر در نواحي گرمسيري معمولاً شايع است. گونه هاي گياهي توانايي متفاوتي در جبران خسارت  نا شي از آن دارند. در كلزا ريزش برگها در آغاز گلدهي تاثير منفي بر ميزان محصول مي گذارد، اما پس از گلدهي اثر قابل ملاحظه اي بر آن ندارد، چرا كه ساير قسمتها اين توانايي را دارند كه با افزايش فتوسنتز خسارت وارده را جبران كنند.

گل

گل متشكل از 4 كا سبرگ،4 گلبرگ ،6 پرچم (2پرچم كوتا ه تر از بقيه ) و يك ما دگي 2برچه اي است. اعضاي زايشي كلزا داراي تعداد زيادي گل مي باشند (در تراكم متوسط 2000تا 4000 ) به طوري كه از پايه 5تا 20 درصد گلها قابل لقاح هستند كه از آنها40 تا 60 درصدخورجين مي سازند .گل آذين كلزا خوشه اي باز است .در گلهاي باز غنچه ها به صورت افراشته ظاهر مي شوند و تخمدان نيز رشد مي كند. شاخه هاي فرعي هم هريك بعد از رشد ،زمينه هاي گل سازي را فراهم مي سازد.روند ظاهر شدن گل معمولا در يك روز به اتمام مي رسد .گلدهي تمامي گياه 3تا 5 هفته به طول مي انجا مد .البته در اين زمان آب و هواي خنك باعث به طول انجاميدن و حرارت بالا باعث سرعت گلدهي مي شود . در اين گياه ظا هر شدن گلها بعد از زمان معين ناخواسته است ،زيرا در اين زمان دانه ها تا زمان برداشت به طور كامل نمي رسند ودر اثر تابيدن نور،ساقه هاي اين گياه انشعابات جديدي مي سازند.البته در اين جريان تامين ازت در ساخت ساقه ها كمك زيا دي مي كند.همان طوري كه ذكر شد دير ظاهر شدن گلهاباعث كا هش محصول مي گردند.البته انشعابات جديد گاهي بعد از برداشت محصول در گياه باقي مانده و ريشه نيز توليد مي كنند، كلزا گيا هي است غير خود لقاح كه گرده ا فشاني آن به وسيله ي حشرات ا نجام مي شود ،ولي گاهي بيش از 70 درصد خود لقاح مي شود معمولا لقاح اين گياه در محيطي خنك و مرطوب باعث كاهش دا نه و خورجين مي گردد .خورجين هاي رشد كرده از دو تخمدان با يك ديواره ي مياني تشكيل مي شوند كه هر يك داراي دانه هستند درازاي هر خورجين به 5 تا 10 سانتي متر مي رسد و تعداد دانه ي هر خورجين نيز 16 تا 20 عدد است ،در خورجين هاي بزرگ تعداد دانه تا 40 عدد مي رسد .از شروع گلدهي تا رسيدن دانه ها در كلزاي پاييزه 60 روز طول

مي كشد .البته مراحل رشد و نمو و رسيدن دانه در اين گياه متفاوت است .

انتخاب ارقام

ارقام كلزا دارای دو تيپ بهاره و پاييزه بوده و ارقام بهاره  بدون نياز به بهاره كردن1‌وارد مرحله زا يشي مي شوند، در حالي كه ارقام پاييزه نياز به بهاره سازي دارند و فصل رشد آنها طولاني تر است. با توجه به تغييرات گسترده اقليم ها و سيستم هاي متنوع زراعي، كوليتوارها معمولاً به يك ناحيه خاص سازگار شده اند، به ويژه زماني كه براي آن ناحيه اصلاح شده باشند. براي مثال كوليتوارهاي كلزاي بهاره اروپايي زماني كه در كانادا كشت شوند از كوليتوارهاي اصلاح شده در كانادا ديرتر مي رسند. اكثر كشورهاي توليد كننده كلزا ليستي از كوليتوارهاي اصلاح شده همراه با روش هاي كشت و كار آنها انتشار داده اند و با توجه به شرايط اقليمي مي توان رقم برتر را انتخاب كرد .

كلزاي پاييزه

عملكرد دانه كلزاي پاييزه با رشد آن در بهار و انتقال هيدراتهاي كربن از قسمتهاي رويشي گياه تعيين مي شود. رشد بهاره اغلب به اندازه گياه در زمان گل انگيزي كه معمولاً در پايان پاييز رخ مي دهد، وابسته است. اولين دوره از سبز شدن گیاه تا مجموع cْ400ْ حرارت تجمعی می باشد كه در طي اين مدت رشد خيلي بطئي است و مطابق با دوره توسعه اولين برگها و ريشه ها  مي باشد. در طول دوره دوم مهمترين عامل محدود كننده براي رشد ميزان تشعشع فعال فتوسنتزي است و وزن خشك تجمعي بطور خطي وابسته به جذب شده است. كا شت بموقع باعث استقرار كامل بوته ها مي شود، اما تراكم گياه اثر كمي در اين ارتباط دارد. لذا ميزان بذر اثر معني داري بر كل ماده خشك تجمعي بذر ندارد. اما تراكم زياد ممكن است روي مقاومت بوته ها به سرما در زمستان اثر منفي داشته با شد. براي اين كه بوته ها بتوانند در برابر سرماي زمستان خوب مقاومت كنند بايد به يك حداقل ذخيره غذايي برسند. كاشت زود باعث رسيدن به اين مرحله رشد تكامل رويشي و فيزيولوژيكي كا في گياه مي شود. هم چنين در كا شت به موقع بذر كمتري مصرف شده و عملكرد بيشتري عايد مي گردد. در عين حال كا شت خيلي زود هميشه مطلوب نيست، زيرا گاهي ممكن است بستر بذر كاملاً خشك بوده و سبز شدن بذر به تاخير  افتد يا نامنظم با شد. دراين وضعيت، كنترل علفهاي هرز مشكل است چون علف كشي هايي كه با خاك مخلوط مي شوند به ويژه ترفلان به درجه حرارت بالاي خاك و اشعه خورشيد حساس هستند. بعلاوه، محصولات زود كا شته شده در مقايسه با دير كاشت ها بيشتر در معرض خسارت سوسك ساقه خوار كلم ،  شته هاي ناقل ويروس  و پروانه ريشه كلم هستند. حتي زراعت هاي بهاره نيز در صورت كا شت زود به خوابيدگي و بيماريها حساس ترند.

زمان كا شت و ميزان بذر در ارتباط با مقاومت رقم به سرماي زمستان تعيين مي شود. اين مقاومت زماني كه قطر ساقه اصلي بوته به 16-5 ميلي متر و طول ساقه كمتر از 30 ميلي متر شود به حداكثر  مي رسد. بنابراين بررسي آمار اقليمي سالانه مي تواند در تعيين تاريخ بهينه كا شت كمك كند

 

كلزاي  بهاره

دماي خاك و ميزان رطوبت از عوامل مهم تعيين كننده تاريخ كاشت كلزاي بهاره است. دماي خاك براي جوانه زدن بذر بايد حدود cِِْ 6 باشد، ‌در دماهای پايين تر ممكن است تعدادي از بذور پوسيده و ضايع شود كه اين امر بر درصد سبز اثر منفي دارد. از طرف ديگر در بعضي مناطق ممكن است  خشكي های بهاره جوانه زدن را به تاخير اندازد. جوانه زدن دير باعث به تاخير افتادن رسيدن محصول و افت كيفيت آن مي شود. از آنجا كه دوره رشد در كلزاي بهاره كوتاهتر است،

بنابراين براي اين زراعت، ‌جز در موارد استثنايي تراكم بيشتري توصيه شده است. تراكم مي تواند روي كيفيت محصول اثر داشته باشد. تراكم بالا باعث كاهش ميزان كلروفيل در زمان برداشت مي شود كه احتمالاً به علت رسيدن زودتر و همزمان محصول است

 


 نيازهاي غذایی

   براي به دست آوردن يك محصول با كيفيت و كميت منا سب از كلزا بايد به نيازهاي  مواد غذايي آن توجه نمود .از اين جهت لازم است، نكات زير رعايت شود .

1 مواد غذايي لازم در زمان رشد و نمو به موقع به گياه رسانده شود .

2- مصرف مواد غذايي بايد با در نظر گرفتن شرايط آب و هوايي باشد .

3 به عناصر به خصوصي كه براي رشد اين گياه لازم است بايد توجه شود .

احتمالا رعايت اين نكات توسط كشاورزان ورزيده انجام مي شود .در كشت كلزا مصرف نوع و ميزان مواد غذايي معمولا مربوط به آزمايش خاك مزرعه مي شود .البته تغييرات آب و هوايي ومكاني در ميزان مصرف مواد غذايي بي تاثير نيست .

 تامين ازت در كشت كلزا يكي از مهم ترين عوامل توليد محصول با كيفيت و كميت بالا مي باشد .كلزا نيز مانند ديگر گياهان خانواده چليپائيان نياز زيادي به ازت دارد .به طوري كه در دوره ي رشد و نمو ،اين گياه تا زمان توليد محصول 200تا300 كيلو گرم ازت در هكتار نياز دارد .در صورتي كه ازت به موقع و به ميزان معيني به خاك داده شود افزايش محصول خواهيم داشت .مصرف ازت غير از تاثير بر مراحل رويشي در مراحل زايشي نيز موثر است . با مصرف كافي ازت در كشت كلزا مي توان گياهان را تا زمان برداشت پايدار نگه داشت

 

- نیتروژن

گياهاني كه دچار كمبود نیتروژن هستند، كوتاه مانده و رنگ و شاخ و برگ آنها از سبز تيره به سبز كم رنگ تا زرد مي گرايد. نیتروژن از برگهاي پير به برگهاي جوان منتقل مي شود و برگهاي پيرتر خشك مي شوند. برگهاي باقيمانده اغلب ارغواني و بي رنگ مي شوند و كانوپي  به صورت ضعيف و باز باقي مي ماند. تعداد خورجین ها كم و عملكرد به شدت كاهش مي يابد

 فسفر

كمبود فسفر در كلزا رشد ريشه و اندام هاي هوايي را محدود كرده و در موارد حاد مانع گلدهي و موجب كوتولگي نبات وايجاد برگ هاي كوچك مي گردد .علامت مشخص كمبود فسفر آن است كه رنگ برگ ها به سبز مايل به آبي تيره تغيير يافته و اغلب و اغلب با لكه هاي ارغواني توام است

 

پتاس

برگهاي گياهان داراي كمبود پتاسيم سبز تيره مي شوند و ممكن است پيچش پيدا كنند، در حالي كه حاشيه ها و مناطق بين برگ ها ممكن است سوخته به نظر برسد. گياهان جوان كوتوله مانده و سريع پژمرده مي شوند در حالات نهايي برگهاي متاثر شده مي ميرند، اما  چسبيده به ساقه باقي مي مانند بطور كلي حداكثر مقدار مصرف پتاسيم در مراحل رشد سريع است و هر چه رشد گياه بيشتر شود و رو به مرحله گل دادن كامل و دانه دادن رود مقدار آن كاهش مي يابد

4- گوگرد 

گوگرد در فعالیتهای فتوسنتزی شرکت دارد و کمبود آن  میزان کلروفیل را کاهش داده وبرگها زرد رنگ شده و علائم کلروز بین رگبرگی مشاهده شده و رشدمتوقف می شود. گلبرگها کوچک مانده و حالت زرد رنگ پریده می شوند. زمانی که علائم فوق مشاهده می شود کلزا دچار کمبود شدید گوگرد است و غلافها كندتر تشکیل شده و کوچک می مانند و كاملا پر نمي شود و بذور تیره و چروکیده و کوچک تر  تولید می کنند

 

5- منيزيم

منيزيم براي توليد كلروفيل و همچنين براي چندين عمل آنزيمي لازم است. كمبود منيزيم به وسيله برگها و ساقه ها مشخص مي شود كه در اين حالت به طور جزيي نارنجي تا ارغواني مي شوند .

رشد كلزا

 از گيا هچه ي اين گياه بعد از جوانه زني ورشد ابتدا هشت تا دوازده برگ سبز تيره در مرحله ي روزت رشد مي كند .اين مرحله از رشدگياه را در مقابل سرماي زمستان مقاوم مي سازد . در زمستان و يا قبل از زمستان لازم است كه گياه به مر حله ي هشت برگي برسد.در مرحله ي روزت اين گياه از مرحله ي رويشي به زايشي تغيير مي كند. رشد قبل از زمستان براي استحكا م گياه ونيز توليد محصول لازم است .

 نقش كلزا در تناوب

قرار گرفتن كلزا در تناوب داراي مزاياي زيادي است از جمله:

-  عملكرد گندم كه بعد از كلزا كشت شود مطمئناً بهبود مي يابد.

 -  علفهاي هرز باريك برگ كنترل مي شود.

- ميزان عوامل بيماري زاي غلات كاهش مي يابد.در تناوب كلزا -گندم به آساني مي توان با علفهاي هرز اين دو زراعت مبارزه كرد. از آنجا كه گندم از باريك برگ ها و كلزا از پهن برگان است، لذا مبارزه شيميايي با علفهاي هرز آنها در برنامه تناوب به آساني انجام مي گيرد. از جمله علف هاي هرز مهم كلزا گياهان هم خانواده آن (گياهان متعلق به تيره شب بويان) است كه با اختلاط با بذر كلزا باعث افت كيفيت بذر و افزايش ماده نامطلوب گلوكوزینولات  مي گردد. مبارزه شيميايي و مكانيكي با اين نوع علف هاي هرز در برنامه تناوب كلزا گندم امكان پذير مي باشد .

  

 

 

                           



 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهام مرادي در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 و ساعت 12:59 |

گیاه شیرین بیان

شیرین‌بیان(Glycyrrhiza glabra)گیاهی خودرو از تیرهٔ سبزی‌آساها، بومی جنوب اروپا، شمال افریقا و نواحی معتدل آسیا ست. در اکثر نقاط ایران خصوصاً نواحی شرقی و شمال شرقی و همچنین آذربایجان به فراوانی می‌روید. برگهای آن مرکب است و از 4 تا 7 زوج برگ به اضافهٔ یک برگچهٔ انتهایی تشکیل یافته است که به سبب ترشح شیره، چسبنده‌اند. گلهایش مایل به آبی و میوه‌اش شامل 5 تا 6 دانهٔ مایل به قهوه‌ای است. ریشه و ساقهٔ زیرزمینی آن مصرف دارویی دارد.[۱] . ریشه‌ها و ریزومهای این گیاه دارای پوستی قهوه‌ای‌رنگ یا سیاه و مغز زردرنگ است.

شیرین‌بیان از زمرهٔ گیاهان بنشنی و بومی جنوب اروپا و قسمتهایی از آسیاست. این گیاه از رستنیهای علفی چندساله است. ارتفاع این گیاه تا یک متر و در نواحی معتدل تا دو متر می رسد. طول برگهای باریک آن از 7 تا 15 سانتیمتر است و شامل 9 تا 17 برگچه است. برگچه ها بیضوی بوده، کناره آنها صاف است. گلهای این گیاه به رنگهای ارغوانی، زرد یا بنفش یا آبی مایل به سفید است و به صورت مجتمع در انتهای ساقه‌های گل‌دهنده مشاهده می‌شود. زمان ظهور گلها اوایل تابستان است. میوهٔ این گیاه، غلافی و مستطیل شکل به طول 2 تا 3 سانتیمتر است و معمولاً هر میوه دارای 3 تا 6 عدد دانهٔ لوبیاشکل است.

شیرین بیان انواع مختلف دارد:

  • گونه اسپانیایی "G. typical" که میوه آن صاف و بدون کرک است و ریزومهای قهوه‌ای به قطر 6 تا 18 میلیمتر دارد.
  • گونه روسی "G. glandulifera" که برگهای آن چسبناک است و ریشه‌های متعدد به ضخامت 5 سامتیمتر دارد. پوست ریشه آن فلس‌دار و قهوه‌ای رنگ است و شیرینی ملایم دارد.
  • گونه ترکی "G. pallida" که ضخامت ریشه آن حدود 8 سانتیمتر است.
  • گونه ایرانی "G. violacca" که ریشه‌های آن نیز نسبتاً ضخیم است.

عصاره ریشه شیرین بیان دارای مقادیری گلوکز، ‌ساکاروز، آسپاراژین، مواد آلبومیدی، ‌رزین و اسانس است و در پزشکی، داروسازی و صنایع غذایی و بهداشتی مصارف متعدد دارد.

بابلیان در حدود 4000 سال پیش شیرین بیان را به عنوان تقویت کننده بدن می‌شناخته‌اند. همچنین مصریان عهد باستان از ریشه آن عصاره تهیه می‌کرده‌اند؛ چنانکه در سال 1923 میلادی از مقبره توتانخامون ریشهٔ این گیاه یافت شد. پزشکان مصر قدیم عصاره شیرین بیان را جهت کاستن از تلخی داروهای تلخ‌مزه و معالجه امراض کبد و دستگاه گوارش به کار می‌برده‌اند.[۲]

کشت و برداشت شیرین‌بیان

شیرین بیان از جمله گیاهان دارویی خودروست و کمتر مورد کشت و کار قرار می گیرد. این گیاه نورپسند است و در مدت رویش به هوای گرم و رطوبت متوسط نیاز دارد؛ بنا بر این شرایط مطلوب برای رشد این گیاه، خاکهای حاصلخیز در زمینهای کم ارتفاع (از سطح دریا)است که به خوبی زهکشی شده باشد (در مناطقی که سطح آب زمین بالاست). همچنین باید از آفتاب کافی برخوردار باشد.

روش تکثیر این گیاه تقسیم ریزوم و ریشهٔ آن است. در فصل پاییز (آبان‌ماه) ریزوم گیاهان سه تا چهارساله را پس از خروج از خاک به قطعات 15 تا 25 سانتیمتری تقسیم می‌کنند. سپس این قطعات را در ردیف‌هایی با فاصلهٔ 60 تا 80 سانتیمتر می‌کارند. فاصلهٔ مناسب ریزومها از هم 30 تا 40 سانتیمتر است. پس از کاشت باید آبیاری انجام گیرد.

با کاشت بذر نیز می‌توان به تکثیر این گیاه پرداخت.

برداشت ریشه‌های این گیاه در فصل پاییز سال سوم یا چهارم صورت می‌گیرد. این عمل در سطوح کم ‌وسعت با استفاده از بیل و در سطوح وسیع با ماشین های مخصوص انجام می‌گیرد.

 

عصارهٔ شیرین‌بیان

عصاره شیرین بیان تقریباً حاوی 100 کالری در هر اونس (35/28 گرم) است. با جوشاندن ریشهٔ گیاه و تبخیر بخش عمدهٔ آب آن، ماده‌ای سیاه‌رنگ (مایل به قهوه‌ای) به دست می‌آید. این ماده به دو صورت جامد و شیره عرضه می‌گردد.

کاربرد اصلی این ماده، (در کشورهای غربی) شیرین کردن فرآورده های غذایی است؛ چون پنجاه برابر از قند (Sucrose) شیرین تر است و علاوه بر این، خواص دارویی دارد. ریشه خشکیده شیرین بیان را می‌توان به عنوان چاشنی جوید.

 (در کشورهای غربی) طعم عصارهٔ شیرین‌بیان در انواع گسترده‌ای از تنقلات شیرین (همچون آب‌نبات) یافت می‌شود. محبوب‌ترین این شیرینی‌جات در انگلستان Liqourice allsorts است.

در قارهٔ اروپا (به غیر از انگلستان) آب‌نباتهایی با طعم تند و شور (فراورده با شیرین‌بیان) بر انواع دیگر ترجیح دارند. هرچند باید توجه داشت که طعم اغلب این گونه از تنقلات با روغن تخم انیسون (بادیان رومی) تقویت می‌شود و مقدار واقعی شیرین‌بیان در آن بسیار اندک است. به هر حال در هلند که در آن آب‌نبات شیرین‌بیان موسوم به Drop(قطره) یکی از پرطرفدارترین انواع آب‌نباتهاست- فقط در اندکی از انواع متعدد این تنقلات عرضه شده به بازار، تخم انیسون (بادیان رومی)به کار می‌رود. گرچه مردم ترکیب آن با نعنا، جوهر نعنا یا برگ‌بو را نیز دوست دارند و آمیختن آن با کلراید آمونیوم نوعی آب‌نبات نمکی[۴] می‌سازد که به زبان هلندی به zout drop معروف است. پانتفرکت در یورکشایر نخستین محلی بود که ترکیب شیرین بیان با شکر به عنوان نوعی از شیرینی‌جات، به شکل امروزین مورد استفاده قرار گرفت. شیرینی پانتفرکت در اصل همان‌جا ساخته شد.

شیرین بیان در محاورهٔ مردم یورکشایر با عنوان اسپانیایی شناخته شد؛ ظاهراً به این سبب که راهبان اسپانیایی ریشهٔ شیرین بیان را درصومعهٔ ریوالکس در نزدیکی تیرسک پرورش دادند.

چاشنی شیرین بیان همچنین در نوشابه‌های غیرالکلی به کار می‌رود و نیز ته‌مزه‌ای مطبوع به بعضی جوشانده‌های گیاهی می‌بخشد. این امر همچنین در تغییر دادن مزه‌های نامطبوع برخی داروها نیز کاربرد دارد. جوانان هلندی اغلب خودشان نوشیدنی شیرین بیان را تهیه می‌کنند. همچنین نوشابهٔ محبوب هلندیها نوعی لیکور است که مادهٔ اصلی آن شیرین بیان است. مردم ایتالیا (خصوصاً در نواحی جنوبی) دوست دارند که از شیرین بیان به شکل طبیعی‌اش استفاده کنند؛ به این نحو که ریشهٔ این گیاه از زمین بیرون کشیده شده، پس از شسته شدن به عنوان خوشبو کنندهٔ دهان جویده می‌شود. در سراسر ایتالیا عصارهٔ خالص شیرین بیان (بدون افزودن شکر) به شکل قطعات کوچک سیاه‌رنگ مصرف می‌شود و طعم آن تلخ و تند است. در انگلستان و کالابریا نیز نحوهٔ استفاده از این ماده چنین است.

در آشپزی چین‍ی شیرین بیان همچون چاشنی در پخت غذاهای مطبوع استفاده می‌شود و اغلب برای خوش‌طعم کردن سوپها و غذاهایی که در سوس سویا جوشانده می‌شود، به کار می‌رود.

شیرین بیان در سوریه نیز بسیار خواهان دارد و به صورت نوشیدنی در بازار عرضه می‌شود. این ماده همچنین عنصر اصلی نوشابه غیرالکلی بسیار معروف مصری موسوم به عرقسوس است.

 

کاربرد دارویی

قسمت مورد استفادهٔ شیرین بیان ساقه‌های زیرزمینی و ریشه‌های گیاه است که دارای ترکیبات مختلفی است. مهم‌ترین ماده اصلی که موجب شیرینی شیرین بیان است، ترکیب موجود در ریشه‌های گیاه به نام اسید گلیسریزیک است که پنجاه برابر از شکر شیرین‌تر است و مقدار آن با توجه به شرایط محیطی و گونه گیاه بین 5 تا 20 درصد است. اسید گلیسریزیک با افزایش سن گیاه افزایش می‌یابد. طعم عصاره بسته به انواع مختلف گیاه، متغیر است؛ مثلا شیرین بیان اسپانیایی طعم ملایم دارد؛ در حالیکه شیرین بیان یونانی دارای طعمی نسبتاً تلخ است. عصاره این گیاه حاوی ترکیب گلیسیریزین (Glycyrrhizin)، اسید گلیسریزیک و نمک‌های پتاسیم و کلسیم است. اسید گلیسریزیک و گلیسیریزین برای درمان زخم‌های گوارشی مفید است. ریشه‌های این گیاه حاوی کومارین، فلاون، روغنهای فرار و استرول گیاهی نیز هست.

پودر ریشهٔ شیرین بیان (ریشهٔ خشک ساییدهٔ گیاه) خلط‌آوری مؤثر است و از زمانهای باستان به این منظور مورد استفاده بوده است؛ مخصوصاً هندوها آن را در داروی Ayurvedic (برگرفته از کلمه سانسکریت ayur-veda به معنی علم حیات) به کار می‌برده‌اند (همچنین به عنوان خمیردندان) و به جاستی‌مادهو ( Jastimadhu) معروف بوده است. ترکیبات موجود در ریشهٔ گیاه شیرین بیان در مقابله با پوسیدگی دندان نافع است. ترکیبات موجود در ریشهٔ گیاه خاصیت ضدمیکروبی دارد؛ بنا بر این می‌توان از شیرهٔ این گیاه به عنوان مادهٔ ضدپوسیدگی در محلول‌های شستشوی دهان و نیز خمیر دندان‌ها استفاده کرد.

در طب سنتی از این گیاه برای درمان اسپاسم عضلات و تورم، برونشیت، روماتیسم و ورم مفاصل استفاده می‌شود.

امروزه نیز عصارهٔ شیرین بیان یکی از اجزاء ترکیبی شربت سرفه به شمار می‌رود. این ماده به شکل طبیعی‌اش، در درمان زخمهای دهان و دستگاه گوارشی مفید است. شیرین بیان همچنین مدر (ادرارآور) و ملیّن است و می‌توان از آن به عنوان عامل ضدویروس موضعی برای زخم و التهاب زونا، چشم، دهان و دستگاه تناسلی به کار برد. مهم‌ترین خاصیت شیرین بیان، تاثیر بر دستگاه گوارش است. این گیاه درمان‌کننده ورم و زخم معده و اثنی‌عشر است و بر روی سرطان معده تأثیر مطلوب دارد. همچنین برای درمان سوءهاضمه و از بین بردن نفخ شکم مفید است.

شیرین بیان بر سیستم درون‌ریز بدن نیز تأثیرگذار است و مصرف آن ممکن است مقدار تستوسترون خونابه را کاهش دهد.

شيرين بيان از منظر طب قديم ايران معتدل است .
شيرين بيان را بصورت قطعات كوچك به قطر 0/5 سانتيمتر و طول 1/5 سانتيمتر بفروش مي رسانند .
1)مهمترين خاصيت شرين بيان كه جديدا كشف شده است و در آلمان و اروپا و آمريكا استفاده مي شود درمان كننده زخم معده و سرطان معده است براي اين منظور شربت شيرين بيان را تهيه كرده و هر روز بمقدار يك قاشق غذا خوري قبل از غذا به مريض بدهيد و اگر اين عمل را تا 4 ماه تكرار كنيد شخص معالجه خواهد شد.
2)براي تقويت عمومي بدن مفيد است
3)خوردن آن از پيري جلوگيري مي كند
4)براي نرم كردن سينه موثر است
5)زخم ها و تاول هاي پوست را با چاي شيرين بيان شستشو دهيد تا زود خوب شود .
6)ملين است و معمولا آنرا با گياهان ديگر مخلوط مي كنند كه انقباضات را كم مي كند
7)مدر و عرق آور است
8)براي برطرف كردن زخم و التهاب دهان ريشه شيرين بيان را بمكيد .
9)سرفه را برطرف مي كند
10)ورم معده را برطرف مي كند
11)تنگي نفس را تسكين مي دهد
12)براي درمان سوء هاضمه مفيد است
13)براي از بين بردن نفخ شكم مفيد است
14)چشم را تقويت كرده و رفع سردرد مي كند براي اين منظو از فرمول زير استفاده كنيد :
2 گرم ريشه شيرين بيان را پودر كرده و با يك گرم شكر و يك گرم رازيانه مخلوط كنيد سپس آنرا در آب خيس كرده و هر روز بخوريد.
15)براي درمان موخوره چاي شيرين بيان را به سر بماليد .
16)براي رفع بوي بد زير بغل و پا از برگ هاي شيرين بيان پماد درست كرده و در اين قسمت ها بگذاريد .
17)شیرین بیان را اگر قبل از غذا مصرف کنید برای لاغری موثر است.

 

احتیاطات مصرف

مصرف بی رویهٔ شیرین بیان یا سایر فرآورده‌های آن به سبب تحریک غدد فوق کلیوی و ترشح بیش از اندازهٔ هورمون آلدسترون ممنوع اعلام گردیده است. این حالت سبب عوارضی چون اختلال در فعالیتهای متابولیسمی و بالا رفتن فشار خون می‌گردد. در صورت مصرف بیش از 20 گرم در روز، بروز عوارض نامطلوب بعید نیست. استفادهٔ زیاد از شیرین بیان برای طحال نیز مضر است. مصرف بسیار بالای شیرین بیان ممکن است به بروز حالاتی خطرناک نظیر فشارخون و حتی سکتهٔ قلبی منجر شود.

برخی از افراد با مصرف زیاد شیرین‌بیان دچار درد عضله و عده‌ای دیگر با کرخت شدن دست و پا مواجه می‌شوند.

مصرف زیاد این ماده سبب افزایش وزن نیز می‌شود.

در صورت بالا بودن فشار خون یا ناراحتی کلیه، قلب یا کبد باید از مصرف شیرین بیان پرهیز کرد.

مصرف این گیاه و فرآورده‌های آن برای زنانی که در دوران بارداری یا شیردهی‌اند، منع شده است.

البته با رعایت میزان معقول مصرف شیرین بیان می‌توان از بروز این مشکلات جلوگیری کرده، از خواص بسیار مفید آن بهره برد. در صورت لزوم مصرف طولانی‌مدت شیرین بیان، بهتر است آن را با کتیرا ترکیب کرد.

+ نوشته شده توسط الهام مرادي در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 و ساعت 12:54 |

قياق


نامهای فارسی : قیاق، ذرت گل خوشه ای

نامهای محلی : جواری، جوری، آغاجـــواری ( گیلان) ، حلیط (خوزستان) ، قاق قوروران (آذربایجان )، سهر ، گالش

از جنس sorgum  تاکنون دو گونه در ایران گزارش شده است که یکی از آنها یعنی S. bicolor (یور) از گیاهان زراعی است . افراد جنس Sorgum  گیاهانی هستند . علفی یک ساله یا چند ساله یا پایان و ریزوم دار . آرایش گل خوشه سنبله بزرگ انتهایی با شاخه های فرعی به صورت چرخه، هر یک دارای 2 تا 7 جفت سنبلچه (سنبلچه ها جفت است ) . یک سنبلچه سخت، بدون پایه، ریشک دار و بارور و سنبلچه دیگر پایه دار عقیم و بدون سیخک ( گاهی دارای دو سنبلچه عقیم . ) پوشه ها مساوی و چرم مانند . پوشینه ها نازک و شفاف . پوشینه بالایی دارای سیخک .

قیاق گیاهی است پایا، قوی، نسبتاً بلند که به کمک بذر و ساقه های زیر زمینی باززایی می کند . این گونه بومی منطقه مدیترانه است و دامنه گسترش آن به عنوان گیاه هرز از 55 درجه عرض جغرافیایی شمالی تا 45 درجه عرض جنوبی امتداد دارد . قیاق تاکنون از 53 کشور جهان در 30 گیاه زراعی مختلف گیاه هرزی مهم گزارش شده که کنترل آن دشوار است . قیاق گیاه هرز نوعی مزارع ذرت و نیشکر است . در ایران نیز این گونه گیاه هرز دارای اهمیت اقتصادی مزارع چغندر قند مشهد ، فارس ، آذربایجان غربی، مزارع پنبه سراسر ایران بخصوص گرگان ، ذرت اصفهان ، یونجه ورامین و کرج، جالیز ورامین ، گوجه فرنگی ورامین، سویای دشت مغان ، گندم کرمانشاه، نیشکر خوزستان بخصوص در کشت و صنعت کارون ، حنای جیرفت ، مراتع و جنگلهای گیلان و باغهای مرکبات شمال، فارس ، جیرفت ، باغهای پسته کرمان و نهالستانهای جنگلی گزارش شده است .

ریخت شناسی

قیاق گیاهی است قوی و بلند با ساقه های چندتایی، ریزوم دار که به شدت گسترش می یابد .

ساقه : راست، قوی و محکم، به طول 5/0 تا حداکثر 4 متر و در اغلب موارد کمتر از دو متر . ساقه گاهی زانویی و سپس راست است که از روی گره های پایین آن ریشه های جانبی ایجاد می شود . ساقه صاف ولی گاهی در روی گره ها دارای موهای کوتاه . ساقه های هوایی و گل دهنده از روی ریزوم های قوی زیر زمینی می رویند . ریزوم ها بلند و به شکل شبکه ای وسیع و به هم تنیده اند .

برگ : بلند و کشیده غلاف برگ صاف و بدون مو، دارای رگهای طولی مشخص، تا حدی ناودانی . معمولاً نوعی ترشح مومی در قاعده آن دیده می شود . زبانک غشایی یا نوک شرابه ای یا دندانه ای، نسبتاً کوتاه و به طول 2 تا 5 میلی متر . پهنک به شکل متناوب، صاف و بدون مو، هموار و در کناره های زبر و خشن، دارای بافت نرم، دارای تعداد زیادی رگبرگ و رگبرگ اصلی سبز کمرنگ و کاملاً مشخص ، به طول 20 تا 60 سانتی متر و عرض 10 تا 30 میلی متر و نسبت طول به عرض تا 20 برابر . گاهی در قاعده محل اتصال به غلاف دارای موهای پراکنده .

گل آذین : خوشه سنبله بزرگ، گسترده و باز ، هرمی شکل ، به رنگ ارغوانی، پوشیده از مو به طول 15 تا 40 ( گاهی 50 ) سانتی متر و متشکل از تعداد زیادی شاخه های فرعی که به شکل فراهم ( چرخه ای ) روی محور گل آذین قرار دارند . محور شاخه های فرعی بند بند و گاه پوشیده از مو . شاخه های جانبی قاعده به طول تا 25 سانتی متر که به نوبت خود به شاخه های فرعی تر ( هر یک به طول 1 تا 5/2 سانتی متر ) تقسیم می شوند . سنبلچه ها معمولاً جفت یا در دسته های سه  تایی . اگر سنبلچه ها در دسته سه تایی باشند، سنبلچه وسطی بدون پایه و کامل و بارور و دو سنبلچه کناری پایه دار و دارای اندامهای جنسی نر و عقیم . اگر سنبلچه ها جفت باشند، سنبلچه پایینی با گلهای کامل نر ماده ، بدون پایه به طول 4 تا 5/5 میلی متر ، به رنگ سبز . پوشه های این سنبلچه دو عدد و مساوی ، مستطیلی ، یا نسبت طول به عرض دو برابر . پوشه اول با 5 تا 9 رگ طولی و پوشه دوم با 3 تا 7 رگ طولی و پوشیده از مو . پوشینه ها این سنبلچه دو عدد، مساوی، نازک و شفاف . پوشینه اول دارای 2 رگ طولی و پوشینه دوم با یک رگ طولی و منتهی به یک سخک بلند به طول 7 تا 32 میلی متر ولی گاهی بدون سیخک . سنبلچه بالایی پایه دار و پوشیده از مو ، دارای گلهای نر و عقیم ، به طول 5 تا 7 میلی متر با پوشه های باریک و کشیده و بدون پوشینه . ریزش از پایینم سنبلچه بارور ( زیری ) و همراه با مجموعه سنبلچه بالایی . بذر به طول 2 تا 3 میلی متر، تخم مرغی شکل ، قهوه ای مایل به قرمز، براق و درخشان، دارای خطوط ظریف در سطح . شکل بذر طوری است که قسمت پهن آن بالاتر از وسط بذر قرار دارد .

زیستگاه

قیاق معمولاً در مزارع مختلف، باغها، مراتع ، کنار جاده ها و جویها و کانالهای آبیاری می روید .

انتشار در ایران : تقریباً در سراسر کشور دیده می شود و از تهران ، کرج، ورامین ، مازندران ، گیلان ، گرگان ، همدان ، فارس ، خراسان ، کرمان ، آذربایجان شرقی و غربی ، اصفهان ، خرم آباد ، خوزستان و بسیاری مناطق دیگر گزارش شده است .

انتشار در جهان : در سراسر جهان به استثنای آفریقای مرکزی، ژاپن و کره می روید .

روشهاي کنترل:

براي دفع قياق بايد سموم نفوذي مثل روغن مصرف شود تا ريشه هاي زيرزميني از فعاليت باز بمانند. از سموم پولي بوركلريت،TCA،بروماسيل،وDMSA  نيز مي توان استفاده كرد. مي توان با علفكش دالاپون به نسبت 5تا8كيلوگرم در هكتار يا رانداپ به نسبت 10ليتر در هكتار، به هنگام گل دادن يا قبل از گلدهي در دفعات متوالي با اين گياه مبارزه كرد.

+ نوشته شده توسط الهام مرادي در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 و ساعت 12:46 |